تعبیر دیدن عزرائیل (ملک الموت) در خواب

33

تعبیر دیدن عزرائیل (ملک الموت) در خواب

تعبیر خواب عزرائیل : بسیاری از معبران میگویند که تعبیر خواب عزرائیل بستگی به چگون دیدن خواب دارد مثلا بینند خواب چهره عزرائیل را میبیند یا نه , غمگین است یا شاد و یا … عزرائیل به فرشته مرگ و ملک‌الموت هم معروف است. ما در این بخش از مجله اینترنتی حرف تازه برای شما تعبیر خواب عزرائیل را آماده کردایم.

تعبیر خواب عزرائیل

هیبت عزرائیل

هیبت ملک الموت نسبت به محتضر فرق مى کند. براى خوبان و صالحان طبیب حاذق و براى مشرکان و کسانى که در عمرشان عمل خیرى انجام نداده اند، بدترین شکل و هیبت مى باشد. براى کسانى که عمل نیک و شایسته انجام مى دهند، عمل صالح او واسطه خیر مى گردد تا جسم معذّب مریض مؤمن را در مقابل امراض جسمى نجات دهد. و به آن درجه و مکانى که خداوند در قرآن اش بشارت داده هدایت کند.

تعبیر خواب عزرائیل مطیعی تهرانی

مطیعی تهرانی گوید: دیدن فرشتگان در حالت غم زده و چهره گرفته در خواب خوب نیست بخصوص دیدن میکائیل و عزرائیل و نشان آن است که مرگ بیننده خواب نزدیک است.

تعبیر خواب عزرائیل ابن سیرین

ابن سیرین گوید: اگر کسی ملک الموت را به خواب بیند چنانکه در آسمان او را بیند و خودش را در زمین دلیل که هر کاری دارد از آن بر کنار می‌گردد.
اگر عزرائیل را در زمین نزدیک خویش بیند دلیل بر اینکه اجلش نزدیک است.
اگر ملک الموت را شادمان بیند دلیل که شهید گردد.
اگر بیند که با عزرائیل کشتی گرفت و او را نینداخت دلیل که زود از دنیا رود و توبه باید نماید.
اگر بیند ملک الموت را بینداخت دلیل که بیمار گردد به حال مرگ بعد از آن شفا یابد.

تعبیر خواب عزرائیل جابرمغربی

جابرمغربی گوید: اگر عزرائیل را شادمان بیند دلیل که زندگی او دراز گردد.
اگر بیند که عزرائیل به او سلام کرد دلیل که عجلش نزدیک است و پایان عمرش با شهادت تمام گردد.
اگر بیند عزرائیل بر وی با خشم نگاه کرد دلیل که حال وی پر مخاطره باشد.
اگر بیند که عزرائیل او را چیزی شیرین داد دلیل بر اینکه جان کندن برایش آسان شود.

همچنین بخوانید: تعبیر خواب فرشته

اگر بیند که به او چیزی تلخ داد دلیل که جان کندن بر او سخت گردد.
اگر بیند که عزرائیل او را وعده ومژده نیکو داد دلیل که تعبیرش همان مواردی است که تو را بشارت داده.
اگر بیند که او را خبر دادند که عزرائیل در فلان جا ست و او از دور بر او نگاه نمود دلیل که او را با پادشاه با هیبت کار افتد.
اگر بیند که عزرائیل را کشت دلیل که دشمن خلق گردد.

در احادیث آمده است

طبق احادیث و روایات معصومین (علیهم السلام) هیبت ملک الموت نسبت به محتضر فرق مى کند. و بعضى از افراد در حال جان کندن، داد و فریاد مى زنند، زن و بچه ها را صدا مى کنند، مرتب دست و پا را به شدّت تکان مى دهند و چنگ مى انداختند، تا خلاصى یابند. ولى افسوس! که راه فرارى نیست.
و بعضى ها نیز بدون هیچ مشکل و عذابى در بهترین وجه و با توصیه هاى قبلى که کرده اند تسلیم قدرت لایزال حق مى شوند و این مسائل خود نشان دهنده حالات ملک الموت بر بالین محتضر است.

