2 انشا درباره نامه ای به خدا برای کلاس اول و دوم دبستان با مقدمه و نتیجه گیری

hamkar7 ۱۹ مهر ۱۴۰۳ 4 دقیقه مطالعه
2 انشا درباره نامه ای به خدا برای کلاس اول و دوم دبستان با مقدمه و نتیجه گیری

2 انشا درباره نامه ای به خدا : نوشتن انشا در پایه های ابتدایی و حتی دوره اول راهنمایی ضروری است. پس باید موضوع خاص و زیبا و سرگرم کننده باشد. در ادامه همراه حرف تازه باشید.

زیباترین انشا درباره نامه ای به خدا برای کلاس اول و دوم دبستان با مقدمه و نتیجه گیری

2 انشا درباره نامه ای به خدا برای کلاس اول و دوم دبستان با مقدمه و نتیجه گیری

انشا اول :

مقدمه:

خدای خوب و مهربان و همراه خواب و بیدار من سلام بر تو، تو که از لایه لایه ی درونم خبر داری، خدای بزرگم، چه سخنی با تو بگویم که ندانی، تو که از همه سلولهای وجودم خبر داری و بر فراز هر کدام پرچمی از عشق تو بالا رفته است.

بدنه:

خدای من، دوست قدیمی و همراه همیشگی من، حرفی ندارم که از تو پنهان باشد، خدای من رازی و سخنی مگو ندارم که تو از آن خبر نداشته باشی، دوست و عشق صادق من، بگذار کمی با تو راحت حرف بزنم.گاهی دلم می گیرد و به گوشه ای می روم و دلم می خواهد با کسی مستقیم سخن بگویم، ولی نمی دانم چرا بندگانت حرف را نگه نمی دارند و بر ملا می کنند. دلم می خواهد خواسته هایم را بگویم و تو خدای خوب من جوابم را بدهی، می خواهم بهترین دعا هایم را بر زبان بیاورم و از تو بخواهم که کمک کنی تا همه دعاها و خواسته هایم دست یافتنی گردد.خدای دلبر من، مادر و پدرم را به تو می سپارم و می خواهم بهترین نعمت ها را نصیبشان کنی، خدای من اگر روزی دستم به کاری حلال رسید، کمک کن تا دست محرومان بگیرم و یاریگرشان باشم. خدایا می بینی که زهرا دختر همسایه عازم خانه شوهر است ولی جهازی ندارد، خدایا همسایه تازه خانه خریده و قرضش زیاداست، خدایا هر بنده ای را که می بینم درد دارد و گرفتار، یکی فرزند بیمار دارد و دیگری خودش درد می کشد و ان یکی هم مشکل دیگری داردخدای خوب و دوست داشتنی می خواهم بهترین بیمارستان ها را برای مردم بسازم و تو کمک کنی تا هزینه هایش را خودم پرداخت کنم. خدایا می خواهم کودکان بیمار را درمان دهی و من در عوض بندگی کنم و تو را بستایم. خدای من بهترین چیزهای خوب را برای بندگانت می خواهم .

نتیجه گیری:

خدای بزرگ از رازها و اسرار و ناگفته های درون هر انسانی خبر دارد ولی گفته که گاهی برای اجابتش باید، به زبان بیاورید و از من طلب کنید و صدا بزنید مرا. خدای مهربانم همه خواسته هایم می دانی بر همه آن خواسته هایی که سالم و دست و حلال است لباس اجابت بپوشان.

انشا دوم :

مقدمه:

سلام خداوند مهربان! من یک کودک کوچک هستم و خیلی دوست دارم با تو صحبت کنم. همیشه از تو می‌خواهم که به من کمک کنی و مرا در زندگی راهنمایی کنی. امروز تصمیم گرفتم نامه‌ای به تو بنویسم تا احساساتم را با تو در میان بگذارم.

بدنه:
خدا جان، من هر روز چیزهای زیادی یاد می‌گیرم. گاهی اوقات خوشحال هستم و گاهی اوقات ناراحت. وقتی با دوستانم بازی می‌کنم، دنیا برایم خیلی زیبا و شاداب می‌شود. اما وقتی که به خانه می‌رسم و با خانواده‌ام وقت می‌گذرانم، احساس آرامش می‌کنم. می‌دانم که تو همواره در کنارم هستی و من را حمایت می‌کنی.می‌خواهم از تو بخواهم که به همه بچه‌ها کمک کنی تا خوشحال و سالم باشند. همچنین می‌خواهم خانواده‌ام همیشه در کنارم باشند و در کنار هم خوشبخت زندگی کنیم. من سعی می‌کنم که خوب باشم و به دیگران کمک کنم، چون می‌دانم که این کار تو را خوشحال می‌کند.

نتیجه:

خداوند عزیز، ممنونم که همیشه به من گوش می‌کنی و برای من بهترین‌ها را می‌خواهی. من امیدوارم که نامه‌ام به دستت برسد و بدانی چقدر دوستت دارم. همیشه برایم دعا کن و به من راهنمایی کن تا بتوانم انسان خوبی شوم. دوستت دارم و همیشه به تو فکر می‌کنم.

نظر شما برای ما ارزشمند است.
لطفاً دیدگاه خود را محترمانه و مرتبط با موضوع بنویسید.
لطفا از ثبت شماره تماس یا اطلاعات شخصی خود در کامنت ها خودداری کنید.
فقط نظراتی که با حروف فارسی نوشته شوند تایید می شوند.

ثبت دیدگاه