بیوگرافی و عکسهای جدید اینستاگرام کیانوش گرامی و همسرش (Kianoosh Gerami)

0

بیوگرافی و عکسهای جدید اینستاگرام کیانوش گرامی و همسرش (Kianoosh Gerami)

کیانوش گرامی بازیگر سینما و تلویزیون ایران است. وی سال ۱۳۴۱ چشم به جهان گشود. از مهم‌ترین آثار کیانوش گرامی می‌توان به بازیگری در سریال مرد هزارچهره، سریال دودکش و فیلم سن پطرزبورگ اشاره کرد.

کیانوش گرامی

کـیانوش گـرامی نخستین بار در تلویزیون حضور یافته و سال ۱۳۵۴ در ۱۳ سالگی در سریال آتش بدون دود به کارگردانی نادر ابراهیمی بازی کرده است. گرچه موفقیت این اثر نسبت به آثار شاخص بعدیش مانند سریال مرد هزارچهره، بیشتر نبود اما تجربه خوبی برای کـیانوش گـرامی محسوب می‌شود و همکاری با هنرمندانی همچون منوچهر احمدی، منوچهر فرید، محمدعلی کشاورز و مهری ودادیان را تجربه کرد.

کیانوش گرامی

کـیانوش گـرامی در سال ۱۳۸۷ دوره‌ی پرتلاشی را در عرصه سینما و تلویزیون گذراند و در آثار مهمی بازی کرده است. او در این سال با بازی در ۱۰ فیلم و سریال مهم سینما و تلویزیون خود را به مردم معرفی کرد. آثار مهم کـیانوش گـرامی در این سال، بازیگری در سریال شاه‌کلید به کارگردانی سامان مقدم، سریال نخلستان صابر به کارگردانی سیامک شایقی، فیلم پسر آدم، دختر حوا به کارگردانی رامبد جوان، فیلم حرکت اول به کارگردانی فرهاد نجفی، فیلم سفر مرگ به کارگردانی حسن آقاکریمی، فیلم شرقی به کارگردانی عبدالرضا منجزی، سریال مامور بدرقه به کارگردانی سعید سلطانی، سریال مرد هزارچهره به کارگردانی مهران مدیری، فیلم یکی از میان همه به کارگردانی ابراهیم شیبانی و فیلم جورچین به کارگردانی سید اسماعیل جلالی محسوب می‌شود.

کیانوش گرامی

شاید یکی از مهم‌ترین بخش‌های بیوگرافی کیانوش گرامی بازی در سریال مرد هزارچهره بوده است. کـیانوش گـرامی سال ۱۳۸۷ در ۴۶ سالگی در سریال مرد هزارچهره نقش مهمی بازی کرده است که توانست با مهارت خود، آن نقش و همچنین خودش را میان مخاطبان تلویزیون مطرح کند. او در این سریال با مهران مدیری همکاری داشته است. کـیانوش گـرامی توانست با بازی در سریال مرد هزارچهره تجربه بازیگری موفقی برای خود رقم بزند و همکاری در کنار بازیگرانی نظیر مهران مدیری، پرویز فلاحی‌پور، علیرضا خمسه و پژمان بازغی بر تجارب او افزود.

کـیانوش گـرامی علاوه‌بر سریال مرد هزارچهره، سال ۱۳۹۲ در ۵۱ سالگی در سریال دودکش نیز بازی کرده است. کـیانوش گـرامی این‌بار با محمدحسین لطیفی یعنی کارگردان سریال دودکش و هنرمندانی چون هومن برق‌نورد، بهنام تشکر، امیرحسین رستمی و سیما تیرانداز همکاری داشت.در این سال‌ها کـیانوش گـرامی با هنرمندان بسیاری تجربه‌ی کار داشته است اما جالب است بدانید که در میان بازیگران علی‌اصغر طبسی با ۱۰ مرتبه، بهاره رهنما با ۷ مرتبه، اردشیر کاظمی با ۷ مرتبه، پولاد کیمیایی با ۶ مرتبه و سعید پیردوست با ۶ مرتبه بیشترین همکاری را با کـیانوش گـرامی داشته‌اند.