33 دیدگاه در “تعبیر دیدن عزرائیل (ملک الموت) در خواب

  1. میلاد گفت:

    سلام
    من امروز بعد از نماز صبح رفتم که به خوابم توی خواب داشتم نماز می خواندم که وسط قنوت بودم که یه صدا اومد اسمم رو صدا زد و گفت تو اعمال نیکو زیادی انجام دادی ولی می خواهی به زودی یک گناه مرتکب بشی یک لحظه ان گناه امد توی فکرم و فرمود به زودی تو بیمار میشوی و زود خوب میشوی اگه به توانی بیماری را پشت سر بگذاری تا اخر عمرت از تمام بیماری ها و… در امان می مانی من عزرائیل رو میفرستم تا تورا رهنمایی کنه و تو توبیه ان گناه هم بکنی ناگهان دیدم عزرائیل به شکل مرد زیبا و قد بلند و خوشحال ظاهر شد او عربی صحبت میکرد ولی من میفهمیدم که چه میگوید در حالی که من هیچی عربی بلد نیستم به من سلام کرد احوالم رو پرسید من گفتم چگونه خوب باشم با این همه گناه او هم لبخند زد و گفت خداوند بزرگ است و او نزدیک تر امد من به توبه سو اوردم او گفت توبه تو قبول شده و امد با من رو بوسی کرد و خدا نگهدار گفت یک نکته رو فراموش کردم عزرائیل در خانه ما ظاهر شد و من بعد از بیدار شدن رفتم جای ظاهر شدن رو بو کردم دیدم بوی خوب و خواصی میده شکه شده بودم تعبیر این خواب چیست یاعلی

  2. محمد گفت:

    سلام من خواب دیدن حضرت مریم رو محاکمه میکنن تقریبا مثل فیلمی که براش ساختن ینفر بود ایشون رو اذیت میکرد و من دیدم عزرائیل اومد و بهش هشدار داد که اون دنیایی هم هست و جزای کارهاتو خواهی دید. اون فرد بد هم اون دنیارو تکذیب کرد. من همه این صحنه هارو فقط تماشا میکردم خواهشا تعبیرش رو بگید ممنون میشم

  3. مهدی گفت:

    من اول قرص ۳۰قرص اعصاب خوردم خواستم خودمو بکشم که منم نمیدونستم داشتم چکار میکردم خانوادم بردنم بیارستان و بعد دو روز خوب شدم و امروز که یه خوابی دیدم که عرزائیل بود من تو خواب یکی رو دیدم که صورتش رو پشت کرده بود فقط موهای سیاهش رو میدیدم و قلم و کاغذش و قد قامت عظیمش اما قیافه خدمت کارش رو دیدیم که به مردم پیشم بستنی میدادم اما به من ندادن هر کی که هم از بستنی خدمتکار عزرائیل میخورد در جا میمرد ولی من خدارو شکر نخوردم به عزرائیل گفتم که من یک بستنی شکلاتی میخوام گفت فقط سفید اونم تو الان نباید بخوریی از ساعت ۵صبح بیدار شدم و تا حالا نخوابیدم از ترس من ۱۸سالمه خدا بهم دوباره عمر داد اگه اون بستنی رو میخوردم دیگه جنازمو جفنم میکردن و نمیدونستن که چجوری مرگ به سراغم اومد

  4. Yoosof گفت:

    سلام من خواب دیدم مادرم به عزراییل دعوتم میکنه دعا خوند عزراییل اومد از کنارم رد شد و من از شدت ترس صورتم را گرفتم که نبینمش بعد سفید بود شنل اش صورتش هم همینطور… لطفا بگید میمیرم؟؟ من پانزده سال دارم و قبل از اینکه بخوابم کلی استغفار کردم

  5. عارف گفت:

    من عاشق عزراییل شدم خدایی چرا همش تصویر بد از عزراییل میزارن ؟؟؟
    فرشته به این قشنگی که ادمو میبره ملکوت و هر کسی هم لیاقت دیدنش رو نداره…
    چرا فکر میکنید چهره عزراییل سیاهه؟؟
    اون که چهرش سیاهه ماییم و کارمون…

  6. ahmadreza گفت:

