بیوگرافی دکتر کاوه جاسب فوق تخصص خون و همسرش + زندگی شخصی و مطب و سوابق

0

دکتر کاوه جاسب فوق تخصص خون و سرطان کودکان کیست با بیوگرافی دکتر کاوه جاسب (kaveh jasb) فوق تخصص خون و سرطان کودکان و سوابق پزشکی و شخصی و همسرش ، عکس های جذاب اینستاگرامی و خانواده و همسر و فرزندان دکتر کاوه جاسب ، زندگینامه دکتر کاوه جاسب به مناسبت حضور در برنامه های تلویزیونی و برنامه بدون تعارف و پیج اینستاگرام و شماره و آدرس مطب دکتر کاوه جاسب و ماجرای درمان رایگان کودکان مبتلا به سرطان در خوزستان را در این صفحه از مجله حرف تازه قرار دادیم.

بیوگرافی دکتر کاوه جاسب فوق تخصص خون و همسرش + زندگی شخصی و مطب و سوابق

بیوگرافی دکتر کاوه جاسب فوق تخصص خون و هماتولوژی انکولوژی کودکان

دکتر کاوه جاسب متولد سال ۱۳۵۲ در جنوب تهران می باشد . او فوق تخصص بیماری های خون و سرطان کودکان ، هماتولوژی انکولوژی کودکان است که آدرس مطب وی
نشانی مطب دکتر کاوه جاسب :اهواز – بیمارستان شفا

خانواده و همسر دکتر کاوه جاسب کیست

ایشان سالها پیش با یک خانم دکتر ازدواج کرده و دارای دو فرزند یک پسر و یک دختر به نالم بهار و علی می باشد.

زندگینامه دکتر کاوه جاسب فوق تخصص سرطان کودکان ، همسر دکتر کاوه جاسب کیست

دکتر کاوه جاسب فوق تخصص خون و سرطان کیست؟

دکتر کاوه جاسب نسلی از پزشکان به منعابی واقعی انسان است که در این دوره زمانه کمیاب هستند ، فوق تخصص خون و سرطان قهرمانی که قید درآمد ، مطب و خیلی از زرق و برق ها را زده و دور از خانواده در کنار کودکان سرطانی خوزستان ایستاده است. دکتر جاسب ۴۸ سال سن دارد و بچه جنوب شهر تهران در میدان قیام می باشد

در خانواده متوسطی بزرگ شده است و پدرش راننده جرثقیل بود و برای درس خواندن به انباری خانه یا کتابخانه محل می رفت.پزشکی قبول شد و بعد فوق تخصص را گرفت.

دکتر کاوه جاسب، فوق تخصص خون و متخصص سرطان کودکان، چند سالی است که زندگی اش را وقف درمان کودکان مبتلا به‌سرطان در بیمارستان شفا کرده است.

او میگوید: از کودکی علاقه زیادی به پزشکی و تحصیل در رشته تخصصی کودکان داشتم. برای ادامه تحصیل رشته خون و سرطان کودکان را انتخاب کردم. بعد از پایان تحصیلات برای گذراندن طرح به کردستان رفتم و بعد از پایان طرح و قبولی در آزمون کتبی فوق تخصص برای گذراندن دوره ،دو شهر ارومیه و اهواز به من پیشنهاد شد و باید یکی از این شهرها را انتخاب می‌کردم و من اهواز را انتخاب کردم.

دکتر کاوه جاسب فوق تخصص خون و سرطان کیست؟

او درباه همسرش میگوید: آن روزها همسرم که او نیز فارغ‌التحصیل رشته پزشکی بود دوره رزیدنت را در شهرکرد سپری می‌کرد و بهار و علی پسر و دخترم نیز کنار او بودند. سال ۸۷ و در روزهایی که تازه پا به سن ۳۵ سالگی گذاشته بودم برای سپری کردن سه سال دوران دستیاری فوق تخصص و ۶ سال تعهد خدمت به اهواز آمدم و در بخش خون و آنکولوژی کودکان بیمارستان شفا مشغول به‌کار شدم.

ماجرای درمان کودکان مبتلا به سرطان در خوزستان

دکتر جاسب برای گذراندن طرح در سال ۱۳۸۷ راهی خوزستان شد و همانجا ماندگار شد و بیش از ۱۵ سال است که به درمان کودکان سرطانی در خوزستان می پردازد.

او سالهاست که در بخش آنکولوژی کودکان بیمارستان «شفا»ی اهواز کار میکند و مطب شخصی ندارد و در بیمارستان های دولتی کار می کند و گفته برای حس خودم کار می کند و مطب را مثل بازار می بینم و دوست ندارم کاسبی راه بیندازم.

او می گوید: من که مریضانم بچه های درگیر خون و سرطان هستند واقعا نمی توانم مثلا با ماشین شاسی بلند بیایم وقتی همه آنجا در آفتاب ایستاده اند. من نمی توانم از بچه ای که سرطان گرفته است پول بگیرم وقتی می آید مطب.

آدرس مطب و محل کار دکتر کاوه جاسب

دلم می‌خواهد با سرطان از این دنیا بروم

دکتر کاوه جاسب، فوق تخصص خون و متخصص سرطان کودکان، چند سالی است که زندگی اش را وقف درمان کودکان مبتلا به‌سرطان در بیمارستان شفا کرده است.

آرزوی دکتر جاسب تفاوت بسیاری با دیگر آرزوها دارد و میگیود: «خیلی به این مسأله فکر می‌کنم که خودم هم با سرطان از دنیا بروم! سرطان از نگاه من و بسیاری از بیمارانی که با آن مبارزه کرده و شکست‌اش داده‌اند، مساوی با مرگ نیست. سرطان مسیر «زیبایی» را در مقابل ما قرار می‌دهد تا به هدف برسیم. مقصد همه ما مرگ است و کسی نمی‌تواند ادعا کند که مرگ سراغ او نخواهد آمد.

صادقانه بگویم، دوست دارم به سرطان مبتلا شوم تا درد و رنجی را که بیمارانم می‌کشند و عوارض ناشی از شیمی درمانی را که کودکان بیمار با تجویز من با پوست و گوشت و استخوان لمس می­ کنند، حس کنم

آدرس مطب و محل کار دکتر کاوه جاسب

زندگی در بخش کودکان مبتلا به سرطان با خاطرات زیادی همراه بود. بودن در کنار این بچه‌ها باعث شد تا من هم عضوی از خانواده آنها شوم. گرچه یک ماهی است که به دلیل مشکلاتی خارج از بیمارستان زندگی می‌کنم ولی هنوز هم این بهشت کوچک خانه من است. تلخ‌ترین لحظات را صبح زود با شنیدن گریه کودکی از اتاق کناری لمس می‌کردم.

نظرات