
اول مهرِ غم انگیزی را امروز تجربه کردیم، برای دل مادران فرشته های کوچک میناب باید خون گریه کرد.
عجب اول مهر غم انگیزی، داغ دلمون تازه شد برای فرشته های میناب 💔
اول مهر 1405، مدرسه شجره طیبه ی میناب، ناله های مادران غم دیده، با این گزاره ها غم عالم بر دل آدم می نشیند عجب اول مهرِ غم انگیزی… 😭
ماه مهر همیشه پر از نشاط بود،اما امسال داغ دلمون تازه میشه برای فرشته های کوچک میناب . در تمام این سالها، به خاطر نمیآورم هنگام انجام کارهای مدرسه و اخبار شروع مدارس و از راه رسیدن اول مهر گریه کرده باشم؛ همیشه ذوق داشتم چه برای اول مهر خودم و چه برای اول مهر فرزندم…
چه روزهایی که با ذوق برای خودم دفتر جلد می کردم و چه برای فرزند کلاس اولیام خرید میکردم و روی تکتک وسایلش برچسب میزدم.
همینطور که داشتم اسم دخترم را روی برچسبها مینوشتم، دلم هُری پایین ریخت؛ راستی مادرهای مینابی این روزها چه میکنند؟؛ هنوز از یادآوری این حادثه و شهدای میناب دلم خون میشود. با دلِ مادران آن ۱۶۸ نفر چه میکند؟؛ صدای جیغ دانشآموزهایی که به آغوش معلمشان پناه بردهاند در سرم میپیچد.
اشکهای شورم روی لبهایم میلغزد و روی جلد قرمز دفتر میافتد. دخترم می پرسد: مامان! چرا گریه میکنی؟به جعبه دستمال اشاره میکنم و میگویم: «برای مامانهای میناب»
مطلب مرتبط: ماکان نصیری شهید مفقود الاثر میناب کیست +ماجرای پیدا نشدن پیکرش و بیوگرافی
امروز اول مهره؛ بوی دفتر نو میاد و زنگ مدرسه به صدا در اومده. حتما امروز معلم ها که دفتر حضور و غیاب اولین روز کلاس را باز می کنن، صدای «حاضر» گفتن چندتا از دانش آموز را دیگه نمیشنوند.آخه دیگه نیستن! شهید شدن!
باید به یاد شهدای شجره ی طیبه محکمتر بگوییم حاضر، باید پای حق و حقیقت بایستیم علاج توی وطن خودمونه پشت همین نیمکتها هم هست.
ما برای ساختن ایران قوی به یاد اون مشت گرهکرده بهاحترام تمام اون شهدای مظلوم با امید و افتخار… تا آخرش حاضریم!
آغاز سال تحصیلی جدید، یاد شهدای عزیزمان گرامی باد