    سلام من خواب عزرایل دیدم که یهو تو خوایم زاهر میشه با قد خیلی بلند وشنل سیا رنگ با یه جوب بود اعصا بود که سرش تیز بود چهرش سیاه بود کل فامیلام تو خوابم بودن با اونا کاری نداشت فقط با من کار داشت هی میومد منو بزنه یهو غیب میشد و هیچکس انو نمیدید بعد از دور چند دقیقه منو نگاه کرد خیلی ترسناک بود بع غیبش زداگه كسي ميدونه چي ميشه جوابمو بده👽

  7. کیمیا گفت:

    سلام🖐️
    لطفاً ‌میشه‌بگید‌اگه‌خواب‌حضرت‌عزرائیل‌را ببینیم که نشسته صورتش به طرف دیگر معنیش چی میشه ؟😩🤪🤔🤔

  8. سهیل گفت:

    سلام من خواب بودم که در عین حال تو خوابم خوابیدم یعتی تو خواب خواب ببینی وتو اون خواب بخوابی دوباره خواب ببینی حضرت عزرائیل را دیدم که بسیار تنومند بود وچند برابر یک انسان بود چهراش سیاه بود وسر نیزاش به طرف دیگر بود نه به طرف بدنش واینکه لباسش از پاین پاره بود واینکه هیچ حرفی نزد چند بار با او برخورد کردم ودر خواب ت به کردم برای تمامی گناهانم یا حسی خیلی ترسیدم البته اون لحظه گفتم اگه قراره بمیرم که دیگه میمیرم بزار ت به کنم وتوبه کردم انشالله خدا ببخشه واینکه فقط بهم زل زده بود هیچحرفی نمیزد یا تکان‌نمیخورد فقط منو میدید هرچند چهره اشو ندیدم

  9. سهیل گفت:

    سلام من خواب بودم که در عین حال تو خوابم خوابیدم یعتی تو خواب خواب ببینی وتو اون خواب بخوابی دوباره خواب ببینی حضرت عزرائیل را دیدم که بسیار تنومند بود وچند برابر یک انسان بود چهراش سیاه بود وسر نیزاش به طرف دیگر بود نه به طرف بدنش واینکه لباسش از پاین پاره بود واینکه هیچ حرفی نزد چند بار با او برخورد کردم ودر خواب ت به کردم برای تمامی گناهانم یا حسی خیلی ترسیدم البته اون لحظه گفتم اگه قراره بمیرم که دیگه میمیرم بزار ت به کنم وتوبه کردم انشالله خدا ببخشه

  10. Sahar گفت:

    سلام
    منم خواب دیدم عزرائیل اومده پشت در خونمون به میگه :
    حاضری بریم😬🤐😰

  11. ملیکا گفت:

    سلام من خواب دیدم تو ماشین بودم که یهو از حال رفتم بعدش یه بار جون از بدنم رفت دوباره برگشت و دوباره رفت در حالی که داشتم میمردم یهو همه جا سفید و سبز شد و یه مردی با لباس سفید داشت چیزایی میگفت و همراه با اون هم میرقصید تو حرفایی که میزد تنها کلمه ای که یادمه (عاقبت)بعدش منم تو ذهنم بهش گفتم بیا منو ببر بعد احساس کردم قلبم در ثانیه صد تا زد و بعد کم کم داشت ضربانم قطع میشد که مادر دوستم منو صدام کرد خواستم جواب ندم تا عزرائیل منو ببره ولی دیگه بهش گفتم بله و عزرائیل رفت و من از خواب پریدم.
    اگه کسی تعبیرشو میدونه لطفا بگه من فقط ۱۳ سالمه دوست ندارم الان بمیرم.

