تفریحات

چند نمونه دیکته کلاس اول دبستان برای دیکته شب و امتحانات نوبت اول و دوم + دانلود

0

چند نمونه دیکته کلاس اول دبستان برای دیکته شب و امتحانات نوبت اول و دوم + دانلود

متن دیکته کلاس اول دبستان برای دیکته شب و امتحانات نوبت اول و دوم + دانلود دیکه شب کلاس اول بر اساس حروف الفبا از (آ تا ی) گام به گام از درس اول تا درس آخر کتاب فارسی اول دبستان و نمونه سوالات دیکته پایه اول دبستان پرتکرار برای ترم اول دیماه و ترم دوم خردادماه را دانلود کنید با دانش آموزان کلاس اولی تمرین کنید.

چند نمونه دیکته کلاس اول دبستان برای دیکته شب و امتحانات نوبت اول و دوم + دانلود

دیکته کلاس اول دبستان برای دیکته شب و امتحانات

 

والدین عزیز دقت کنید شروع املا با نشانه ها بعد ترکیب ها و سپس کلمات باشد.
در املا از کلماتی که به بچه ها آموزش داده شده استفاده کنید.
متن از ساده به دشوار انتخاب شود و از جملاتی استفاده شود که دانش آموز از قبل تمرین کرده باشد.
متن املا نباید طولانی باشد.
قبل از املا به شرایط روحی و روانی بچه ها توجه کنیم.
در اولین املا نکات نوشتن را به بچه ها آموزش دهیم (نقطه شروع املا، مفهوم ادامه املا در خط بعد، انتخاب صفحه مناسب املا، نوشتن یک خط درمیان و…)
می توان قبل از شروع املا یک بار متن املا را بخوانیم تا بچه ها با متن آشنا شوند.
در اولین املا بهتر است متن املا برروی تابلو نوشته شود، هدف از اولین املا آشنایی دانش آموزان با مفهوم و شیوه ی املانویسی است و استرس آنها را بسیار کاهش می دهد.
در کلاس های آنلاین والدین را مجاب کنید که املاها تنها ملاک ارزشیابی نیستند و هدف اصلی املا شناخت اختلالات واشکالات بچه هاست تا بتوان مشکل مربوطه را هموار کرد.

دیکته اول

آ ا ـ بـ ب

آب _ با _ بابا

بابا آب

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس دوم اَ –َ – بـَ

آب ـ آبا ـ بابا ـ آبابا _ باب

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس د کلاس اول دبستان د ـ دَ ـ دا

آبا ـ آباد ـ باد ـ د ـ دَ ـ دا ـ داد_ آداب _ ادب _ بد _ ا َبَد

با- بَ – د ا- دَ
آب – اَبا – آباد-داد
بابا آب داد.
با اَدَب آب داد.
دادا اَدَب داد.

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس م کلاس اول دبستان

دیکته شب کلاس اول آ ا ـ بـ ب ـ اَ ـَـ ـ د ـ مـ م

بابا آب داد.

آبا بادام داد.

آبابا آمد.

آدَم

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس س کلاس اول دبستان سـ ـ سَـ ـ سا

سم _ سام _ سَبَد _ اَ سب – سام _ آدامس _ داس _ بس _ ساس _ اسباب _ اسد

ماما با سبد امد.
اسد با سام امد.

با اسد امدم.
با ما باد امد.
بادام دادم.

سام با اَسب آمَد.

بَم آباد باد.

سام بادام داد.

باد آمَد

بابا با اسب آمَد

بابا سَبَد داد

بابا بادام داد

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس او کلاس اول دبستان

او و

او _ بو _ بد بو _ سو _ مو _ دود _ بود _ بوس _ بوم _ موم

داماد با او دست داد.

دود بود

باد بود

سام با داماد بود

اب مسموم بود

دود بد بو بود

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

املای شب کلاس اول تـ ت

تب _ تاب _ تماس _ تمام _ تاس _ تام _ دوستم _ دستم _ بستم _ دوست _ بست _ است _ ماست _ سوت _ توت _ مات

بابا آب داد.

سام بادام داد.

آبابا با اَسب آمَد.

داماد با او دست داد.

آبا توت داد.

بابا تاب بَست.

اسد با سام دوست است.

بابا با سام دوست است.

بابا تاب بست

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس ر کلاس اول : ر

بار _ مار _مادر _ برادر _ ابر _ تار _ سرد _ سرسام _ترس _سرما _ سرد _ مرد _ سراب _ رودسر _ باربر _ دور _ آرد

_تور _ روستا رودبار _ دستور _ راسو _ آمار _ داراب _ ارس

چند نمونه دیکته شب کلاس اول دبستان

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس ن کلاس اول : نـ ن

نان _ ندار _ ندارم _ انار _ دندان _ آناناس _ نام _ ناب _ دانا _ نور _ نرم _ نارس _ نمد _ دانا _نور _ نرم _ بندر _ نبات

نبرد _ امانت _ بانو _ باند _ سمنو _ سمند _ بند

مادر با سارا در باران آمَد.

سام با اَسب آرام آرام آمد.

آن ابر دَر آسمان است.

من در دَست انار، توت دارم.

دارا اسب ندارد!

من بابا، مادر را دوست دارم.

آن مَرد دندان ندارد.

آن ابر باران نداد.
سارا با مادر بود.
او در دست نان دارد.
آن نان سرد بود.
بابا با سام ابادان بود.
ساسان با سام برادر است, او نادان نیست.
دانا با ادب است.
ساسان درس دارد.

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس ایـ یـ ی ای کلاس اول : ایـ یـ ی ای

سیب ـ آبی – ایمان – ایران – ایستاد – تمرین – بیدار – ترسیم – سیر

سیم – دوربین – نیرو – سینا – مینو – امین – امیر – نیمرو – دیدار

مادر دَر دست سیب دارد.

من ایران را دوست دارم.

آن ابر در آسمان است.

امین در سبد انار، سیب دارد.

