تعبیر خواب چیست؟ + تعبیر خواب از نظر اسلام و علمی

254

تعبیر خواب چیست؟ + تعبیر خواب از نظر اسلام و علمی

بدانید که علم تعبیر خواب علمی است شریف و بزرگ که خداوند این علم را به حضرت یوسف آموخت. ابن عباس می گوید: اولین چیزی که خداوند از نبوت به حضرت رسول عطا نمود این بود که
فرشته ی مقرب در خواب به او گفت: بشارت باد ترا که خداوند از جمله انبیاء تو را برگزید و چون حضرت بیدار گردید و این خواب را به خدیجه بگفت و خدیجه فرمود: دل خوش دار که از این خواب خیر و اقبال یابی. در خبرها چنین آمده است؛ این علم معجزه ی حضرت یوسف بود و علمی که معجزه ی پیامبران است به یقین علم شریف و بزرگی می باشد.

تعبیر خواب

ما کاملترین مجموعه تعبیر خواب را برای شما عزیزان آماده کرده ایم.

برای مشاهده تعبیر خواب مدنظر خود بروی حرف اول خواب مورد نظر خود در جدول زیر کلیک کنید.

اگر با گوشی موبایل در حال خواندن این مطلب هستید برای دیدن کامل حروف در جدول زیر ، جدول را لمس کرده و به سمت راست یا چپ اسکرول کنید

در شناخت خواب

چون غذا بر مغز انسان اثر می گذارد بنابراین خواب دیدن عملی است دماغی و مغزی، هرچه غذا سبکتر و قابل هضم تر باشد چسم و مغز انسان نیز در هنگام خواب آرامش بیشتری می یابد و چنین خوابهایی را خواب طبیعی گویند ولی اگر غذا سنگین تر باشد جسم و مغز انسان نیز در هنگام خواب آرامش کمتری دارد و این خوابها را خوابهای غیر طبیعی گویند.

حضرت دانیال پیغمبر می گوید: خوابها دو گونه می باشند، یکی آگاه کند ببینده ی خواب را از حقیقت حال او و دیگری آگاه کند ببینده ی خواب را از سرانجام کارهای او.
رسول خدا (ص) می گوید: خوابها بر سه گونه هستند:
۱- بشارت دهنده مومنان را در زندگانی.
۲- وسوسه ی شیطان است که انسان را اندوهگین می نماید.
۳- خوابهای آشفته و پریشان.

امام جعفر صادق(ع) می گوید: برای دیدن خوابهای پسندیده و نیکو باید با طهارت و بر پهلوی راست خوابید و هنگام خواب ذکر خدا را به جا آورد. طعام زیاد نخورید چون بر مغز اثر می گذارد و سبب دیدن خوابهای آشفته می شود و گرسنه نیز نباید خوابید.

اسامی معبران شرقی و کتب آنها :

۱- دانیال پیغمبر(ع)، کتاب: تقسیم حضرت امام جعفر صادق (ع)
۲- محمد بن سیرین، کتاب: جوامع محمد بن سیرین
۳- امام جعفر صادق(ع)، کتاب: تقسیم حضرت امام جعفر صادق (ع)
۴- جابر مغربی، کتاب: ارشاد جابر مغربی
۵- ابراهیم کرمانی، کتاب: دستور ابراهیم کرمانی
۶- اسماعیل بن اشعث، کتاب: تعبیر اسماعیل بن اشعث
۷- خالد اصفهانی، کتاب منهاج التعبیر
۸- جاحظ بن اسحاق، کتاب تعبیر
۹- عبدالله عباس، کتاب تعبیر

اسامی معبران غربی :