  12. مهشید گفت:

    سلام من خواب دیدم ازراعیل اومد تو اتاقم با قد بلند و شنل مشکی یکیم ک قدش کوتاه تر بود و لباس اونم مشکی بود پشتش بود مامانم کنارم نشسته بود ازراعیل ۱بار دستشو کشید رو سرم چشمام تار میدید بعد دومین بار دستشو کشید رو سرم‌ وقتی داشتم‌ میمردم بیدار شدم تعبیرش چیه

  13. ابوالفضل گفت:

    خواب دیدم با یه نفر که معلوم هم نبود کیه یه جایی بودیم که یه قبر اونجا بود
    اون نفر بهم گفت این قبر عزرائیل و من از سر کنجکاوی سرمو بردم جلو یهو فقط یه دست از توی قبر دراومد و گردنمو گرفت و من نمی‌دونم چطور شد از دستش درومدم و از خواب پریدم
    تعبیر؟؟؟

  14. ندا گفت:

    من ظهر خواب دیدم دراز کشیدم روی تختم و یک نفر بلند قامت و درشت هیکل بالای سرم ایستاده انقدر بلند بود ک صورتش و به سختی دیدم بهش میگم تو کی هستی گفت عزراییل اما پشت سرش یه خانم چادری ایستاده بود با چادر نماز سفید صورتشو ندیدم اما میدونستم مادر بزرگمه و داره واسم دعا میکنه.. کسی تعبیرشو میدونه؟

  15. آیلین گفت:

    من دیشب خواب دیدم که رو تخت کنار مامانم هستم بعدش یک کسی با لباس سیاه که چهرش هم معلوم نبود داره به من نگاه میکنه بعدش به من گفت وقتت تمومه اومدم جونت رو بگیر من هم از ترس چند تا سوره قران خوندم تا پام رو ول کنه بعد هی دور خودم می پیچیدم تا از خواب بیدار شدم لطفا یکی به من بگه تعبیرش چیه من همش ۱۳ سالمه و می ترسم

  16. راضیه گفت:

    سلام…
    قبل اینکه تعریف کنم بگم تورو خدا اگه کسی میتونه تعبیرشو بهم بگه…التماستون میکنم
    دیشب خواب دیدم که توی یه مجلسی که اصلا نمیدونم واسه چی بود یعنی نمیدونم عزا بود یا جشن کل خانواده و فک و فامیل مادری و پدری همه حتی کسایی از فامیلای مامان بزرگ بابابزرگام که نمیشناختمشون جمع بودیم، رفتم توی حیاط که خیلی بزرگ بود و پر از گل بعد عممو دیدم که گل و سبزیجات و غیره میکاشت…از جزئیات بگذریم…رفتم کنار در ورودیش که خیلی بزرگ بود…بعدش دیدم که دوتا از خاله هام تمیز نزدیک سی سال جوون شده بودن و کنار در وایستاده بودن، ترسیدم و سلامشون کردم که گفتم برو فلان چیزو واسمون بیار، چشمی گفتم و بدو بدو رفتم تو…دیدم بین همهاین همهمه افتاده که اعزرائیل تو مجلس بوده، از دختر خالم پرسیدم گفتم چیشده گفت عزرائیلو چند نفر دیدن تو ندیدیش؟ گفتم نه ندیدمش ولی خاله فریبا و خاله عزتو که انگار بیست سال جوون تر بودن دیدمو حس میکردم روحن که یدفه ای همون خاله هام تو حالت عادیشون اومدن گفتن جدی میگیجدی و گفتم اره، بعد از دختر خالم پرسیدم تو دیدیشون؟ گفت نه ولی عزرائیلو دیدم، شکه شدم و گفتم خوش بحالت، خلاصه همه جای اون مجلس حس میکردم یه فرد سیاه پوش رو…
    التماستون میکنم اگه تعبیرشو میدونین بگین، من همش ۱۵ سال سن دارم و دوست ندارم فعلا بمیرمT^T

  17. زینب گفت:

    دوستم خواب دیده غزرائیل با لباس مشکی بش گف ک بعد سه روز میمیری وبه یکی ار جهنمیان اشاره کرد

  18. زینب گفت:

    سلام دوستم خواب دیده که عزرائیل با لباس مشکی بش گف سه روز دیگ میمیری وبه یکی از جهنمیان که داشت میسوخت اشاره کرد تعبیرش چیه؟

  19. محسن گفت:

    من پارسال خواب دیدم ک عزراییل جونمو گرفت ولی شکر خدا چیزیم نشد امشب باز خوابشو دیدم.خدا رحم کنه