بابا در ساری است.

امیر در سبد سیب ندارد!

او انار، توت، نان، سیب را دوست دارد؟

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس ز کلاس اول :ز

سرباز ـ زود ـ سبز ـ آزاد ـ زَبان ـ زنان ـ زمان ـ زن ـ سبزی ـ مازندران ـ بازی ـ تمیز ـ دیروز ـ ترازو اسباب بازی – زنبور

سرباز با اسب آمد

من نماز را دوست دارم

او تیر می اندازد

من ایران و ایرانی را دوست دارم.

ایران سرسبز و آباد است.

امین در دست سوت دارد.

سارا با مادر از بازار آرام آرام آمد.

مادر با سوزن دامَن وَ روسری می­دوزد.

زرد انار وَ سیب را از زمین برمی­دارد.

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس اِ ـِـ ـه ه کلاس اول : اِ ـِـ ـه ه

اِمام ـ نَرده ـ مِداد ـ ایرانِ ما ـ سَبَدِ توت ـ مِدادِ اَمین – ساده ـ دانه ـ سبدِ توت

مادر دَر سبد یاس دارد.

من دریایی آبی و آرام را دوست دارم.

آن روز آزاد، از مَدرِسه زود آمَد.

آن شب، اَمین ستاره­ای را در آسمان دید.

ایرانِ ما آباد، سرسبز، آزاد و زیبا است.

مدادِ امین زرد است.

ما امام را دوست داریم.

مادر با دستِ راست، دَر را بست.

اسم دوست سارا زیبا است.

من نماز را دوست دارم.

سام در دست سیب دارد.

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس شـ ش کلاس اول : شـ ش ـ

شب ـ شانه ـ شیر ـ آش ـ تراش ـ آتش ـ شربت – شمشیر -شنبه – شیرین – داداش – شام

آرش – ماشین – دشمن

آرش در دست تراشِ آبی دارد.

بابا آش را دوست دارد.

آن ماشین تازه و تمیز است.

امین ستاره را در شب دید.

او ستاره را به مادرش نشان داد.

من نان تازه را دوست دارم.

سارا آشِ رشته را دوست دارد.

من امروز با ماشین از شیراز آمدم.

مادر به من مداد تراش داد.

آن شب، اَمین ستاره­ای را در آسمان دید.

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس اُ –ُ کلاس اول : اُ –ُ

دُرُشت – دُم – بُناب – اُردک – بَُز – شُتُر – اُمید- اُتو – شُست – مشت – مدیر – شُماره – دُنیا – بَُریدم -بَُرد – تُرد – دُرنا

اردک در آب شنا می کند و پرواز کرد.

شیر از بُز بزرگ تر است.

اُردک در آب بود.

آبابا سیبِ دُرُشت را در دست دارد.

مادرِ اُمید با اسب از بُناب آمد.

او با مدیر در باران تند آمد.

سام شتر را به مبین نشان داد.

آن بز دُم دارد.

آیا شُتُر با بَُز دوست است؟

نمونه سوالات دیکته کلاس اول دبستان برای امتحانات نوبت اول و دوم

نمونه سوالات املایی پایه اول

۱-کامل کن.

…..وست …..ران سـ…..نی آسما…..

۲-باصدای درهم ریخته کلمه بساز.

آ – بـ -د -ا ………. ر -ا – ایـ -نـ -ی …….. س-د- ا …………

۳-بانشانه های زیر یک کلمه بنویس.

ب ……. د ……. س ……. و ……..

۴-جمله هارا کامل کن.

آسمان اَبری ……. .

او سیب دوست ……. .

در این سینی ……. با ……. اَست.

۵-کلمه بساز.

ایــ – را-ران-سا ……….. …………

۶-باکلمات زیر جمله بساز.

باران : …… ……………………………………………………….

اَدَب : ………………………………………………………………

۷-کلمات زیر را مرتب کن ویک جمله بنویس.

با – دَست -داد -او -بابا …………………………………………………………………..

۸- یک کلمه بنویس که صدای ت در آن دو بار تکرار شده باشد. ……………..

۹-یک کلمه بنویس که یک صدا داشته باشد. …………………..

۱۰-با استفاده ازکلمه مناسب جمله را کامل کن.

او سبزی را در سبد …………….. . (می ریزم- می ریزد)

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس کـ ک کلاس اول : کـ ک

اُردَک ـ نَمَک ـ بابک ـ کاشی ـ کِتاب ـ کَبک – کباب – کرمان – کبوتر – تاکسی – کندو – نمکدان – کش – کتاب -بانک – تاکسی – ساک – کرمان – کوزه – کوسه – کاردستی – سرکه – دارکوب – کتانی

باران کم کم می­بارَد.

در کرمان مس زیاد است.

آزاده کبوتر را دوست دارد.

اُردک در آب شنا و بازی می­کند.

مادر با تاکسی در باران آمد.

زنبور زرد است

اُردک در آب رودِ اَرس شنا می کرد.

کبوتر روی بام بود.

مادر کریم در کرمان کبابِ بُناب درست می کند.

آن کودک کندو را به من نشان داد.

کریم در کردستان اِردک و کَبک دارد.

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس گـ گ کلاس اول : گـ گ

انگور ـ سگ ـ گرگ ـ بزرگ ـ گرگان ـ گربه ـ زندگی ـ برگ ـ سنگین ـ آموزگار ـ مادربزرگ ـ گوش ـ تنگ ـ رنگ ـ گوشت

گرم ـ گز ـ گم ـ اگر ـ گردو ـ کارگر ـ مگس ـ رگبار ـ گراز ـ نارنگی ـ گرسنه ـ انگشت

نرگس گرگ و گوزن را ندیده بود.
گوزن از بُز بزرگ تر است.

پدر بزرگ و مادر بزرگ از گرگان آمدند.