۱- زیگموند فرویید
۲- آنلی بیتون
۳- هانس کورت
۴- حی – اچ – میلر
۵- لیلا برایت

زیگموند فروید

همانطور که می دانید فروید برای اولین بار در سال ۱۸۹۹ خواب را از جنبه ی علمی مورد بررسی قرار داد و با این کارخود بحث های زیاد و متعددی را درباره تجزیه و تحلیل رویاها و واکنش روانی خواب به شکل های مختلفی برانگیخت. او معتقد بود که خواب در واقع به معنی تصاویر دروغین و خیالی می باشد. که بی ارتباط با دنیای اطراف نیست. خواب دیدن یک جریان روحی به هنگام نیمه هوشیار بودن است که می تواند تصورات حقیقی و غیر حقیقی داشته باشد. ما در کابوس ها چنان تحت تاثیر قرار می گیریم که حتی پس از بیداری نیز فکر ما را به خود مشغول می کنند.
زیگموند فروید خواب علمی و واقعی را از خرافات جدا کرد و به آن ارزش و اعتبار داد و فروید به عنوان یک پزشک، معتقد بود که خوابها جزء مهمی از زندگی انسان هستند چون انعکاسی از درون انسان
می باشند، با تحقیقات و نظریه های علمی او درمطالعات روانشانسی، راه جدیدی بر روی مسئله ی تعبیرخواب گشوده شد.

چهار عامل خواب و رویا

زیگموند فروید چهار عامل را در مورد خواب و رویا شناسایی کرده است:
اولین عامل: آن عمل تراکم است که خواب و رویا با این عمل خلاصه و فشرده می شود.
دومین عامل: آن تغییرمکان یا نقل و انتقال یا جابه جا شدن است که بار عاطفی و احساسی آن از هدف اصلی جدا می شود.
سومین عامل: تکوین خواب و رویا و نمایش دادن آن است که افکار و مفاهیم مجرد ذهن را به صورت تجسمی ملموس و مشهود در می آورد.
چهارمین عامل: از اعمالی که درخواب و رویا به وقوع می پیوندد کنایه و آفرینی و تمثیل سازی است.

عقاید اقوام قدیم درباره ی خواب و رویا

اقوام قدیم برای خواب و رویا اهمیت قابل ملاحظه ای قائل بودند و چنین تصور می کردند که خواب و رویا آن ها را با دنیای موجودات فوق انسانی مرتبط می سازد و قاصد خدایان، شیاطین و پیامبرانست بعلاوه بر این باور بودند که رویا عمدا بر آن ها نازل می شود و برای کسی که آن را درخواب می بیند حاوی معنای بزرگیست و از آینده به او خبر می دهد. پس کاملا مشخص است که عقیده ی فلاسفه ی قدیم در مورد خواب و رویا منوط بود بر جایگاهی که آن ها در خصوص امر پیشگویی به دستگاه فلسفی خود می دادند.

چند نظر درخصوص خواب و رویا

ارسطو: خواب و رویا وسیله ای است برای بازجوئی روانی و ریشه اش از شیاطین است و جنبه ی ملکوتی و خدایی ندارد.
بورداخ: خواب موقعی ظهور می کند که ذهن از راه حواس تحریک نشود.
موری: ما خواب گفته ها، آروزها، خواسته ها و کرده های خود را می بینیم.
جسن: محتوی خواب و رویا همواره کم و بیش تابع شخصیت فردی، سن، جنس، وضع، تحصیلات، عادات، حوادث و تجارب تمام دوران زندگی می باشد.
ویگانت: اغلب اوقات کاملا آشکار است که خواب و رویا عوض آن که ما را از این عالم عادی و معنوی نجات بدهد، مجددا به همین عالم باز می گرداند.
گروپ: دسته ای از خواب ها و رویاها که ریشه شان در زمان حال یا گذشته بوده و به هیچ وجه از آینده خبری نمی داده اند. در عض دسته ی دیگری از خواب ها و رویاها، خبر از آینده می دادند.