  20. Zahra گفت:

    سلام
    من خواب دیدم تو جاده به همراه پدرومادرم سوار ماشین بودیم و میرفتیم که کنار جاده یه مرد با لباس سبز که حالت شنل داشت و کلاه شنله سرش بود و چهرش چون تاریک بود اصلا معلوم نبود و داشت مارو تماشا میکرد که یهو نزدیک شد تا جونمو بگیر گفتم یا حسین یا حسین که ولم کرد و از خواب پریدم

  21. ندا کریمیان گفت:

    سلام من خواب دیدم که بیرون از پنجره شخصی نورانی و زیبا رو که مثل ائمه لباس پوشیده به من نگاه میکنه .تو خواب ترسیدم و فکر کردم عزراییله و بعد همون شخص رو نزدیک تر دیدم و که اسم یکی از پیامبرا رو سربندش نوشته و فهمیدم که عزراییل نیس و امام زاده یا پیامبرزاده هستش.تعبیرش چیه ..ممنون

  22. حسن گفت:

    سلام . من دیشب تو خواب دیدم که دراز کشیدم و پتو رو رو سرم انداخته بودم و منتظر بودم که خوابم ببره که یه مرد اومد بالای سرم و داشت برام حمد و سوره میخواند بعدش من پتو رو کنار زدم و دیدم یه مرد قد بلند بالای سرم ایستاده بود چهره معمولی داشت و به من نگاه میکرد من از او پرسیدم تو کی هستی گفت عزرائیل هستم و به خاطر تو اومدم سپس دستش را به سمت دراز کردم . من هم از او اجازه خواستم که بگذارد حمد و سوره را بخوانم وبعد از خواب پریدم .

  23. مینا علیزاده گفت:

    سلام من خواب دیدم عمه فوت شده ام درخانه مریض است ودربستر بیماری ست همه گفتند او را به بیمارستان ببریم وقتی تخت حرکت کرد یک لحظه یه نفرو دیدم با لباس نقره ای موهای سپید صورت کامل نور که دود شد من با عمه خداحافظی کردم که دیگر به خانه برنمیگردد ولی همه فکر میکردن باز هم حالش خوب میشود اگر میشود تعبیرش را بگید

  24. نرگس گفت:

    تو خواب عزرائیل رو دیدم که بالا سر من وشوهرم که خواب بودیم ایستاده بعد منو قبض روح کرد منم اول که دیدمش همونجور فقط نگاه میکردم بعد یهو که خواست قبض روح کنه اشهد رو خوندم تعبیرش چیه؟؟؟؟

  25. سید ضامین حسین گفت:

    سلام بنده عزرائیل را خواب دیدم هیچ بک‌من گپ‌ن میزنه میایه و پس میره میشه معنی این خواب چی است کسی به من میگه لطفا

  26. ناهید گفت:

    سلام
    من خواب دیدم که دارم رانندگی میکنم تو یه جاده تاریک و خلوت
    و عزراییل با لباس سیاه روی یک چهارپایه درست عقب ماشین من میاد اصلا فاصله هم نمیگرفت. یهو دیدم و ترمز کردم و عزراییل پرید و منو گرفت و برد.
    تعبیرش چیه?

  27. هاله گفت:

    سلام .خواب دیدم ک توییه جای خاکی یه مرد با اسلحه هایی ک توپش از سنگه بهم حمله کرده ولی هیچ کدوم از توپاش بهم نخورد ومن پاب فرار گذاشتم تا اینکه حضرت عزراییل( ع) در کنارم فرود امدو ب کمکم شتافت و با دست خود ان مرد را به دیواری کوبید و سرنگونش کرد .تعبیر خوابم چیه ؟؟

  28. سامیار گفت:

    سلام. خواب دیدم تو یه اتاق بودیم. یه نفر مرده بود و می خواستن دفنش کنند. بعد یهو یه نفر که صورتش مشخص نبود اومد سمت من دستم رو گرفت و گفت می خوام قبض روحت کنم. ته دلم می خواستم بزارم اینکار را بکنه. ولی یهو گفتم ولم کن. من هنوز جوانم. برو پیرها را قبض روح کن. اون از من جدا شد. و از من فاصله گرفت. بعد هم گفتم من هنوز توبه نکردم که می خوای منو قبض روح کنی.