آسمان بزرگ است

گرگ از سگ می ترسد

گراز در دشت می گردد

پدر در کیسه گردو می ریزد

اکبر سرگرم بازی است

گز پسته دارد

میوه در گرما می گندد

گوش پدر بزرگ سنگین است

مداد من گم شد

پرنده پشت توری گم شد

سارا در گرگان زندگی میکند

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس فـ ف کلاس اول : فـ ف

فِرفِره ـ فراموش ـ شرف – برف – کیف – فردا – دفتر – فرزانه ـ کفش ـ آدم برفی ـ فرشته ـ کف ـ سفره ـ فوت ـ فرشاد ـ مفید ـ فایده ـ فراموش ـ گوسفند ـ افسانه ـ فیروزه ـ سفارش ـ فراوان ـ توت فرنگی ـ رفتار ـ فریاد

آزاده کفش زمستانی می پوشد

او آدم برفی درست میکند

برف می بارد

فرشاد توت فرنگی دوست دارد

اکرم فرش می بافد

مادر سفره را می آورد

آن گوسفند سفید است

من دفتر و کیف دارم.
در کیف ِ سارا تراش ، مداد و کتاب بود.

مرکز ِ اُستانِ فارس شیراز است.
فرزاد آبگوشت و سوپ را با کباب دوست دارد.
فرید و فرشید آدم برفی درست می کردند.

دیروز فرشید به فرزاد آفرین گفت.

فیروز کیف، کفش و فرفره دارد.

آزاده و اَمین کفش زمستانی دارند.

آیا شما می دانیدکه، شیراز مرکزِ اُستان فارس است؟

فرزانه، فرشته و فریده با فریبا دَر فریمان زندگی می کنند.

هم

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس خـ خ کلاس اول : خـ خ

خـ خ ـ خُدا ـ خوب ـ درخت ـ رودخانه ـ میخ ـ شاخ ـ خرگوش شاخه – خروس ـ خانه ـ تخت ـ سیخ ـ خانم ـ خراب ـ سوراخ ـ زخمی ـ خراش ـ خیابان ـ یخ ـ خنده ـ خاموش ـ خرما ـ شخم ـ نخ ـ خاک ـ خرداد ـ میخک ـ خوب ـ دختر ـ ریخت ـ دوخت ـ ساخت

کشاورز زمین را شخم میزند

این سوراخ موش است

سیب سرخ بوی خوبی دارد

کیف من خاکی شد

این کار سخت است

کتاب من روی تخت بود

آب یخ برای دندان خوب نیست

امروز خبر خوبی شنیدم

مادر خامه و شیر خرید

خدا مردم خوب را دوست دارد

آتش خاموش شد

درخت کِنارِ رودخانه است.

خانه­­یِ خرگوش زیر درخت است.

خدا مَردمِ خوب و دانا را دوست دارَد.

خُروس از زمین آب و دانه بَرمی­دارد.

بابا در رودخانه قایق سواری می­کند.

دیشب بخاری خراب شد

دیکته درس قـ ق کلاس اول :قـ ق

قُرآن – قَندان – قَند – قوری – قاشُق – اُتاق – بُشقاب – وَرَق – بَرق – بوق – شَرق – قو – قَد – قاب – قانون – قیر – قَدَم – قُدس – قُم – قُربان – قُدرَت – قِسمَت – قَفَس – قَشَنگ – قِرمِز – ساق – ساقه -سَقف – وَقت – فَقر – فَقیر – فَندُق – آقا – مِقدار – قادِر – قَوی – قَدیم – تَقدیم – قَزوین – قَناری – قَرار – مَقام – مُقاوِِم – مُراقِبَت – مُقاوِمَت – مُراقِبَت – قاسِم – موسیقی – مُسابقه – قِرقِره – قُدقُد – تَقویمِ زیبا – مَردِقَوی – مَردُمِ فَقیر – سَقفِ اُتاق – قُدرَتِ زیاد – قُرآن کتابِ آسمانی – وَرَقِ سِفید – مَشقِ شَب –

قویِ زیبا – مُراقِبَت از کودکان – ساقه یِ درخت – مُسابقه یِ اَسب سَواری .

مینا یک ورق مشق نوشت .

قاسم قناری را از قفس آزاد کرد .

پروین برای مسافرت به قم رفت .

فندق وگردو وبادام برای ما مفید است .

قوری کنار سماور است .

وقتی برادرم مسابقه داردمن اوراتشویق می کنم

سقف خانه ی دوستم خراب شد .

قرقره و سوزن را به مادر دادم .

مادرم به فقیر کمک می کند .

کشور آفریقا مردم فقیر دارد .

دیروز وَقتی قاسم از مدرسه به خانه بر می گَشت ، قَناری را کنارِ خیابان پیدا کرده بود .

قناری زَخمی شده بود و گوشه یِ مِنقارَش شِکَسته بود .

دیشب وَقتی پدر از سَرِکار بَرگَشت یک قَفَسِ قَشَنگ برایِ پَرنده خَرید تا قاسِم از پرنده مُراقِبَت کُنَد .

پدر به او گفت : پسرم وَقتی پرنده خوب شد باید آن را آزاد کنی .

ما نَبایَد پَرَندگان را در قفس اَسیر کنیم .

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس لـ ل کلاس اول : لـ ل

بلند –کلاس– گلدان– شالیزار- ملخ – لواشک – کولر – تلفن- خیلی – پلنگ – خالق – گُل بله – بلال – لباس – سالم

خاله – لاله – بالا– اِسلام – انقلاب – گیلاس – سلامتلیوان – لیمو– قالی – پول– مدال – پول – لادن – لب – شمال – پرتقال

گل آمد

بلبل آمد

لاله قالی می بافد

مادر بزرگ قرآن را بوسید و به پدر بزرگ داد.

مادر ِ آزاده از بازار ِ بُناب قوری و قندان خرید.

بابل ِ زرد ِ قناری در کنار گل ِ یاس لانه ساخت.

به نام آفریننده ی آسمان بلند

خاله لیلا برای من لباس دوخت .

رسول خدا قرآن را برای مسلمانان آورد .