تعبیر خواب

از حضرت امام جعفر صادق (ع) منقول است كه :

خواب دیدن اول ماه، باطل است
دوم و سوم ، برعكس بود
چهارم و پنجم ، به تأخير افتد
ششم و هفتم و هشتم و نهم ، آنچه را بيند، راست بود
دهم و يازدهم و دوازدهم ، به تأخير افتد
سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم ، نه خير باشد و نه شر ، باطل است
شانزدهم و هفدهم ، به تأخير افتد
هجدهم و نوزدهم ، درست باشد
بيستم و بيست و يكم ، دروغ باشد
بيست و دوم و بيست وسوم ، فرح و شادي باشد
بيست و چهارم و بيست و پنجم ، برعكس باشد
بيست و ششم و بيست و هفتم نيز برعكس باشد
بيست و هشتم ، درست باشد
بيست و نهم و سي ام ، راست باشد

ابن خلدون

انسانی بزرگ بودند که تفاسیر زیادی درباره ی خواب دارند.
ابن خلدون رویا را به سه گونه تبدیل می کند:
نوعی که از سوی خدا می آید(این خواب آشکار جلی است، پیام نهفته ای ندارد به راحتی درکش می کنید.)
نوع دوم از سوی فرشتگان می آید(فرشتگان بسته ی خواب را می آورند و پیام آن آشکار نیست و اینگونه خواب ها نیاز به تعبیر دارد، هیچ پریشانی در آن نیست ولی گنگ است.)
نوع سوم از سوی شیطان می آید و خواب پریشان و باطل است.
در هنگام درک پیام رویا به دنبال دریافت پیام مثبت باشید.

در روايت از سلمان فارسي (ره)

جدول زمان تعبير شدن خوابها بر حسب روز هاي ماه شمسي:
روز ۶ ام ماه : بعد از يک يا دو روز تعبير مي شود.
روز ۹ ام ماه : همان روز تعبيرش ظاهر مي شود.
روز ۱۱ ام ماه شمسي : بعد از ۲۰ روز.
روز ۱۳ ام ماه : بعد از ۹ روز تعبير مي شود.
در روز ۱۴ ام ماه بعد از ۲۶ روز.
در روز ۱۵ ام ماه : بعد از ۳ روز.
در روزهاي ۲۸ ام، ۲۹ ام و ۳۰ ام ماه شمسي ، تعبيرش در همان روز پيدا مي شود.

خواب خوب و بد در ماه هاي قمري :

ماه ربيع الاول : برکت وشادي در خواب ها پيدا مي شود.
ماه ربيع الثاني: خواب خوب دير تعبير مي شود و خواب بد زود تعبير مي شود.
ماه جمادي الاول: خريدو فروش نکند.
ماه جمادي دوم : خواب خوب دير تعبير مي شود.
ماه رجب : گشايش ابواب خير است- و خواب بد را به خوبي تعبير کن که خلاف ندارد.
ماه شعبان : رؤيا رشته هاي بسيار دارد و از آن خير بسيار بر آيد و خواب بد تعبير نمي شود.
رمضان: در هاي سختي و هرزگي بسته است و خواب خوب زود تعبير ميشود و خواب بد تعبير ندارد.
شوال: خواب بد و غم زود تعبير مي شود ، از آن بر حذر باش.
ذيقعده: فقط خواب سفر را سفر نکن .
ذيحجه: خواب سفر را سفر کن.دنبال کار ها را بگير که ماه مبارکي است.

 

تعبیر خواب

 


ما کاملترین مجموعه تعبیر خواب را برای شما عزیزان آماده کرده ایم.

برای مشاهده تعبیر خواب مدنظر خود بروی حرف اول خواب مورد نظر خود در جدول زیر کلیک کنید.

