معنی لغات تمام دروس فارسی هفتم از درس اول تا درس آخر را دانلود کنید

0

معنی لغات مهم تمام دروس فارسی هفتم را در ادامه دانلود کنید و معانی کلمات و لغات ادبیات و فارسی هفتم درس اول زنگ آفرینش و درس دوم چشمه ی معرفت ، معنی لغات درس چهارم با بهاری که میرسد از راه و معنی لغات فارسی هفتم درس پنجم قلب کوچکم را به چه کسی بدهم و کلمه های مهم درس ششم فارسی هفتم علم زندگانی و معنی لغات فارسی هفتم درس هفتم زندگی همین لحظه هاست و معنی لغات درس هشتم نصیحت امام ( ره ) و درس نهم : کلاس ادبیات و معنی لغات فارسی هفتم درس یازدهم و معنی لغات فارسی هفتم درس دوازدهم تا ۱۳ و درس آخر را با کیفیت عالی دانلود کنید

معنی لغات تمام دروس فارسی هفتم از درس اول تا درس آخر را دانلود کنید

معنی لغات تمام دروس فارسی هفتم از درس اول تا درس آخر

معنی کلمات و لغات مهم تمام دروس ادبیات هفتم را از رس اول تا آخر همراه با کلمات هم خانواده را دانلود کنید

معنی لغات فارسی هفتم درس زنگ افرینش

• حرم :داخل مکان زیارتی
• گرم: مشغول سر گرم
• غوغا :اشوب و فریاد همهمه
• ذره ذره :کم کم
• ابد: جاودان
• غلتید:از پهلویی به پهلوی دیگر چرخید
• موضوع مطلب
• دل تنگ: ناراحت غمگین
• فارغ : اسوده راحت
• افق: کرانه های اسمان
• پیغمبر :پیام اور
• گل دسته : مناره
• گنبد : سقف بزرگ که به شکل نیم کره است
• زائر : دیدار کننده
• کام : ارزو میل خواسته
• زنجره :سیر سیرک نوعی حشره که از خود صدا تولید میکند

معنی لغات درس دوم فارسی هفتم چشمه ی معرفت

• کنجکاوی : جستجو برای یافتن چیزی
• هیجان: برانگیختگی و التهاب درونی
• معرفت : شناخت
• گورا: خوشایند لذت بخش
• یقین : اطمینان کامل ،قطعی
• عظمت: بزرگی شکوه
• جاذبه : به سوی خود کشنده ،جذب کننده
• اعجاز: کاری شگفت و عجیب انجام دادن
• مذاب : ذوب شده ،گداخته
• سیراب :انچه به اندازه اب خورده است
• دیرینه : قدیمی
• اداب دان :اگاه به راه ورسم معاشرت زندگی
• وداع: خداحافظی
• معصوم: بی گناه وپاک
• زمزمه: خواندن ارام و زیر لب
• غرور : احساس سربلندی به سبب موفقیت

معنی نصر ها و کلمات درس دوم فارسی هفتم همراه با هم کلمات

✔️ معنی و آرایه ها

🔰 بند اول صفحه ۱۸

* کنجکاوی : پرسشگری

* کشف کردن : پیدا کردن

* ( نوجوانی ، کنجکاوی ، خستگی ناپذیری )

* ( فراگرفتن، فهمیدن، کشف کردن ) مراعات نظیر دارند.