امسال برای مسافرت به شمال می رویم .

انقلاب اسلامی ما به پیروزی رسید .

بلبل کنار گل لانه ساخت .

آقای پلیس برایم دست تکان داد .

کشاورزان در شالیزار کار می کنند .

فلفل خیلی تند است .

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

املای درس اُ استثنا

خورشید – نوک – دو – خود – خوش آواز – خودکار – روشن – تو – موز – کادو – خوراکی – جو – مانتو – نوبت – اتوبوس

فوری – نوزاد – نوروز – پلو – سویا – گوجه – مترو – می خورم –

به نام خالق خورشید و روز و شب

گوجه خوشمزه است

بدو در را باز کن
کبوتر دانه می خورد .

پلو بوی خوبی دارد

من دو کتاب فارسی دارم .

خروس من خوش آواز است .

نور خورشید زمین را گرم و روشن می کند .

خودکار آموزگار روی زمین افتاد .

تو برای خودت مانتو خریدی ؟

من با نوبت سوار اتوبوس شدم .

خوردن گوجه فرنگی را دوست دارم .

کشاورز در زمین جو می کارد .

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

املای چـ چ کلاس اول :چـ چ

چهارشنبه – کوچولو – چهارفصل- چراگاه – قوچ – چاق – چشمه – چادر-چوپان – چای ـ چتر- چراگاه – قارچ – پرچم – چرخ – چاقو – چهار

چوب – کوچه – چشم – چاه – چتر – چند – گچ – کوچ – پوچ – پیچ – چرا – چین – چنگ – کاچی – چالوس

به نام آفریننده ی چهار فصل قشنگ

پرچم ایران سه رنگ دارد

یک روز من در کنارِ کوه ، چوپان ،چادر ،قوچ و چشمه را در چَراگاه دیدم.

آیا شَما در جنگل چشمه ، کوه ،رود خانه ، گرگ ، و گوزن دیده اید؟

امروز دو شنبه ، بَه بَه چه هوای ِ خوبی داریم.

در کوچه ی ما سه چنار قدیمی است

یک کاسه کاچی در یخچال است

از چشمه ی پَُر آب گوسفندان و قوچ آب می خورند.

چوپان در کنار ِ چادر چای دَم می کند و نِی می زَند.
قارچ های سفید در چراگاه از دور دیده می شدند.

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس ژ کلاس اول : ژ

ژاله ـ منیژه ـ گل پژمرده – ژاله – منیژه – پژمرده – ماژیک – ژاکت – آژیر – شارژ – تاژ – ژیلا بیژن –ژله – پژو – ژیان – پژمان

مژده – رژه – مژگان – ژاپن – رژیم – آژانس –ماساژ – شوفاژ – گاراژ – آرژانتین – اِژدها – اِنرژی – پیژامه – لاله ی واژگون

ژاله و منیژه باماشین پژو به ژاپن می روند.

امروز ژاله و منیژه به گل ها آب دادند.

به نام ان که ژاله شبنم را آفرید .

اگر به گل آب نرسد پژمرده می شود .

ماشین پلیس آژیر می کشد .

ژاله و منیژه به گل ها آب می دهند .

سربازان در برابر رهبر رژه رفتند .

او ماشین را داخل گاراژ برد .

تلفن همراه پدرم شارژ ندارد .

اِژدها جانوری افسانه ای است .

مادر بزرگ ژاکت قشنگی برایم بافت .

ژیلا ژله ی توت فرنگی دوست دارد .

ماشین پژو از ژیان بزرگ تر است .

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس خوا کلاس اول : خوا

خوابیدم – خوابیدی – خوابید – خوابیدی – خوابیدید – خوابیدند
خواستم – خواستس – خواست – خواستیم – خواستید – خواستند
می خوانم – می خوانی – می خواند– می خوانیم – می خوانید – …
خواهش کردم – خواهش کردی – خواهش کرد
خواهش کردیم – خواهش کردید – خواهش کردند
بخوانم – بخوانی – بخواند – بخوانیم – بخوانید – بخوانند

به نام او که هر چه بخواهد همان است .

از خواهرم خواهش کردم برایم کتاب داستان بخواند .

من پیش از خواب «شب به خیر » می گویم .

سارا و اکرم با یکدیگر خواهر هستند .

آموزگار از او خواست از روی کتاب « بخوانیم » بخواند .

من از پدر بزگ خواهش کردم کنار م بخوابد .

مادرم کتاب خواندن را دوست دارد .

مریم تمیز و خوانا می نویسد .

اُستخوان پای برادرم شکست .

من شب ها زود می خوابم .

اگر خوب درس بخوانم قبول می شوم .

ژاله به خواهرش در درس هایش کمک می کند .

گرگ جانوری گوشت خوار است .

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس تشدید کلاس اول : تشدید

بزّاز – نجّار – کفّاش – بنّا – قنّاد – اوّل – تشکّر – بچّه – نقّاش – مدّت – ارّه – جادّه – مربّا – بقّال – مکّه – سکّه – توجّه – مربّی-

شدّت – تولّد – تکّه – موفّق – قلّک – ملّی – دقّت – مجلّه – سجّاده – تهیّه – زرّافه – مرتّب –مجلّه یِ رُشد – محلِّ زندگی من –

اوّل هر کار به نام خدا

من در کلاس اوّل درس می خوانم .

بچّه ها از آموزگار خود تشکّر کردند .

مادرم از کفّاشی کفش قشنگی خرید .

سارا روز تولّدم سجّاده ی زیبایی به من هدیه داد .

پیامبر در شهر مکّه به دنیا آمد .

آقای بنّا خانه ی ما را ساخته است .

این بزّاز پارچه های زیبایی می فروشد .

نجّار با ارّه چوب را چند تکّه کرد .

بچّه ها مدّت کمی در کلاس ایستادند .

در دفتر نقّاشی زرّافه قشنگی کشیدم .

اودر قنّادی کار می کند .

