بیوگرافی و عکسهای فریبا نادری بازیگر و همسرش

0

بیوگرافی و عکسهای فریبا نادری بازیگر و همسرش

فریبا نادری از بازیگران جوان و توانای سینما و تلویزیون در ایران است. وی در رشته گرافیک رایانه‌ای تحصیل کرده است.

بیوگرافی فریبا نادری

فریبا نادری زاده بیست و سوم فروردین ماه سال هزار و سیصد و شصت و یک در تهران می باشد. فریبا نادری به طور اتفاقی وارد عالم بازیگری شد، او با سریال «مروارید سرخ» معرفی شد و با سریال «گل بارون‌زده» به شهرت رسید. او به جز بازیگری به خانه داری به ویژه آشپزی علاقه ویژه ای دارد و هرگاه که در منزل است، وقت خود را صرف آشپزی می‌کند.

فریبا نادری

همسر سابق فریبا نادری

فریبا نادری درباره زندگی مشترک با مرحوم مسعود رسام می گوید . در کنار مرحوم مسعود رسام زندگی عاشقانه ای داشتم و با وجود بیست و هفت سال تفاوت سنی هیچ وقت در زندگی با او خلائی حس نکردم… حتی کوچکترین سخنان او برای من آموزنده بود و این بهترین خاطره ام از اوست که هنوز هم حرف های پرمحتوایش در خاطرم هست.

فریبا نادری

همسر فریبا نادری

فریبا نادری پس از هشت سال از مرگ همسرش مسعود رسام با مهرداد طباطبایی ازدواج کرد است . فریبا نادری پس از آن با انتشار عکسی در صفحه اینستاگرامش عکس دخترش و خبر تولد او را خبر داد . دختر فریبا نادری در خارج از ایران متولد شد.

فریبا نادری و همسرش

شروع فعالیت فریبا نادری

شاید به جرائت بتوان گفت روزی که فریبا نادری به همراه دوست گریمورش به دفتر کار مسعود رسام رفته بود هیچ گاه تصور نمیکرد که سرنوشت اش با مسعود رسام گره بخورد و وارد دنیای بازیگری و عرصه هنر بشود! او که خیلی اتفاقی پا به عرصه بازیگری گذاشته است در این باره می گوید از بچگی عاشق بازیگری بوده ام و همیشه دوست داشتم جای قهرمانان فیلم های مورد علاقه ام بازی کنم ولی پدر و مادرم به شدت مخالف این قضیه بودند و حتی زمانی که در دوره نوجوانی پیشنهاد اجرا در برنامه نیمرخ به من داده شد مادرم مخالفت کرد تا اینکه یک روز به همراه دوست گریمورم به دفتر آقای رسام رفتیم و ایشان از من تست بازیگری گرفتند و برای بازی در سریال مروارید سرخ علیرغم مخالفت خانواده ام انتخاب شدم بعد از معرفی در آن سریال، بازی در سریال گل بارون زده سبب شد اهالی سینما حساب ویژه ای روی او باز نمایند و سر آغازی برای شروع فعالیت هنری او گردد.

فیلمهای سینمایی فریبا نادری

دریا کنار (آرش معیریان ۱۳۹۴)
من و شارمین (بیژن شیر مرز ۱۳۹۴)
سپید و سیاه
مشکل گیتی (بهرام کاظمی۱۳۹۴)

فیلم تلویزیونی فریبا نادری

مروارید سرخ
گل بارون‌زده
فاخته
یلدا
چک برگشتی
پرستاران (۱۳۹۵ علیرضا افخمی)
ستایش ۲
ستایش ۱
میلیاردر
فاکتورهشت
غیرمحرمانه
من وپوتی
بزرگمرد کوچک
مثل شیشه
پنجره
گمشدگان
اسمان همیشه ابری نیست

ستایش ۳

فیلم ویدئویی فریبا نادری

شرط ازدواج
یک بام ودوهوا
دل سپرده
شبهای شیراز
دوشارلاتان نادان
شترمرغ

عکسهای فریبا نادری

فریبا نادری

فریبا نادری

فریبا نادری

فریبا نادری

فریبا نادری

فریبا نادری

فریبا نادری

فریبا نادری

فریبا نادری

فریبا نادری

مصاحبه فریبا نادری

فریبا نادری میگوید

در دوران کودکی بسیار شیطون و بازیگوش بودم، از آنجایی که با برادرم حمید رابطه بسیار خوبی داشتم، تمام روز با او بازی می‌کردم و به همین خاطر شیطنت‌هایم هم پسرانه بود. من حتی یک عروسک هم نداشتم و بهترین اسباب بازی من توپ «چهل تیکه» بود، یادم می‌آید که با بچه‌های محل، کوچه را می‌بستیم و هفت سنگ یا فوتبال بازی می‌کردیم.

زمانی که در دوران راهنمایی تحصیل می‌کردم، به طور اتفاقی به من پیشنهاد اجرای برنامه «نیمرخ» داده شد، اما مادرم مخالفت کرد. از این حکایت چند سالی گذشت تا اینکه یک روز با دوستم که گریمور بود برای تست به دفتر «مسعود رسام» رفتیم، آن روز وی با تست بازیگران برای سریال «مروارید سرخ» مشغول بود، من هم غافل از این ماجرا نشسته بودم تا اینکه از اتاق شان آمدند بیرون و گفتند نوبت شماست. گفتم من برای تست بازیگری نیامده‌ام، دوستم آمده است… او به من گفت: حالا که آمدی بیا تست بده… آن روز خوش‌شانس بودم و در تست قبول شدم، اما می‌دانستم که خانواده‌ام مخالفت خواهند کرد.

در قراردادم شرط کردم که خانواده ام هم باید پشت صحنه بیایند و گروه مروارید سرخ هم پذیرفتند. با این شرایط باز هم مادرم مخالفت کرد، اما سرانجام متوجه شد که علاقه من به بازیگری وصف‌ناپذیر است و نمی‌توانند مقابل علاقه‌ام ایستادگی کنند و این شد که به بازیگری روی آوردم و در حال حاضر هم در سریال «غیرمحرمانه» ایفای نقش می‌کنم و خوشحالم که مردم هم از آن استقبال کردند. مادرم هم از این نقش خوشش آمده است.

اگر نقشی را دوست نداشته باشم، به هیچ عنوان آن را قبول نمی‌کنم. من تمامی نقش‌هایی که در آن بازی کردم را دوست دارم.
انسان زودرنج، احساساتی، حساس و مهربان هستم، البته این را اطرافیانم می‌گویند.

آرزو می‌کنم، شبی را همه مردم دنیا، آرام و به دور از دغدغه بخوابند و هیچ کودکی گوشه خیابان روی کارتن، شب را به صبح نرساند، زمانی که بچه‌های فقیر را در خیابان می‌بینم، بغض می‌کنم، فقر این بچه‌ها علامت سوالی است که همیشه در ذهن من باقی می‌‌ماند.
به عنوان یک زن، معمولا پوشاکی را می‌خرم که مطابق سلیقه ام باشد و هیچ وقت چیزی را صرفا به خاطر مد بودنش نخریده ام.

نظرات