* سر زدن : کنایه از دیدار و بازدید

🔰 بند دوم ص ۱۸

نگاه های کنجکاوانه : دقیق

نگاه های تشنه : تشخیص

درس بزرگ طبیعت : تشبیه

گوش، چشم ، دل ، روح : مراعات نظیر یا تناسب

گوش و چشم دادن : با دقت گوش دادن و با دقت نگاه کردن

دل دادن : عاشق شدن و کنایه از با تمام وجود توجه کردن

روحم چنان غرق فهمیدن بود : روح و جانم لبریز درک کردن بود

روحم از هیجان می لرزید: تشخیص

🔰 بند سوم ص ۱۸

غرقه : محو ، مبهوت

نوازش لطیف آب : تشخیص

آب ، جوشش ، چشمه ، لطیف ،خنکی : تناسب

🔰 بند چهارم ص ۱۸

▪️ روح مذاب : اشاره به جاری و روان بودن آب که مانند روح ، صفت زندگی بخشی دارد

▪️تشبیه آب به روح

▪️آب می رفت : تشخیص

▪️دهان خشک زمین : تشخیص

▪️نگاه های پژمرده ی درختان : تشخیص

▪️درخت تشنه : تشخیص

▪️رگ های خشکیده جوی های مزرعه : تشبیه

▪️کوچه باغ های مرده : تشخیص

🔰 بند اول ص ۲۰

– سبزه ها و کشته های سیراب : تشخیص

– شاخه ی دست : اضافه تشبیهی

– دعا می کردند : تشخیص

اشاره به بیت مولوی: این درختانند همچون خاکیان / دست ها بر کرده اند از خاکدان
با زبان سبز و …

– گوش نسیم : تشخیص

– آمین : درخواست اجابت دعا

– آمین می گفتند : تشخیص

– باغ و صحرا و درخت و بوته : تناسب

– رفاقت و خویشاوندی با ساقه ها : تشخیص

– عظمت و بزرگی : ترادف

🔰 بند دوم ص ۲۰

• نسیم مانند مادری مهربان : تشبیه
• ادب می آموزد : تشخیص
• کودکان : استعاره از گیاهان
• کودک ،جوان ، نوزاد : تناسب

[تشبیه نهالها به نوجوان و بوته ها به نوزاد]

• احترام و ‌وداع نهال ها : تشخیص
• خم شدن سر بوته ها برای وداع : تشخیص
• سبزه های معصوم : تشخیص
• تشبیه برگ سبز درختان به کتابی برای خداشناسی
• برگ درختان، نظر هوشیار، ورقش : ترکیب اضافی
• درختان سبز : ترکیب وصفی

✔️ معنی روان خوانی کژال

کَژال، داستان کوتاهی است از خانم طاهره ایبد. درون مایه این داستان بر مقاومت و ایستادگی در برابر تهاجم بدخواهان و جان فشانی کردن برای حفظ خانه و هم نوع و سرزمین و دفاع از هستی انسان، تأکید دارد .

🔹زاویه ی دید این داستان ، روایت به شیوه ی سوم شخص مفرد است .

🔹شخصیّت ها :

۱- کَژال : مادری که کودک شیرخواره در آغوش دارد و برای دیدن عمه کابوک روانه می گردد.

یادآوری : {کِژال در زبان کردی به معنی دختر زیبا و رعنا و چشم عسلی است . گویا با واژه غزل و غزال از دید ریشه شناسی، پیوندی دارد .}

۲- روناک : کودک شیرخوار و دختر قنداقه ی کژال .

۳- گرگ : که بر سر راه کژال نمایان می شود و کودک قنداقه ی کژال را می رباید .

۴- هَه ژار : شوهر کژال که در داستان حضور ندارد و فقط این کژال است که در برابر گرگ فریاد می زند و او را به کمک می طلبد .

۵- آزاد : جوان کشاورز روستایی که به کمک کژال می آید و پنجه در چنگال گرگ می افکند و با او درگیر می شود و پس از مدّتی درگیری با آن ، سرانجام گرگ را از پا درمی آورد ، هرچند که خود نیز زخم فراوان دارد و نفس هایش به شماره می افتد امّا روناک را نجات می دهد .

معانی لغات و اصطلاحات فارسی هفتم

لپ : گونه

قُنداقه : پارچه ای که نوزاد را در آن می پیچند

روله : فرزند به زبان کردی

گالش : نوعی کفش قدیمی زنانه (کفش لاستیکی)

خیش :وسیله ای برای شخم زدن، گاو اهن

پاره ی تن : فرزند عزیز(کنایه)

مویه : گریه کردن مویه کنان :گریه کنان

زار زدن: گریه کردن

دایه : مادر

هراسان : ترسان

دندان بر سر دندان ساییدن: کنایه از خشمگین بودن

خُرناسه :صدایی که در حالت خواب از گلو بیرون می اید .