جادّه های شمال خیلی تماشایی است .

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته کلاس اول دبستان ص کلاس اول : درس ص

صدا – مخصوص – صدف – صورت – صاف – صابون – صندوق – صد – صف – صبر – صفر – قرص – قصر – نصف – مصر – منصور صبور

صادق – صمد – صخره – تصویر – مصرف – ناقص –

به نام آفریننده ی چهار فصل قشنگ

آسمان صاف و آبی دریا خیلی دیدنی است .

مادرم روزی صد صلوات می فرستد.

در فصل بهار درختان شکوفه می دهند .

صدای موج دریا به آدم آرامش می دهد .

من مسواک مخصوص به خودم دارم .

صدف های زیادی در دریا زندگی می کنند .

مادر بزرگ در صندوق پارچه ی گل دار قشنگی دارد .

دانش آموزان با صف به کلاس آمدند .

من دریای بزرگ ، پُر آب و صِدای ِ موج را دوست دارم.

کسی که صبر ندارد ،ایمان ندارد .

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته کلاس اول دبستان ذ کلاس اول :درس ذ

گذشته – اذان – لذّت – آذر – دلپذیر – می گذارد – ذرّت – ذرّه بین – نذری – لذیذ – موذی – اَبوذر – زیر گذر – ذخیره –

پذیرایی – آذربایجان – ذرّه – می گذرم – می گذری – می گذرد

می گذریم – می گذرید – می گذرند – گذاشتم – گذاشتی

– گذاشت – گذاشتیم – گذاشتید – گذاشتنی

به نام او که خوبی هارا با ذرّه بین می بیند .

ما از دیدن شالیزار ها لذّت می بریم .

سال گذشته در کلاس اوّل درس می خواندم .

مادر بزرگ با شنیدن صدای اذان نماز خواند .

مورچه ها برای زمستان آذوقه ذخیره می کنند .

آذر دفتر و دو کتاب فارسی خود را در کیفش گذاشت .

ابوذر یک بسته ذرّت بو داده خرید .

امروز یک کاسه آش رشته ی نذری برای ما آوردند .

مادرم آب گوشت لذیذی درست کرده است .

با برادرم از زیر گذر گذشتیم .

دیکته کلاس اول دبستان ع کلاس اول :درس ع

علی – معصومه – جمع – عزیز – شروع – عمو – عید – مزرعه – دعا – بعد – عروسک – شمع – ساعت – عکس – جمعه – عسل عروس

– عصر – عبادت – عا دت – علف – علامت – عاشورا – تاسوعا – عاقل – علاقه – عدد – جعفر – سعید

– کعبه – عینک – جعبه – عجله – مربّع – عقربه – دفاع – سعدی – معمولی – تعمیر

معصومه خواهر علی است .

سعید بعد از درس وسایل خود را جمع می کند .

ما هر کاری را با نام خدا شروع می کنیم .

کشاورزان در مزرعه گندم می کارند .

مادرم بعد از نماز دعا می خواند .

ماعید نوروز را جشن می گیریم .

پدرم در تعمیرگاه کار می کند .

سعدی یکی از شاعران بزرگ ایران است .

برادر علی از مرز های ایران دفاع می کند .

روز جمعه با مادرم به نماز جمعه رفتم .

یک زنبور عسل دستم را نیش زد .

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته کلاس اول دبستان ث کلاس اول : درس ث

ثریّا – ثانیه – مثل – لثه – کثیف – باعث – ثروت – مثال – ثواب مبعث – ثبت نام – اثر – کیومرث – ثروتمند – اثاث –

به نام کسی که مثل و مانندی ندارد .

ثریّا کلاس اوّل است .

او مثل خواهرش پاکیزه است .

او مثل آهو می دود .

ثریّا می داند که میوه ی کثیف باعث بیماری می شود .

مسواک دندان ها را سالم نگه می دارد .

خوردن میوه باعث سلامتی می شود .

ثریّا دختر پاکیزه ای است .

ثریّا با صابون دست و صورت خود را می شوید .

ورزش باعث سلامتی می شود .

دست ها کثیف انسان را بیمار می کند .

با معلّم خود عید مبعث را در کلاس جشن گرفتیم .

کیومرث در مدرسه ی ما ثبت نام کرد .

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته کلاس اول دبستان ح کلاس اول: درس ح

حلزون – احساس – حرکت – حیوان – صبح – محمّد – خوش حال – حوله – حمّام – تمساح – ساحل – صبحانه – حسین – حسن – احوال پرسی

– تفریح – حساب – رحیم – حرم – صحرا – وحید – احمد – حلقه – حنا – راحت – حمله – حرارت – محبّت – حرام – استراحت

به نام خدایی که رحمان و رحیم است .

ما هر روز صبح صبحانه می خوریم .

حلزون حیوانی خانه به دوش است .

علی و محمّد برادر هستند .

هر موقع احساس تشنگی کنم،آب می نوشم .

حلزون موقع حرکت بدنش را روی زمین می کشد .

محمّد صبح زود از خواب بیدار می شود .

مادرم از دیدن نمره ی خوبم ،خوش حال شد .

با حوله ی مخصوص به خودم صورتم را خشک می کنم .

باید هفته ای دو بار به حمّام برویم .

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته کلاس اول دبستان ض کلاس اول : درس ض

رضا – مریض – حوض – ریاضی – بعضی – وضو – حضرت – فضا نورد – اضافه – حاضر – مرضیه – ضربه – ضعیف –

قاضی – راضیه – ضرر – عوض – امضا – ناراضی – ضربان

به نام حضرت دوست که هر چه داریم از اوست

پدرم قبل از نماز وضو می گیرد .

من برای سلامتی رضا دعا می کنم .

حضرت محمّد (ص)پیامبر ما است .

دست و صورت خود را با صابون می شوییم تا مریض نشویم .

من قبل از خواندن نماز وضو می گیرم .

حضرت رضا (ع) امام هشتم ما است .

بعضی از بچّه ها ورزش می کردند .