کیانوش گرامی

یکی از ویژگی‌های حرفه‌ای بیوگرافی کـیانوش گـرامی آن هست که در مدت زمان بازیگری خود، هم در تلویزیون و هم در سینما بازی کرده است. کـیانوش گـرامی را باید بیشتر بازیگر سینما بدانیم چرا که ۷۳% آثار وی سینمایی و ۲۷% آثارش تلویزیونی است. در واقع کـیانوش گـرامی از مجموع ۷۱ اثری که در کارنامه دارد، در ۵۲ اثر در سینما با نام‌های فیلم وکیل بند، فیلم روشنک، فیلم املاکی ها، فیلم ماه در جنگل، فیلم عروس برفی، فیلم سه بیگانه، فیلم بلوف ۲۰۱۴، فیلم ساکن طبقه وسط، فیلم متل قو، فیلم روز اردو، فیلم همیشه سینما، فیلم پله آخر، فیلم قلاده های طلا، فیلم مامان بهروز منو زد، فیلم نارنجی پوش، فیلم نارمک، فیلم جرم، فیلم دردسر بزرگ، فیلم همه چی آرومه، فیلم به من نگو دزد، فیلم حلقه های ازدواج، فیلم دلقک ها، فیلم سن پطرزبورگ، فیلم کیفر، فیلم ندارها، فیلم پسر آدم، دختر حوا، فیلم حرکت اول، فیلم سفر مرگ، فیلم شرقی، فیلم یکی از میان همه، فیلم جورچین، فیلم تلافی، فیلم جعبه موسیقی، فیلم خروس جنگی، فیلم دایره زنگی، فیلم درشهر خبری نیست هست، فیلم عاشق، فیلم خیلی دور، خیلی نزدیک، فیلم سربازهای جمعه، فیلم اعتراض، فیلم فریاد، فیلم لژیون، فیلم مرسدس، فیلم سلطان، فیلم تعقیب، فیلم ضیافت، فیلم غزال، فیلم مادرم گیسو، فیلم آرایش مرگ، فیلم ترانزیت، فیلم مجنون و فیلم محموله به ایفای نقش پرداخته و در ۱۹ اثر در تلویزیون با نام‌های سریال مس، سریال سر دلبران، سریال بی بی گندم، سریال عمودی‌ها، سریال همسرایی، سریال روشنک، سریال دودکش، سریال راستش را بگو، سریال هفت سین، سریال چشم‌های نامحسوس، سریال اشک‌ها و لبخندها، سریال شاه‌کلید، سریال نخلستان صابر، سریال مامور بدرقه، سریال مرد هزارچهره، سریال راه بی‌پایان، سریال میوه ممنوعه، سریال تا صبح و سریال آتش بدون دود بازی کرده است.

کیانوش گرامی

در مجموع در کارنامه ۵۶ ساله و بیوگرافی کـیانوش گـرامی آثار مهمی وجود دارد. اگر می‌خواهید با بیوگرافی کـیانوش گـرامی و زندگی حرفه‌ای و آثار او بیشتر آشنا شوید، حتما به صفحه هر یک از آثار کـیانوش گـرامی در منظوم سر بزنید. همه ۷۱ اثر مهم کـیانوش گـرامی در منظوم یک پروفایل اختصاصی دارند که اطلاعات کامل معرفی آنها تهیه شده است. امتیازی که هر یک از آثار کـیانوش گـرامی در منظوم دارند، نمره و امتیازی است که مردم از یک تا ده به آنها داده‌اند.

کیانوش گرامی

در واقع هر چقدر کیانوش گرامی در آثار ارزشمندتری بازی کرده باشد، توانسته نمره‌ی بیشتری از سوی مردم بگیرد، در نتیجه سوابق کاری و بیوگرافی کیانوش گرامی درخشان‌تر خواهد شد. مثلا اثری که در بیوگرافی کـیانوش گـرامی بیشترین امتیاز را از مردم گرفته است، سریال مرد هزارچهره محسوب می‌شود و اثری که در بیوگرافی کـیانوش گـرامی کمترین امتیاز را گرفته است، فیلم محموله محسوب می‌شود.

کیانوش گرامی

اگر در مورد بیوگرافی کیانوش گرامی نکات بیشتری می‌دانید حتما برای ما ارسال کنید تا کمکی بزرگ به همه مخاطبان و طرفداران کـیانوش گـرامی کرده باشید. مثلا اگر اطلاعاتی دقیق‌تر در مورد بیوگرافی کـیانوش گـرامی، آثار کـیانوش گـرامی، جوایز کـیانوش گـرامی، همکاران کـیانوش گـرامی، گالری عکس کـیانوش گـرامی، قد کـیانوش گـرامی، وزن کـیانوش گـرامی، رنگ چشم کـیانوش گرامی، وضعیت تأهل و همسر کـیانوش گـرامی، فرزندان کـیانوش گـرامی، حواشی کـیانوش گـرامی و کودکی کـیانوش گـرامی می‌دانید حتما برای ما ارسال کنید.