معطّل : منتظر، بی کار، بلا تکلیف

مَجال : فرصت، وقت لازم

زُل زدن : خیره شدن

پا برهنه : بدون کفش

تقلا : کوشش، تلاش

هق هق : صدای بریده بریده ی گریه طولانی

خشکش زد : مات و مبهوت شد.

کلمات هم خانواده درس دوم ادبیات فارسی

• کنجکاو: جست وجو گر
• هیجان: انگیزه
• معصوم: عصمت، معصومه
• معرفت: عرف، معارف. معرف
• پاسبان: سپاه. اسپات
• اندوخت: انداخت
• فرمانگذار: فرمانده
• کنجو: کنجد
• سرباز زدن: سربازان
• بخل: بخیل
• تباه: اتباه
• رخشان: درخشنده
• دل انگیز: انگیزه
• جلوه: جلوه
• وداع: دعوا
• آداب دان: دانا
• دیرینه: دیوانه
• کشته: کشتار گاه
• مذاب: جذاب
• اعجاز: اجازه
• شکوه: شکوفه
• جاذبه: جذاب

لغات درس سوم نسل اینده ساز نوع نثر ساده و روان

• استعداد: توانایی ،قابلیت
• تحلیل: بررسی کردن جزییات یک موضوع
• پرشور: دارای عواطف تند
• واقعیت: امر واقعی
• برخی: بعضی
• مطبوعات:روزنامه هاو مجلات، جمع مطبوعه
• رسانه ها: وسایلی که خبرها و اطلاعات را به مردم می رسانند مانند رادیو و تلویزیون و روزنامه
• انحراف: دورشدن از حقیقت چیزی
• جبران : با انجام کاری اثر اشتباه را از بین برد
• پاکدامنی :از گناه دوری کردن ، پرهیزکار بودن
• پارسایی :پرهیزکاری
• صداقت: درستکاری، دوستی
• شعور: درک وفهم
• متخصصان: کسانی که در امری تخصص و کارشناسی دارند
• اعتراف: اشتباه و خطا خود را به زبان اوردن وآن را پذیرفتن
• پشتوانه: پشتیبان
• همت: پشت کار قوی ،اراده ، انگیزه
• غیرت: مردانگی
• اوایل: جمع اول ،اغاز هر چیزی
• هیئت: گروه ،دسته ،جمع
• استحکامات: سنگرها،خاک ریزها و مانند ان ها
• برخوردار: بهره مند
• بحمدالله: خدا راشکر
• نوکار : در این جا بی تجربه ،کسی که تازه به کاری مشغول شده باشد.
• حدیث: سخن داستان (دراین درس نکته وپند)
• دمساز: همدم و همراه، سازگار
• هجوم: حمله ناگهانی ، یورش
• نه :در این درس به معنی بلا و مصیبت
• برومند: با ثمر، میوه دار، پربار
• گیتی: جهان
• سست :ضعیف
• جو کناری : جویبار
• بامکی: بام کو چک

● لغات مهم دعای مادر:

• بخسب: بخواب
• باز ماندن: محروم شدن
• درجت: درجه ،رتبه
• اولیا: جمع ولی ،دوستان خدا
• مستجاب: پذیرفته شده ،اجابت شده

معنی لغات فارسی هفتم درس چهارم: با بهاری که میرسد از راه

• دوره: زمان و روزگار
• شوق: اشتیاق و میل و رغبت فراوان به چیزی
• شکوفایی: شکفته شدن، رونق
• معمولا: به صورت رایج
• حسرت: افسوس ،دریغ ،ناراحتی واندوه زیاد
• انتقال: جابه جاکردن
• پر فراز و فرود: پراز خوشی و ناخوشی
• فراز: بالا
• فرود :پایین
• وابستگی: به کسی نیازمند بودن
• استقلال: مستقل بودن ، تابع دستور کسی نبودن
• شبیه : مانند
• دل خوری :ناراحت شدن
• لذت :حالت خوشی که به انسان دست میدهد
• زلال: صاف و گورا
• کیمیا: هر چیز کمیاب و دست نیافتن
• گوناگون : مختلف
• سرشار : پر ،انباشته
• علایق : دلبستگی هاجمع علاقه
• اندرز : پندو نصیحت
• چالاکی: تند بودن
• مهارت : استادی ،توانایی انجام دادن کاری به نحو شایسته
• تصاویر :جمع تصویر، شکلها