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته درس ط کلاس اول: درس ط

حیاط – خاطرات انقلاب – وطن – طول – طوطی – طاووس – قطار – خیّاط – خط کش – سطل – فقط – طناب – طبقه – طالبی

مرطوب – وسط – طاهره – طبیعت – عاطفه – خطر – نقطه – باوط – سلطان – قطره –طولانی – قوطی –

به نام خدایی که فقط یکی است .

معلّم از خاطرات روزهای انقلاب تعریف می کرد .

امام خمینی دوازدهم بهمن به ایران آمد .

طولی نکشید که شاه از ایران رفت .

یک طوطی روی شاخه ی درخت نشسته بود .

طاووس قشنگی در دفتر نقّاشی کشیدم .

همراه پدر و مادرم با قطار به مشهد رفتیم .

خط کش دوستم گم شده است .

بابا یک سطل ماست خرید .

نباید در طبیعت اطراف خود آشغال بریزیم .

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته کلاس اول دبستان غ کلاس اول :درس غ

غمگین – کلاغ – جیغ – غاز – جغد – مرغابی – تیغ گل – باغ – دروغ – شغال – دوغ – چراغ – مرغ – شلوغ – غبار –

لاغر کاغذ – اصغر – غایب – غذا – مغازه – غریبه – الاغ – افغانستان

باغبان – روغن – دماغ – شلغم – مشغول – غوره – غنچه

به نام آن که شبنم را بر روی گل آفرید .

بعضی از گل ها تیغ دارند .

کلاغ از شنیدن خبر رفتن مرغابی ها غمگین شد .

بچّه ها در حیا ط جیغ می زدند .

مادر بزرگ در روستا دو غاز و چهار مرغابی دارد .

جغدی روی شاخه ی درخت آواز می خواند .

تیغ گل در دستم فرو رفت .

باغبان از گل های زیبا مراقبت می کرد .

هیچ انسان عاقلی دروغ نمی گوید .

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته کلاس اول دبستان ظ کلاس اول :درس ظ

ناظم – خداحافظی – مواظبت – ظلم – نظم – مواظب- ظهر – ظرف – منتظر – منظّم – حافظ – تظاهرات – کاظم – نظافت – تظاهرات – نظامی – وظیفه – ظرف شویی

به نام ناظم و نگهدارنده ی این جهان

ناظم بچّه ها را با صف به کلاس برد .

وقت رفتن به مدرسه با مادرم خداحافظی کردم .

حضرت محمّد (ص)با ظلم و بدی مبارزه می کرد .

من از وسایلم به خوبی مواظبت می کنم .

حضرت علی (ع)فرمودند:در کارهایتان نظم داشته باشید .

کمک به دیگران وظیفه ی هر انسان است .

حافظ یکی از بزرگترین شاعران ایران است .

من مواظب خواهر کوچکم هستم .

مردم ایران روزهای انقلاب در تظاهرات شرکت می کردند .

پدر کاظم نظامی است .

کنار ظرف شویی ایستادم و ظرف ها را شستم .

مادرم هر روز خانه را نظافت می کند .

پس از شنیدن اذان ظهر وضو گرفتم .

ما منتظر آمدن حضرت مهدی (ع) هستیم .

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته کلاس اول دبستان : آ ا – بـ ب – آب – بابا – باد – تاب –اَ -َ -د – بادام-
اَ سب – اَبر – باران – اَمین – دَر – داد – مادَر – او و –
سوت – دوست – مـ م – آمَد – آ دَ م – اَست – سـ س –
سَبَد – دَرس – سام – سارا – سود – دود – توت –
دَست – بَست – ماست – سَرو – اَبرو – آرام – بَرادَر –
دارَد – رود – مار – نـ ن – نان – نَم نَم – آسمان – آباد-
آبادان – اَنار – دَندان – مَن – آن – مَرد – ایران – ایرانی-
آ ا – بـ ب – اَ –َ – د – مـ م – سـ س – او و – تـ ت – ر- نـ ن –
-۸-۷-۶-۵-۴-۳-۲-۱-۰

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته ی دَرس  ۶ 

ایـ یـ ی ای – سیب – ایران – آبی – اَمیر – اَمین –
رامین – بَرمی دارَد – بـ ب – اَ –َ – سـ س – آ ا – او و –
تـ ت – ز – سَرباز – زود – سَبز – آزاد – زَبان – زَمین –
زَنبور – سوزَن – میز – تَرازو – سَر سَبز – بازی – اِ مـــروز – دیروز-
اَمین ، اَمیر با رامین دوست اَست .
مَن ایران ِ آباد ، آزاد ، سَر سَبز را دوست دارَم .
زَری اَز زَمین توت ، بادام بَر می دارَد.

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته کلاس اول دبستان ۷ کلاس اولی ها

دَرس- ۷ – اِ -ِ ـه ه – اِمام – مِداد – دامَن –
باد با دَ ک – شـ ش – تَراش – آتَش – شَب –
یـ ی –

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

املای درس ۸

مادَر بوی یاس و دریای آبی را بسیار دوست دارد.
روزِ شنبه اُمید با مدیر از دبستان تند آمد.
درس۹ـ کریم در کردستان اِردک و کَبک دارد.
کاشان و ترکمن در ایران است.
برادر اَکبر در کودکستان درس دارد.
اَکرم اُردک را دَر آب و زنبور را در کندو ندید!
درس۱۰ـ پرستو با پروانه در آسمان پرواز می کنند.
مادرِ پروین آش و سوپ می پزد.
پدر پرویز نانِ تازه با شیر را دوست دارد.
و ـ ورزش ـ دونده ـ پـ پ ـ توپ ـ پرواز

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته کلاس اول دبستان درس ۹ 

کَبوتَر – اُردَک – باد بادَ ک – کَندو –
کَبک – باد کُنَک – موشَک – کودَک – نَمَکدان –
اُردَک دَر آب وَ زَنبور دَر کَندو نَبود؟
کَبوتَر با کِبک دَر آسمان ِ آبی بودَند.
داوَر بَرای ِ وَرز ِش کاران سوت زَد!
بَرادَر ِ سام دَر کرمان دونده بود، بَرنده شُد.
کَریم وَزنه بَردار ، اَکبَر دَوَنده وَ اَمیر سَوار کار بود.
مَن می دانَم شادی شادی با وَرز ِش اَست.
نانوا نان را اَز تَنور بیرون می آوَرَد.
آن روز مادَر ِ کامران کَباب دُرُست کَرده بود.
یادِ او کُن ، یادِ او کُن ، یادِ او.