    در یه قسمت دیگخ از خوابم، دیدم یه نفر داشت روح از بدنش خارج میشد و زجر می کشید. من روح را میدیدم که داشت از بدن اون فرد خارج میشد.

    روز قبلش هم خواب دیدم که یه نفر مرده بود و داشتم حلوا می خوردم. یه نفر بهم گفت حلوای خودته.

    فک کنم مرگم نزدیک باشه

  29. عباسعلي گفت:

    سلام عليكم بنده خواب ديدم كه حضرت عزرائيل عليه السلام در بالاي سرجمعي عزادار امام حسين أمده كه من هم در ان جمع هستم . بنده به محض ديدن ان حضرت او را به خون سيدالشهدا قسم دادم كه امروز را به همه فرصت دهد ان حضرت به احترام سيدالشهدا ناپديد گشت و من از خواب برخواستم. تعبير ان چيست؟

  30. مهشید گفت:

    [۸/۲،‏ ۱۶:۲۴] lonely.miss: خواب دیدم ب پهلو خوابیده بودم یه عان یه هیبت سیاه ازپشت داشت میرفت تو بدنم ب حدی درد داشتما، حالا جالب اینجا بود از پشتم داشت وارد بدنم میشد احساس میکردم انقد درد داشت بدنم از پایین تنه کامل تو بدتم بود
    [۸/۲،‏ ۱۶:۲۵] lonely.miss: بعد هرچی جیغ میزدم کسی نمیشنید
    [۸/۲،‏ ۱۶:۲۵] lonely.miss: بعد فقط ذکر گفتم اعوذ بالله من اشیطان الرجیم
    [۸/۲،‏ ۱۶:۲۵] lonely.miss: یعنی یه اینه گرفتم جلو ببینم کی پشتمه دستای سیاهشو دیدم
    [۸/۲،‏ ۱۶:۲۶] lonely.miss: وای ذکرو ک گفتم، چندبار تند تند گفتم ، همچین عین روح ک از بدنم جدا میشه یه هیبت سیاه کنده شد ازبدنم سبک شدم
    [۸/۲،‏ ۱۶:۲۷] lonely.miss: بعد ببین انقد سبک شدم از خواب بیدارشدم
    [۸/۲،‏ ۱۶:۳۱] lonely.miss: البته خودم همش فکرمیکردم شیطونه

  31. فرشته گفت:

    سلام من خواب دیدم که من و دختر کوچکم داریم میگذریم از جایی که عزرائیل رو از دوووور دیدم و دستم را به نشانه سلام بالابردم و عزرائیل نیز دستش بالا برد و سلام داد
    میشه بگید تعبیرش چیه؟

  32. آراد فکری گفت:

    خواب دیدم مادرم عزرائیل را دعوت کرد به خانه با لباس سیاه و یک شال سفید دور گردنش بود و به مادرم گفت در خانه هیچ در خیابان حواست جمع باشه

  33. امیر حسین کریمیان گفت:

    بنده خواب دیدم ک دارم خود را روی همانطوری ک خوابیدم میبینم در این هنگام وارد جسم خود شدم و صدای جیغ و صدای ترسناک همراه با صدای گریه نوزاد شنیدم دنیا دگرگون گشت همه چیز به سمت بالا رفت و خود را در مکان سفیدی دیدم عزراییل را دیدم ک پایین پایم ایستاده است همزمان دو دست خود را به سمت اون گرفتم اون دست چپ بنده میخواست بگیرد ک ببرد البته قبل از اینکه عزراییل را ببینم به صورت غریزه فهمیدم ک مردم
    از اون پرسیدم مادرم را میتوانم ببینم اگر با تو بیام گفت در آسمان همیشه اون را میتونی ببینی
    بعد به التماس و گریه افتادم ک فرصتی به من بده
    و بعد به او گفتم پس تکلیف معشوقه ام چیست اون سرش را پایین گرفت و تکانی داد و بیدار شدم جزییات بسیار ریزی داشت ک یادم نیست اما بعد از بیدار شدن فهمیدم ک مادرم مرا یک ربع به صورت مداوم صدا میکند و بنده بیدار نمیشدم تعبیرش چیست؟

نظرات