معنی لغات فارسی هفتم درس پنجم قلب کو چکم رابه چه کسی بدهم

• اذیت : آزار دادن
• واقعا : به درستی حق : شایسته ،سزاوار
• تمام تمام : کامل
• معلوم: آشکار
• عقلم میرسید : من درست فکر میکردم
• فورا : سریع و زود
• شلوغ : پرسرو صدا
• ولو : پخش و پراکنده
• حسابی : کامل ،فراوان
• رضایت : خشنودی
• سعی : تلاش و کو شش
• تقصیر :سهل انگاری و کو تاهی
• یک عالم : مقدار زیاد ،به اندازه وسعت یک دنیا
• سراسر : همه، تمام
• کثیف: الوده
• عجیب : شگفت انگیز، شگفت آور
• زور گفتن :ظلم وستم کردن
• گله :شکایت و دل خور
• مهمان خانه : مسافر خانه

کلمه های مهم درس ششم فارسی هفتم : علم زندگانی

• جرئت: دلیری ،شجاعت
• شاخسار: شاخه های درخت
• عجز: ناتوانی
• توش: مخفف توشه ذخیره، غذای سفر (آذوقه)

معنی لغات فارسی هفتم درس هفتم: زندگی همین لحظه هاست

¤ تردید: شک
¤ دقایق: جمع دقیقه
¤ دل آِزرده :ناراحت
¤ اثنا :میانه ها
¤ حیرت :سر گشتگی ، شگفت زده شدن
¤ حک کردن : تراشیدن
¤ صاحبان قبور : کسانی که مرده اند و در گور دفن شده اند.
¤ نظر : نگاه، دیدگاه
¤ خفتن : خوابیدن
¤ اعظم :بزرگ، بزرگتر
¤ غفلت : بی خبری
¤ دی : دیروز
¤ نامده : نیامده
¤ الکی: غیر جدی ،دروغی
¤ اضطراب :نگرانی ،پریشان حالی
¤ گره از کار دیگران گشودن: کنایه از بر طرف کردن مشکل
¤ مصاحبت :هم نشینی ،فت و گو
¤ اعجاب: شگفتی و تعجب
¤ تامل :اندیشیدن ، فکر کردن
¤ عبرت : پند ،اندرز
¤ معانی لغات سفرنامه اصفهان
¤ قلم زنی :کندن نقش بر روی فلزات
¤ عین: مثل ،مانند
¤ از کوره در رفتن : کنایه از خشمگین شدن
¤ طاقت:تاب و توان
¤ عمارت :ساختمان ،بنا
¤ پلکیدن :آهسته و آرام حرکت کرن
¤ هر هر خندیدن : پیوسته و بیهوده خندیدن
¤ تو نخ چیزی رفتن : مشغول و متمرکز در کاری شدن
¤ کلافه شدن : سخت ناراحت شدن
¤ قراضه : خراب ، کهنه و فرسوده
¤ وصله : صبر ،تاب و تحمل
¤ از زبان افتادن : کنایه از خسته شدن از پر حرفی ،به کنایه نتوانستم حر ف بزنم
¤ توذوق کسی زدن :مایوس و ناامید کردن کسی
¤ بار و بندیل : اسباب و اساس
¤ ناشتایی : صبحانه عازم :‌قصد کننده
¤ تک ودو : تلاش و تکاپو
¤ شوفر: راننده ی اتو مبیل در زبان فرانسه
¤ پوز خند: خنده ای به قصد تمسخر
¤ بیتوته :‌شب در جایی ماندن
¤ پر پر زدن دل : کنایه از نهایت اضطراب و بی تابی
اوقات تلخی : تند خویی
¤ دیزی : دیگ، آبگوشت
¤ رونق : رواج
¤ مناره :ستونی بلند در مسجد که در آن اذان میگویند
¤ آهان : بلی، آری
¤ کار دست کسی دادن : برای کسی مشکل درست کردن
¤ علاف: بی کار و سر در گم
¤ عازم : رهسپار
¤ گوشزد نمودن : یاد آوری کردن ، تذکر دادن
¤ یک سطل آب سر کسی ریختن :کنایه از کسی را مایوس و نا امید کردن