کیانوش گرامی

فعالیت‌های هنری کیانوش گرامی

سه بیگانه (۱۳۹۳)
ساکن طبقه وسط (۱۳۹۲)
متل قو (۱۳۹۱)
پله آخر (۱۳۹۰)
قلاده‌های طلا (۱۳۹۰)
مامان بهروز منو زد (۱۳۹۰)
نارنجی‌پوش (۱۳۹۰)
کار کاذب (۱۳۸۹)
به فاصله یک نفس (۱۳۸۹)
جرم (۱۳۸۹)
دردسر بزرگ (۱۳۸۹)
مینی‌بوس (۱۳۸۹)
همه چی آرومه (۱۳۸۹)
بی ستاره (۱۳۸۸)
حلقه‌های ازدواج (۱۳۸۸)
دلقک‌ها (۱۳۸۸)
سن پترزبورگ (۱۳۸۸)
ندارها (۱۳۸۸)
پسر آدم، دختر حوا (۱۳۸۷)
پوست موز (۱۳۸۷)
حرکت اول (۱۳۸۷)

سفر مرگ (۱۳۸۷)
تلافی (۱۳۸۶)
جعبه موسیقی (۱۳۸۶)
خروس جنگی (۱۳۸۶)
دایره زنگی (۱۳۸۶)
در شهر خبری نیست، هست (۱۳۸۶)
عاشق (۱۳۸۵)
خیلی دور، خیلی نزدیک (۱۳۸۳)
سربازهای جمعه (۱۳۸۲)
اعتراض (۱۳۷۸)
فریاد (۱۳۷۷)
لژیون (۱۳۷۷)
مرسدس (۱۳۷۶)
سلطان (۱۳۷۵)
تعقیب (۱۳۷۴)
ضیافت (۱۳۷۴)
مادرم گیسو (۱۳۷۴)
آرایش مرگ (۱۳۷۳)
ترانزیت (۱۳۷۲)
سریال گل پامچال (۱۳۷۰) با نام اسماعیل گرامی
مجنون (۱۳۶۹)
مدرسه پیرمردها (۱۳۶۸)
محموله (۱۳۶۶)

کیانوش گرامی

تلویزیونی
دودکش (۱۳۹۲)
اشک‌ها و لبخندها (۱۳۸۸)
جاده در دست تعمیر (۱۳۸۷)
میوه ممنوعه (۱۳۸۶)
خونه بی‌بی گندم(۱۳۹۵)

ترانه شناسی
ناز می‌کنی (۱۳۹۳)

کیانوش گرامی

گپی خودمانی با کـیانوش گـرامی

*شما با وجود شهرتی که دارید، چرا همچنان در همان محله قدیمی زندگی می کنید؟ چرا به مانند برخی هنرمندان، محله خود را عوض نکرده اید؟
اینجا محله من است. من به خاطر پدر، مادر، خواهر و برادرم مانده ام. من به خاطر همسایه ها و رفیق های قدیمی ام مانده ام. من به این سادگی از یکسری دلبستگی هایم جدا نمی شوم. محله ام را هم خیلی دوست دارم به خصوص خیابان پیروزی را. منطقه ۱۴ و ۱۳ برای من دوست داشتنی هستند و خاطراتی دارم. جدای از کشورم که وطن اصلی من است، منطقه ۱۳ و ۱۴ یک جورایی وطن من به حساب می آیند.

*از محله ۱۴ قدیم برایمان بگوئید؟ چقدر با امروز تفاوت کرده است؟
خیلی فرق کرده است. منطقه ۱۴ ، آن موقع منطقه کشاورزی بود. الان اتوبان زده اند، خانه های آپارتمانی جای آن خانه ای باصفای قدیمی را گرفته است. من با حال و هوای آن موقع بزرگ شدم.

*حتما خیلی خاطرات از این محله دارید؟
(با حسی سرشار از مرور خاطرات گذشته) بله. خیلی خاطره دارم. خیلی.
آن قلعه های اصفهانک و قعله عزیزیه که الان هم جفتشان خراب شده اند، آن درب آهنی، آن باغ فرید، آن باغ و سرسبزی، پادگان های خیابان پیروزی اینها همه برای من خاطره است. جدا از همه این خاطرات، من آنجا به دنیا آمده ام. من بچه خیابان پیروزی و چهارصد دستگاه هستم. من بچه این محله هستم. من یک عِرق خاصی به محله ام دارم. همه رفیق های کودکی من این جا هستند. به این راحتی که نمی توانم از محله ام دل بِکنم.