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته کلاس اول دبستان درس ۱۰ کلاس اولی

پـ پ ـ پَر ـ پرستو ـ پروانه ـ پا ـ توپ ـ پَر پَر ـ
پارسا پرستو، پرنده و پروانه را در آسمان دید.
پروین توپ را به سمت پری پرتاب کرد.
پرویز توپ را با پا آرام می زند.
آن روز پرستو، کبوتر، کَبک در آسمانِ بُناب پرواز می کردند.
پرویز برادَرِ پوران در بانک پس انداز دارد.
پری، زری با پروین در پارک توپ بازی می کردند.
آ ا ـ ایـ یـ ی ای ـ کـ ک ـ سـ س ـ بـ ب ـ
نـ ن ـ شـ ش ـ او و ـ د ـ اُ ــُـ ـ تـ ت ـ پـ پ

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته شماره۴۳ : هـ ـهـ ـه ه ـ ماه ـ کوه ـ ماهی ـ مهتاب ـ هوا ـ اَهر
هر هفته هفت روز است.
خلبان هواپیما را در آسمان هدایت می کند.
هاشم دانش آموز باهوش و مهربان است.
به به آن شب مهتاب همه جا را روشن کرده بود.
بهرام برادر بهمن در همدان زندگی می کند.
تهران بزرگترین شهرِ کشور ما، ایران است.
زهرا در سبد هُلو و هندوانه دارد.
من کوه نوردی را خیلی دوست دارم.

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته ۴۴: ژاله ـ منیژه ـ گل پژمرده ـ خواندن ـ کتاب خوانی
خوابیدن ـ شاهنامه ـ خواب ـ خواهرم ـ خواهش
ژاله و منیژه باماشین پژو به ژاپن می روند.
من هر شب در تخت خواب خودم آرام می خوابم.
هر وقت به گل ها آب بدهیم، شاداب می شوند.
ما دانش آموزان هم دیگر را دوست دارم.
قرآن، کتاب خدایِ مهربان است.
من دوست دارم، قرآن بخوانم و یادبگیرم.
قرآن به ما یاد می دهد که راست گو و درست کار باشیم.
قرآن می فرماید: از کارهای بد و زشت دوری کنیم.

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته ی شماره ی ۴۵: مادر آمد، به من توت داد.
آن روز بابا با دست تاب را آرام بست.
مادر در باران آرام آرام آمد.
امین در سبد توت، سوت و نان دارد.
ما ایران و ایرانی را دوست داریم.
آن خانه استخر و درخت دارد.
آزاده گوش شنوا و چشمان بینا دارد.
من قایق را در روی دریا تماشا نمودم.
آن شب مادر بزرگ برای امین و آزاده داستان می گفت.
آ ا ـ شـ ش ـ نـ ن ـ بـ ب ـ ر ـ اَ ــَـ ـ ایـ یـ ی ای ـ مـ م

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

درس۱۷: صدای موج: آیا می دانید آسمان صاف و آبی دریا بسیار زیبا و دیدنی است.
پرندگان دریا، ماهی های ریز و درشت را شکار می کنند.
آذر گفت: تابستان گذشته باپدر، مادر و برادرم به مازندران رفتیم.
او گفت: ما از دیدن جنگل ها، چشمه ها، کوه ها و شالیزار ها لذّت بردیم.
آن روز مازندران هوای خوب و دلپذیری داشت.
مادرم گفت: پسرم هر چه را دیده ای، نقّاشی کن.
تاکنون ـ تماشایی ـ پراکنده ـ می رِسد ـ جانورانی ـ ارّه ماهی
مخصوص ـ می توانستم ـ می بینم ـ صـ ص

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

املای درس ۱۱ کلاس اول دبستان

آن ها به پدر و مادر، معلّم خود و دوستانشان سلام می کنند.
معلّم گفت: شما هم اگر باادب و تمیز باشید، پیش خدا و همه کس عزیز و گرامی می شود.
یک روز در کلاس ثریّا گفت: من و پدرم به آسمان نگاه می کردیبم.
آن وقت پدرم پرسید: آیا می دانی چه چیزی باعث روشن شدن زمین می شود؟
من چند ثانیه فکر کردم و گفتم: نور ماه.
پدرم با صدای بلند گفت: آفرین دختر نازم.
من آن شب مهتابی را فراموش نمی کنم. ثـ ث

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته ی شماره درس ۱۹: حلزون، حلزون ها بدنی نرم دارند.
حلزون هنگام حرکت، سر و بدنش از صدف بیرون است.
حلزون راه برگشتن را از اثرش که در روی زمین افتاده است، پیدا می کند.
ما یاد گرفتیم که به حلزون « حیوان خانه به دوش» می گویند.