● معنی لغات فارسی هفتم درس هشتم نصیحت امام ( ره )

¤ بیزاری: تنفر ، بی میلی
¤ قرائت: خواندن
¤ ترقی : پیشرفت ،برتری یافتن
¤ تعالی: بالارفتن
¤ علامه: بسیار دانا ،بسیار دانشمند
¤ نشاط: شادمانی
¤ صید: شکار
¤ شیفته: عاشق
¤ وجد: خوشی بسیار، ذوق
¤ نصیب: قسمت
¤ اخلاص: پاکی عقیده
¤ عطا کردن: بخشیدن
¤ کسالت: بیماری
¤ عطش: تشنگی
¤ دار الشفا :خانه ی تن درستی
¤ حجره: اتاق
¤ ضریح:سازهای که از چوب یا فلز بر سر مقبره ی
امامان و بزرگان دین سازند
¤ گشت و گذار :تفریح و گردش
¤ نورچشمان: عزیزان

درس نهم : کلاس ادبیات

▪️چشم دوختن : کنایه از نگاه کردن
▪️جاذبه : گیرایی، جذابیت
▪️دستپاچگی:عجله، شتاب زدگی
▪️جرئت: شجاعت
▪️لحن: آهنگ
▪️ مندیش :نیندیش ، مخفف میندیش
▪️پاسی: قسمتی یا بخشی از زمان
▪️پاسی از شب: قسمتی ازشب
▪️مردم چشم: مردمک چشم
▪️تحسین: آفرین گفتن
▪️نوابغ: جمع نابغه باهوش و زیرک
▪️خرد: کوچک
▪️نظیر : همانند
▪️فراغت :آسودگی
▪️پروا: ترس
▪️تلاوت: خواندن قران
▪️درک: فهمیدن ودریافتن
▪️معانی: جمع معنی
▪️چمیدن: به ناز راه رفتن
▪️زنده دلان :هوشیاران ،دل آگاهان
▪️روحیه دادن :کنایه از امیدواری و شجاعت ایجاد کردن
▪️بی نظیر: بی مانند ،بی همتا
▪️واردات : کلاهایی که از خارج کشور به کشور اورده میشود
▪️آراسته :زیبا و مرتب شده
▪️ملک وجود : هستی و وجود به سرزمین و ملک تشبیه شده است ( اضافه تشبیهی )
▪️لبریز: پرو انباشته
▪️چشم از جهان فرو بست :کنایه از فوت کرد
▪️معظم: بزرگوار
▪️پژوهشگر: جست وجو گر
▪️نوید: مژده
▪️صالح: درستکار
▪️محفل : مجلس
▪️عجوز : سال خورده
▪️پاره دوز : تعمیر کار کفش
▪️محبوب : دوست
▪️حریر : نوعی پارچه نرم
▪️مشک : ماده خوشبو که در زیر پوست شکم آهوی نر به دست می آید .
▪️عبیر :ماده ای خوشبو از ترکیب مشک و گلاب و زعفران
▪️دلاویز : خوب و پسندیده و دلنشین

● معنی لغات فارسی هفتم درس دهم :