اگر با گوشی موبایل در حال خواندن این مطلب هستید برای دیدن کامل حروف در جدول زیر ، جدول را لمس کرده و به سمت راست یا چپ اسکرول کنید

254 دیدگاه در “تعبیر خواب چیست؟ + تعبیر خواب از نظر اسلام و علمی

  1. الهام گفت:

    ی شب هم خواب دیدم ی خانم چادری بمن میگه تو بعنوان نماینده مذهبی انتخاب شدی من تعجب میکنم بعد میرم از اونجا میبینم از مسجد اذان میگن وضو میگیرم میام مسح پا بکشم میبینم کفشهام کهنه و سبز هستن از رو کفش مسح کشیدم ولی بعدش درست کشیدم از اینور اونور صدا میومد الهام چقد خوب شده عوض شده ولی من همیشه نماز میخونم ممنون میشم تعبیرش کنین🌷🌷

  2. الهام گفت:

    سلام من خیلی خواب میبینم که همش صادقه هستن دیشب خواب دیدم ی مرد از آسمون خواهرمو صدا میکنه من بهش میگم المیرا بابا صدات کرد شنیدی میگه نه میگم من شنیدم بعد با خودم کلنجار میرفتم که صدای خدای بزرگ بود یا بابام بعد گفتم بابا هم پیش خداست دیگه چه فرقی داره بعد دیدم المیرا داره دعا میکنه ولی در حقیقت اصلا اهل نماز نیست تو خواب حس کردم حاجت گرفته یکی تو دلم گفت بعدش نوبت حاجت گرفتن توست

  3. Amirreza گفت:

    با سلام
    من یک دختری رو دوست دارم اون ولم کرد من چند شب بعدش خواب دیدم ک من باهاش رل هستم مادرش فهمید بعدش بهم گفت تو با دخترم دوستی گفتم اره بعدش گفتم دوسش دارم مادرشم قبول کرد
    تعبیرش چی میشه؟

  4. امیر گفت:

    من یک دختری را دوست دارم و به مادرش گفتم ک من او را دوست دارم مادرش هم قبول کرد و او قصد ازدواجیم شد

  5. یگانه گفت:

    سلام . خواب دیدم به زور راهی خونه بخت شدم و نمیدونستم شوهرم کیه (بدون مراسم عروسی) و قبل از اینکه برم توی اون خونه، همه چی رو بهم زدم و دیدم همه فامیل دارن سرزنشم میکنن. اما فرداش برگشتم سر اون خونه و دیدم که اون مرد، آدم خوبیه و من دیگه ازش بدم نمیاد.
    اون مرد از لحاظ پوشش و سطح مالی و تحصیلات ، همه چیش پایینتر از من بودم.

  6. سعیده گفت:

    سلام من درخواب دیدم که اعرزائیل بهم گف اسمت تو لیستمه و ۱۰۱ روز دیگه میمیری؟یعنی واقعا میمیرم خیلی استرس دارم

  7. سعیده گفت:

    سلام من درخواب دیدم که اعرزائیل بهم گف اسمت تو لیستمه و ۱۰۱ روز دیگه میمیری؟یعنی واقعا میمیرم

  8. سمانه گفت:

    با سلام .
    من تقریبا در طول هفته ۲ الی ۳ بار خواب میبینم که یه مار میاد طرفم که منو بخوره ، منم دنبالش میگردم ولی نیست ش منم میرم یه جای دیگه میخوابم . ممنونم میشم اگه تعبیرش بگین.

  9. پريا گفت:

    سلام
    من خواب ديدم كسيكه دوستش دارم از سماور برام چايي ميريزه و ميده به دستم و منم ميگيرم و ميخورم خيلي هم تو خواب خوشحال هستيم
    در حاليكه در بيداري ما هيچ رابطه اي با هم نداريم فقط در حد سلام عليك
    ممنون ميشم تعبيرشو بگين

  10. Mona گفت:

    سلام.خواب دیدم که مادربزرگم ک تازه فوت شده.دستش از قبر بیرونه.تعبیرش چیه؟ممنون میشم بگید

  11. مهدیه گفت:

    سلام . پدرم خواب دیده که پدربزرگم یعنی پدر مادرم به مادرم تو خواب میگه مقصر تویی و نمازایی که میخونی بخوره توسرت و ناراحت و فحش میده مادرمو .. میخاستم ببینم تعبیرش چیه

