
بیوگرافی آیت الله سید طیب موسوی و سوابق ایشان +علت درگذشت و فوت
آیت الله سید طیب موسوی درگذشت؛ سحرگاه روز شنبه ۱۰ آبانماه سال ۱۴۰۴ آیت الله حاج سیدطیب موسوی استاد اخلاق حوزه های علمیه اهواز دار فانی را وداع گفت.

بیوگرافی آیت الله سید طیب موسوی
آیتالله سید طیب موسوی متولد سال ۱۳۱۹ در یکی از روستاهای شهرستان هفتگل استاد اخلاق حوزه های علمیه اهواز بود.
علت فوت
آیت الله طیب موسوی بامداد روز شنبه دهم آبانماه سال ۱۴۰۴ درگذشت.

سالهای فعالیت و سوابق
آیت الله موسوی از اساتید اخلاق حوزه علمیه خوزستان و اهواز محسوب میشود. او در دهه شصت حوزه علمیه امام جعفر صادق(ع) را در کوی ابوذر واقع در حصیرآباد اهواز راهاندازی کرد و به تربیت طلاب علوم دینی پرداخت.
مراسم تشییع آیتالله سیدطیب موسوی روز یکشنبه ۱۱ آبانماه سال ۱۴۰۴ ساعت ۹ صبح از مسجد امام زینالعابدین(ع) اهواز واقع در کوی ابوذر(حصیرآباد)، خیابان ۱۰، چهارراه دوم آغاز میشود که اهالی خوزستان با این عالم ربانی وداع میکنند. قرار است پس از تشییع، پیکر آیتالله سید طیب موسوی در حرم علی بن مهزیار اهوازی واقع در اهواز، خیابان آزادگان، خیابان شهید باقری آرام بگیرد.
زندگینامه آیت الله طیب موسوی از زبان خودش
اینجانب در اسفند ماه ۱۳۱۹ در یکی از روستاهای هفتگل متولد شدم و در حدود ۱۰ سال در این روستا زندگی کردم بعد از فوت جد بزرگوارم پدر بنده جهت تبلیغ و اقامه نماز وهدایت و ارشاد مردم، به درخواست اهالی منطقه نفت سفید و به دستور مرحوم آیت الله سید علی بهبهانی به آن شهرستان هجرت کردند و از همان منطقه، بنده را برای تحصیل علم به شهرستان شوشتر مدرسه آیت الله سید نعمت الله جزایری که بعداً معروف به مدرسه آل طیب شد فرستاند. بنده حدود ۴ سال تا اتمام لمعتین در شهرستان شوشتر سکونت داشتم و بعد از آن به نجف اشرف رفتم و در مدرسه جامعة النجف به مدت ۴ سال درس خواندم و کتاب رسائل را خدمت حضرت آیت الله ملکوتی و کتاب مکاسب را خدمت آیت الله غلام رضا باقری و قوانین را نزد آیت الله راستی خواندم .
تصمیم داشتم در نجف اشرف مدت زیادی بمانم لکن به کسالتی مبتلا شدم که خیلی ضعف بر من عارض می شد، لذا مدت سه ماه به سامرا رفتم. بستگان من در آنجا زندگی میکردند و امام جماعت حرم مطهر عسکریین از بستگان نزدیک من بود . در مدت اقامت در سامرا به درس مرحوم آیت الله شیخ مجتبی لنکرانی شرکت میکردم .
پس از این مدت، به نجف مراجعت نمودم ولی هنوز کسالتم از بین نرفته بود، لذا اطباء به من توصیه کردندکه به ایران برگردم. در آن هنگام مرحوم پدرم از نفت سفید به اهواز آمده بود و پیش نماز مسجد امام زین العابدین علیه السلام واقع در خیابان ده حصیرآباد بودند(همان مسجدی که الان بنده پیش نماز آن هستم). مشکلات و گرفتاری هایی که پیش آمد مانع ازاین شد که مجدداً به نجف اشرف برگردم در این مدت پیش نماز مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام در خیابان پنج حصیرآباد بودم . وقتی مشخص شد که دیگر نمیتوانم به نجف برگردم، تصمیم گرفتم به شهر مقدس قم رفته و ادامه تحصیل بدهم . در قم کفایتین را خدمت مرحوم حضرت آیت الله فاضل لنکرانی خواندم و این دو جلد را کاملاً تقریر نمودم . مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی خیلی نسبت به بنده اظهار علاقه می نمودند .
ازدواج و همسر و فرزندان
حدوداً ۳۰ ساله بودم که ازدواج نمودم و کل اقامت بنده در شهر قم حدود ۱۷ سال بود تا اینکه مرحوم حاج سید محمد حسن آل طیب (دائی آیت الله جزایری ) که از مراجع بزرگ خوزستان بودند به قم مشرف شدند واز بنده دعوت نمودند به عنوان مدرّس به حوزه علمیه شهرستان شوشتر بروم ولی بنده امتناع نمودم. ایشان فرمودند حداقل به همان اندازه ای که در حوزه علمیه شوشتر درس خواندهاید در آن مدرسه نیز تدریس نمائید. لذا بنده دعوت ایشان را پذیرفتم و از قم به شوشتر هجرت کردم و حدوداً چهار سال مشغول به تدریس مقدمات تا شرح لمعه بودم . یک نکته ای که لازم است تذکر بدهم این است که ما از همان موقعی که در مکتب خانه قرآن میخواندیم تا موقعی که در قم بودیم همیشه درسی را که میخواندیم همان را هم تدریس میکردیم .