• عهد : پیمان
• رشته دوستی را قطع نمی کرد :کنایه از ادامه دادن دوستی است .
• دوستی به رشته تشبیه شده است
• پای بند :آن که خود را موظف به انجام امری می داند.
• توصیه : سفارش
• موظف : وظیفه ای که هر کس به عهده دارد.
• مکث : ایستادن
• حرم مطهر : حرم پاک
• صلاح : درستی
• هجوم : حمله
• کهن سال : قدیمی
• صحن : میدان
• متواضع : فروتن
• عشق به مردم :
• رئیس جمهور وقت : رئیس جمهور آن زمان
• مطه‍‍ر :پاک و مقدس
• صحن :میدان /حیاط
• موج جمعیت :جمعیت بسیار زیاد / جمعیت به موج تشبیه شده است
• وضع :حالت / وضیعیت
• رفتار بهشتی
• معین : مقرر/ تعیین شده
• خصلت :ویژ گی / خوی
• گرمای محبت
• امان :ایمن / آسوده
• عیبی :اشکال / ایراد
• تحمل : شکیبایی / بردباری کردن
• عابران : رهگذران
• انگار : گویا / به نظر
• برق خوشحالی : خوش حالی به برق تشبیه شده است / یعنی درخشندگی خوشحالی و شادی
• مهد:گهواره
• رصد خانه :جایی کهخ ستارگان و وضعیت حرکت آنها را بررسی می کنند
• مکاتبه :نامه نگاری
• تعلم : یاد گرفتن
• بر افروخته : روشن
• پر خوف :ترسناک
• ادیب : نویسنده / سخندان
• نجوم : ستاره شناسی
• لایق: شایسته
• مباحثه :بحث دوطرفه
• ناکام : به هدف نرسیده
• رونق :رواج
• بحث: گفت وگو
• تالیف :جمع آوری کردن
• طالبان : طلب کنندگان
• عالی قدر :بلند مرتبه
• فقیه : دانشمند
• ظهور :آشکار شدن
• رفع:برطرف کردن
• طبیب :پزشک
• مناظره : گفت و گوی دو طرفه
• تحصیل :کسب کردن
• تاسیس : بنیان نهادن
• احیا : زنده کردن

☆ معنی لغات فارسی هفتم درس یازدهم

• سلمان منا اهل البیت :سلمان از خاندان من است .
• پیکر : بدنه
• ثمر : نتیجه
• حاصل شد : به دست آمد
• پیشوا و مقتدا :رهبر
• ادبا: جمع ادیب /نویسنده
• اعم از : شامل
• به نحو احسن: به شکل نیکو
• ملل : جمع ملت
• مظاهر :نشانه ها
• آیین : راه و روش
• تکلم : گفت و گو
• شایان: سزاوار
• متعلق : وابسته
• ذوق: شوق /علاقه
• استعداد:توانایی
• لغات شعر خوانی
• رهاند : آزاد کند
• رستگاری :سعادتمندی
• بوی :باش
• گیتی : جهان
• بر کردگار : نزد خدای
• سرای : خانه / دنیا
• نبی : پیامبر
• وصی :جانشین

■ معنی لغات فارسی هفتم درس دوازدهم :

۱٫ اسوه : نمونه
۲٫ رافت :مهربانی
۳٫ جمال :زیبایی
۴٫ دادخواهی :گرفتن حق / عدالت خواهی
۵٫ سیما : چهره
۶٫ ظلال: سایه
۷٫ آل : خانواده
۸٫ متفکر : کسی که فکر می کند
۹٫ عطوفت : مهربانی
۱۰٫ بانگ :صدا
۱۱٫ حد لزوم :اندازه ی ضروری
۱۲٫ محزون : غمگین
۱۳٫ اعتدال :میانه روی
۱۴٫ حریم : مرز
۱۵٫ عیادت : دیدار

□ معنی لغات حکایت :

• حکیم : دانشمند
• جانان پدر :عزیزان پدر
• ملک: سرزمین
• سیم: نقره
• قدر بیند: ارزش واحترام بیند
• چشمه ی زاینده :چشمه ی جوشان
• دولت پاینده :سعادت همیشگی
• صدر : بالا
• زر: طلا
• خواجه : آقا
• لقمه چیدن : کنایه از گدایی کردن
• به تفاریق : اندک اندک
• به محل : در معرض
• هنر : مهارت / برتری

● درس سیزدهم

• ازادی خواه : دوستدار آزادی
• یک صدا : متحد
• سلام الله علیها : سلام خدا بر او باد
• کوره راه : راه باریک و دور افتاده
• سرفراز : سربلند
• مزدوران : کسانی که در برابر پول به بیگانگان و دشمنان کمک می کنند
• خان : لقب مالکان زمین
• ناجوان مردانه :غیر اخلاقی و ناپسن
• از پا در آمد :نابود شد
• دلاور: دلیر
• مکتب خانه : جایی که کودکان به شیوه ی سنتی آموزش می دیدند

نظرات