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

املای درس ۲۰  کتاب فارسی اول دبستان

صدای اذان را از مسجد شنیدم.
همراه پدرم به مسجد رفتم، مردم در داخل مسجد نشسته بودند.
دوستم رضا در مسجد نبود و من از پدرش پرسیدم و او گفت: رضا مریض است.
من و پدرم برای سلامتی رضا و همه ی مریض ها دعا کردیم. ضـ ض

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته کلاس اول دبستان درس ۲۱ کتاب اول فارسی

دو مرغابی و یک لاک پشت، در کنار آبگیری زندگی می کردند.
با گرم شدن هوا ، مرغابی ها مجبور شدند از آنجا بروند.
لاک پشت غمگین شد و گفت: من هم با شما می آیم.
مرغابی ها با هم فکر کردند تا راهی پیدا کنند.
آن وقت مرغابی ها چوبی را به منقار گرفتند تا لاک پشت را با خود ببرند.
مرغابی ها به لاک پشت گفته بودند که در راه، هر کسی هر چه گفت، گوش نکند و جواب ندهد.
امّا لاک پشت دهانش را باز کرد، از بالا به زمین افتاد.
بُناب یکی از شهر های استالن آذربایجانشرقی است.
من در دبستان پسرانه ی غیردولتی نورمعلّم بناب درس می خوانم.

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته شماره ی۵۱: استخر ـ نرده ـ خانه ـ درخت ـ اِ ــِـ ـ اِ ــِـ ـه ه ـ شـ ش
گوش شنوا ـ گوش ـ چشم ـ انگشت ـ دریا ـ قایق ـ چای
یخ ـ می راند ـ یـ ی ـ مادربزرگ ـ اردک ـ اتاق ـ می گوید
جوجه اردک ـ اُ ــُـ ـ داستان ـ آ ا ـ بـ ب ـ اَ ــَـ ـ د ـ مـ م
سـ س ـ یـ ی ـ او و ـ ز ـ تـ ت ـ ر ـ نـ ن ـ کـ ک

هر سال چهارفصل دارد: بهار ، تابستان، پاییز و زمستان
من یاد گرفتم که هر سال دوازده ماه دارد.
اکنون نام ماه های سال را می توانم بخوانم و بنویسم.
دوازده ماه: فروردین ـ اردیبهشت ـ خرداد ـ تیر ـ مرداد
شهریور ـ مهر ـ آبان ـ آذر ـ دی ـ بهمن و اسفند است.
امروز درس آخِر را خوانیدم، ای خدای مهربان تو را
شکر می کنیم.

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته شماره کلمه ای: خـ خ ـ خدا ـ درخت ـ رود خانه ـ خوب ـ خروس ـ خرگوش ـ خرس
زمین ـ دامن ـ قـ ق ـ قرآن ـ اتاق ـ قوری ـ قند ـ بشقاب ـ قایق ـ قاشق
مادر بزرگ ـ سواری ـ همکاری ـ لـ ل ـ گل ـ لیوان ـ بلبل ـ لا نه ـ لبخند
فیل ـ لک لک ـ سلام ـ ساخت ـ جـ ج ـ تاج ـ جوجه ـ برنج ـ مسجد ـ‌ نارنج
جوراب ـ جارو ـ پنج ـ شالیزار ـ پرواز ـ می کارد ـ کشاورز ـ کاج ـ گنجشک
خورشید ـ می خورد ـ دو ـ خودکار ـ نوک ـ نوروز ـ نورمعلّم ـ خوشمزه ـ گاو
کبوتر ـ کبوتر ـ هـ ـهـ ـه ه ـ ماه ـ مهتاب ـ هوا ـ بَه بَه ـ آهو ـ کوه ـ مهمان
مهربان ـ پروانه ـ چـ چ ـ چای ـ چوپان ـ قارچ ـ چراگاه ـ قوچ ـ چشمه
می چرند ـ پرچم ایران ـ چرخ ـ چادر ـ چالوس ـ کوچه ـ کوچه ، هواپیما‌ ـ تمام شد

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته ی شماره ی۵۲ : هر سال چهار فصل دارد: بهار، تابستان، پاییز و زمستان.
من یاد گرفتم هر سال دوازده ماه دارد.
ای خدای مهربان، تو را شکر می کنیم که به ما توانایی دادی تا
خواندن و نوشتن را یاد بگیریم.
خدایا! امروز که آخرین درس کتاب را می خوانیم بسیار خوش حالیم.
امام سجّاد (ع) فرموده است: خدایا زبانم را به گفتن سخن حق، عادت بده.
ما مسلمانان پیامبر خود را از ته دل دوست داریم.
دو مرغابی و یک لاک پشت، در کنار آبگیری زندگی می کردند.
آ ا ـ لـ ل ـ جـ ج ـ نـ ن ـ ایـ یـ ی ای ـ شـ ش ـ ذ

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته ی شماره ۵۳: مادربزرگ در باران با اسب آرام آرام آمد.
ما ایرانی ها کشورمان ایران را خیلی دوست داریم.
ما از خدا تشکّر می کنیم که به ما پدر و مادر داده است.
من در دریای خلیج فارس چاه های نفت و جزیره ی کیش را دیدم.
آیا شما تا حال زنبور را کندو و کبک را در کوه دیده اید؟
شیر، پلنگ، گرگ و گوزن در جنگل زندگی می کنند.
ساسان و سامان با فرزانه و فرشته آدم برفی درست می کنند.
من خرگوش را در خانه و بلبل را در لانه و ملخ را در روی
شاخه ی درخت انار دیدم.
مادر آزاده قاشق و بشقاب را در سبد می گذارد.

⚜️ ⚜️ ⚜️ ⚜️

دیکته شماره ۵۴: من دریای بزرگ و پرآب را دوست دارم.
کبوتر روی درخت بود و اردک در آب شنا می کرد.
آیا می دانید گرگ، شیر و گوزن در جنگل زندگی می کردند؟
در شمال کشورمان، مردان و زنان در شالیزار برنج می کارند.
قرآن کتاب آسمانی ما مسلمانان است.
ما ایرانی ها کشورمان ایران را بسیار دوست داریم.
در بالزار دکّان بزّازی، کفّاشی و قنّادی را دیدم.
دو مرغابی و یک لاک پشت در کنار آبگیری با هم زندگی می کردند.
من یاد گرفتم که: هر سال چهار فصل و دوازده ماه است.
ای خدای مهربان، تو را شکر می کنیم که اکنون می توانیم بخوانیم و بنویسیم.

نظرات