تعبیر خواب کمک خواستن در خواب

1

تعبیر خواب کمـک خواستن در خواب

تعبیر خواب کمک خواستن : کمک خواسـتن در خواب متفاوت است زمانی است که فرد در خواب میبیند که به کمـک نیاز دارد و از دیگران کمـک میخواهد. و یا از خدا کمک میخواهد که این نوع خواب بیشتر به دعا کردن فرد و رازو نیاز فرد با خدا تعبیر میشود, میتوانید تعبیر این خواب را در این سایت و در تعبیر خواب دعا جستوجو کنید. ما در این بخش از مجله اینترنتی حرف تازه تعبیر خواب کمک خواستن را برای شما آماده کردایم.

تعبیر خواب کمک

تعبیر خواب کمک خواستن

در کتاب سرزمین رویاها آمده است
شما کمـک میخواهید: تلاش کنید احساسات دوستانتان را بهتر درک کنید.
از کسی کمـک میگیرید: یک کارسخت در انتظار شماست.
تقاضای کمـک مالی میکنید: شادی.
یک سگ به شما کمـک میکند: یک نفر به دنبال نیش زدن به شماست.

تعبیر خواب کمـک خواستن مطیعی تهرانی

مطیعی تهرانی گوید: اگر خواب ببینید که در حال طلب کمـک از دیگران هستید، بیننده خواب کمکی به دیگران کرده و مردمان از این کمـک و یاری رساندن آن آگاهی پیدا نکرده‌اند.
اگر دیدید به صدای بلند گدایی می‌کنید و کمـک می‌خواهید از این ناراحت هستید که چرا دیگران به خوبی و صداقت شما توجه ندارند و قدر آن را نمی‌دانند و سپاسگزاری نمی‌کنند.

تعبیر خواب کمـک خواستن محمد ابن سیرین

محمد ابن سیرین گوید: اگر خواب دیدی شما از مرده درخواست کمـک داری به همان مقداری که نیازمندی در زندگی ات روزی رزق و راحتی وارد می شود ،و چنان چه شخص مرده از شما درخواست کمـک کرد بیانگر این است که از طریق رفتار و اعمال صحیح و ثواب خودت به احترام و عزت زیادی دست پیدا میکنی و دیگران شما را در زمینه های مختلف حمایت و تشویق میکنند.

تعبیر خواب کـمک خواستن آنلی بیتون

آنلی بیتون گوید: اگر خواب ببینید به فردی یاری می‌رسانید، نشانه آن است که برای رسیدن به مقام بالاتر تلاش می‌کنید و از شما حمایت خواهد شد.

1 دیدگاه در “تعبیر خواب کمک خواستن در خواب

  1. کالین گفت:

    سلام لطفا ازتون خواهش میکنم این خوابمو تعبیرشو بگید توروخدا
    خواب دیدم با مامانم و داییم مارو گرفتن بعد ما فرار کردیم ب خونه و قایم شدیم پلیس ها هم ب دنباا ما ما رفتیم خونه مادربزرگم بعدش با شوهر خالم رفتم بیرون و چون پلیس تو کوچه بود منو دیدن و منم انقد دویدم در یکی از خونه ی همسایه هامون وا بود من رفتم تو و خودم کردم تو او خونه درو بستم قفل کردم وقتی میخواستم برم تو در زدم و رفتم تو دیدم یه زن خارجی با موهای زرد و دو دختر و یک پسرش نشستن منم انگلیسی کمی بلد بودم بهشون گفتم اصلا درو باز نکنن اونا هم خیلی با مهربونی قبول کردن بعد خواستم حرفامو با ترانسیلیت براششون ترجمه کنم ک گوشیم خاموش شد بعد بابام زنگ زد از پنجره دیدم همه ی افرادی که تو خونه مادربزرگم بودن دست گیر شدن وو منم زود پنجره رو بستم به بابامم گفتم ک من در امانم بابام گفت باش همونجا بمون بابام دستگیر نشده بود اون زنه خیلی مهربون بود با من یواش اومد بیرون رفتیم تو ماشین مامانم و داییمم سوار کرد و از پلیسا بدون اینکه متوجه بشن فرار کردیم و موفق شدیم رفتیم پیش بابام و تمام تروخدا تعبیر کنید ممنون میشم

نظرات