تعبیر خواب غسالخانه و مرده شورخانه از دیدگاه های مختلف

0

تعبیر خواب غسالخانه و دیدن شستن مرده در غسال خانه ، تعبیر خواب غسالخانه رفتن و در داخل مرده شورخانه بودن و تعبیر غسالخانه خالی و بدون مرده از دیدگاه تعبیرگران خواب اسلامی و غربی در این بخش از مجله حرف تازه میخوانید.

تعبیر خواب غسالخانه و مرده شورخانه از دیدگاه های مختلف

تعبیر خواب غسالخانه و مرده شورخانه

دیدن غسالخانه و سالن تطهیر و شستن مرده در خواب از نظر امام صادق ع، بیانگر توبه کردن و عافیت است

همچنین به معنی عاقبت به خیری و رهایی و خلاصی از زندان برای زندانیان و رسیدن به آرزوها و رهایی از غم و غصه و ترس نیز تعبیر شده است

تعبیر خواب غسالخانه از نظر ابراهیم کرمانی

اگر فردی در خواب ببیند که در غسال خانه مرده ای را که نمی شناسد و غریبه است ، می شورد ، بیانگر این است از کارها و اعمال نکوهیده خود توبه کنید

اگر فردی در خواب مرده پیری را میشوید، معنایش این است که زندگی خوبی در آینده خواهد داشت

تعبیر دیدن غسال خانه و بچه

اگر در خواب ببینید که مرده خردسالی را میشویید،  به معنای این است که دچار مشکلاتی در زندگی خواهی شد.

تعبیر خواب دیدن دوست و رفیق در غسالخانه

اگر در خواب مرده و جنازه دوست خود را در غسالخانه ببینی که در حال شستنش هستی، بیانگر طول عمر می باشد

 تعبیر خواب غسالخانه خالی

خالد اصفهانی میگوید: اگر زنی در خواب ببیند که در غسالخانه است و بدن جسد مردی را می شوید بیانگر زیاد شدن طول عمر است

اگر مردی در خواب بدن جسد زنی را در غسالخانه می شوید، بیانگر روزی و رزق فراوان است

سوال : خواب دیدم یه پیرزنی فوت کرده بود بعد بردنش مرده شور خونه و هیچکسی اونجا حاضر نشد تا غسلش بده و خیلیا میترسیدن بعد من داوطلب شدم تا اینکار را انجام بدم تعبیرش چیه؟

پاسخ: این رویا بیانگر این است که در زمانی که شما دچار مشکلات و یا ناامیدی های زیادی شدید خداوند بزرگ مسیر صحیح را بر سر راه شما قرار خواهد داد و عاقبت بخیر می شوید

بیشتر بخوانید : تعبیر دیدن مرده در خواب

تعبیر خواب غسالخانه رفتن و مرده شورخانه خانه خالی

خاطره یک مرده شور از یک خواب

یک خانم تطهیرکننده اموات میگوید: خانمی را که برای شستشو به غسالخانه آورده بودند، زنده بود و دست و پایش را با زنجیر بسته بودند و روی سنگ گذاشتنش و شروع به شستن کردند. فقط انگار جای سیلی و ضربه روی صورتش بود.

در خواب خیلی منقلب شدم، گریه کردم و برام خیلی عجیب بود. صبح برای کار روزانه آماده شدم در ابتدا قبل از شروع کار برای همکارانم ماجرای خوابم را تعریف کردم. حتی اینکه اون خانم چه لباسی پوشیده بود و یا روی کدام سنگ او رو می شستند. اون روز تا غروب جنازه ها را شستیم و همه چیز عادی بود.

خوابی که تعییر شد

زمان استراحت شد و رفتیم برای آماده شدن و رفتن در حال پوشیدن لباسهامون بودیم که عده ای از همکارام رو صدا زدن که جنازه ای برای شستن آورده اند. چند لحظه ای از رفتن اونها نگذشته بود که دیدم با تعجب و سراسیمه اومدند که آثاری آثاری بیا همون رو که می گفتی آوردند!

خشکم زد با صدای لرزان گفتم چه می گویید؟ چی شده؟ من؟ من گفتم؟ آهسته آهسته با ترس عجیب رفتم داخل غسالخانه. باور کردنی نبود نه تنها من بلکه آن روز ۱۴ یا ۱۵ نفر بودیم همه این صحنه را دیدند. روی پاهام نمی تونستم بایستم. خانمی سیلی خورده! چه می بینم

چند لحظه بعد به خودم اومدم رفتم از اقوامش ماجرا رو بپرسم یکی از بستگانش گفت چند سال پیش بر اثر فشارهای روحی زیاد این بنده خدا مجنون میشه و در حالت شدید روحی قرار می گیره . اونو با زنجیر به تخت بیمارستان می بستن. این اواخر هم حال بدی داشت تا اینکه خودش رو از پشت بام بیمارستان به پائین می اندازه و فوت می‌کنه…

ماجرای خیلی عجیبی بود. ارتباط این بنده خدا با خواب من! گیج بودم.خودم اونو شستم و بدنش را با برگ‌های قرآن پوشوندم و به نوعی تطهیرش کردم و خدا رو قسم دادم به قرآنش که ببخشدش و بیامرزدش

*برگرفته از کتاب “این خاطرات ماست”، برگزیده خاطراتی از کارکنان سازمان بهشت زهرا(س)

نظرات