*روابط تان با همسایه ها چگونه است؟ با توجه به اینکه سالهاست در آنجا زندگی می کنید و شهرتی که دارید، آیا هنوز از شما درخواست عکس و امضا می کنند؟
زیاد. گاهی وقت ها می بینم همسایه ها برای گرفتن امضا کلی منتظر مانده اند تا من از خانه بیرون بیایم. یا مثلا وقتی اقوام و بستگان همسایه ها می فهمند من ساکن اینجا هستم، می آیند و عکس یادگاری می گیرند. همین برای من با دنیا برابر است. احترامی که همسایه ها و هم محله ایی هایم برای من می گذارند، کلی برای من با ارزش است. لذت این احترام ها برای من چیز دیگری است. آنها از پایه من را می شناسند، اگر روزی کوتاهی کرده باشم می بخشند. لذتی در گذشت و بخشش آنها هست که هیچ جای دنیا پیدا نمی شود.

*حتما «گل کوچک» هم بازی کرده اید؟
(با هیجان) خیلی. خیلی زیاد. آن قدر گل کوچک، والیبال، کفتر بازی، تیله بازی کردم. چه کارهایی من در کودکی می کردم. ولی همه بازی ها و سرگرمی های ما هر چه بود سالم بود. به دور از خشونت و پرخاشگری بود. عالمی داشتیم آن زمان.

کیانوش گرامی

*در حال حاضر کسی از آن همبازی های شما هست که همسایه و هم محله ای شما باشد؟
بله. البته تعدادی از آن همبازی هایی من شهید شدند و فقط خانواده هایشان هستند. شهید افراسیابی، شهید همت (مسعود همت)، شهید عباس حیدری و خیلی های دیگر که همبازی های من بودند. تعداد دیگری هم هستند. البته این را هم بگویم که ما چند سال پیش خانه پدری را خراب کردیم و ساختیم. یک مقداری از آن محله فاصله گرفته ایم اما الان هم هنوز در همان منطقه هستیم. حالا دوستان و همبازی های دوران کودکی ام هم، مثل ما دو تا کوچه بالاتر، دو تا کوچه پائین تر باشند. اما هستند. خیلی از رفیق های دیگرم هم هستند و به همدیگر سر می زنیم و جویای حال هم هستیم. یک موقع در مراسم های عروسی و عزاداری همدیگر را می بینیم. کاروانی که در خیابان پیروزی برای نیمه شعبان راه می اندازیم و هیاتی که در محلمان داریم، دور هم جمع مان می کند.

*پس این خلق و خویی که در کاراکترهایتان وجود دارد، برگرفته از همین شخصیت شما و علاقه ای است که به آن دارید؟
بله و همه سعی ام بر این است که از آن شخصیت و حال و هوا دور نشوم.

*این شخصیت و حال و هوایی که می گوئید، چه چیزی دارد که آن قدر دوست دارید حفظش کنید؟
خیلی چیزها. خیلی چیزهایی را که دوست داشتم با پیشرفت و ساخت و ساز از بین رفتند. خیلی چیزهایی را که دوست داشتم، الان دیگر وجود ندارد؛ خانه های یک طبقه یا دو طبقه ای که از بچگی من بودند و الان همه اشان شده اند ساختمان های پنچ طبقه. ساختمان هایی که در این کوچه های باریکی که ما در آن ها فوتبال بازی می کردیم که یکی از همین تیم ها بعدها شد «هدف»، جای آن خانه های باصفا را گرفته است.خرابه هایی که کنار آن خانه ها بود و ما در آنجا بازی می کردیم، که الان دیگر همه آن ها نابود شده اند. ساختمان های پنچ و شش طبقه بی ریختی که خودم هم یکی از آن ها را ساخته ام، جای آن خانه های قدیمی را گرفته است. این ها چیزهایی است که من دوست داشتم باشند و بمانند. آن درب آهنی که با مادرم خدا بیامرز تا آنجا می رفتیم و لباس می شستیم.این ها خاطراتی است که با پیشرفت زمان از بین رفته اند اما برای من نوستالژیک است. آن فشاری آبی که سر کوچه ها داشتیم و با دبه می رفتیم و آب می آوردیم. لباس هایمان را درب آهنی می بردیم و می شستیم. آن باغ عفیفیه که الان کلانتری شده است. همه این ها خاطراتی است که دوست دارم نگهشان دارم. زندگی در آن زمان از ما شخصیتی را ساخت که دیگر وجود ندارند. کسانی که به هم کمک می کردند و هوای هم را داشتند. الان در این وضعیت کسی به فکر کسی نیست. برای همین است که من این کاراکتر را در خودم زنده نگه داشته ام چون من متعلق به آن زمان هستم.

نظرات