  12. N گفت:

    سلام
    من خواب دیدم که خونه دوست پسرم هستم و اون میخواست بره سگ بیاره واسم اما وقتی برگشت خونه لباسش پاره شده بود و تمام کمرش با چاقو بریده و زخمی بود بعد من با دستمال زخماش رو تمیز میکردم و سعی داشتم خوبش کنم و بهش میگفتم الهی بمیرم واست که اینجوری شدی..بعد تو خواب دیدم که تمام سینه و دست راست خودم با چاقو بریده و مثل کمر خودش زخمی شده و اون هم نگرانم شد گفت وای ببین سمت شکمت هم با چاقو بریده.
    میشه تعبیرش رو بگین

  13. honey گفت:

    سلام من يك انگشتر عقيق دارم تو خواب ديدم انگشترم دستمه اولش عقيقش سر جاش يود بعد كه دوباره نگاه كردم عقيقش گم شده بود تعبييرش چيه؟؟

  14. علی گفت:

    سلام
    من خواب دیدم یه گاو چاق رو دارند ذبح می کنند بعد از زدن گردن گاو به اسب تبدیل شد و در نهایت که داشتند گوشت آنرا بهم می دادند گوشت ماهی بود میشه بگید تعبیرش چیه

  15. سمیرا گفت:

    سلام خسته نباشید من چند وقته یه خواب میبینم که تکرار میشه.یه بار خواب دیدم دوتا عقرب بزرگ دیدم شروع کردم به سروصدا ازم فرار میکردن نمیتونستم بکشمشون ازاعضای خانوادم کمک گرفتم.دیشب باز دوباره همون خواب رودیدم منتهی عقرب هادوتا بودن مثل قبل ولی کوچیک بودن وبا یکی ازدوستای قدیمیم کشتمشون.متاهلم باشوهرم مشکل دارم.ممنون اگه تعبیرش روبگین.

  16. رضا شیبانی گفت:

    سلام من خواب دیدم تعداد زیادی مگس دارن به سمت من می آین و من به گوشه ی خانه ام فرار میکنم اما سه تا از انها رون دهانم میروند و من قورتشان میدهم تعبیرش چیست؟

  17. یاسمین گفت:

    مادرم خواب دیده سر برادر شوهرش رو با قیچی قدیمی کوتاه میکنه میشه بگین تعبیرش چیه؟

  18. محمد گفت:

    سلام..
    من وخانمم حدود ۶ماهه به خاطر اختلافات ازهم جدا زندگی میکنیم..من خیلی تلاش کردم که همه چی درست شه،،اما خانمم قبول نمیکنه..امروز بعدازظهر جمعه ۱۹مهرماه دوساعتی خوابم برد،،خواب دیدم منو همسرم دراغوش هم هستیم ودخترمون ازخوشحالی گریه میکنه..خواستم برام تعبیر کنید..ممنونم

  19. دختر بهار گفت:

    سلام و عرض خسته نباشید خواب دیدم با زن داییم و دختر دایی بزرگم سوار یه پراید سفید شدیم و رانندشم پسری بود ک نمیشناختم یجا پیادمون کرد کفشو شلوار دختر داییم دست من بود ک زن داییم گفت اونارو بده ی کتونی سفید بود با شلوار ک اومدم بهشون بدم زن داییمو در حال ادرار کردن دیدم

  20. zahra.mohseniii گفت:

    سلام
    بنده دیروز بعداز نماز صبح خوابیدم میشه ۱۱ ماه صفر خواب دیدم درون یک کوهی ک پر از درخته و ابشاری از اون میره هستم و از زیر ابشار یک الماس تراش خورده بزرگ آبی پیدا کردم ممکنه تعبیر این خواب رو بفرمایید؟

  21. علی گفت:

    سلام.۲بار خواب دیدم شخصی که چند وقت پیش مرده،صاحب دختر شده

  22. nazanin گفت:

    سلام
    من خوابدیدم به خاطر یک موضوعی در واقعیت هم برام اتفاق افتاده از خونه فرار کردم همش بغل دوستم گریه میکردم همش در حال تعقیب و گریز بودم

  23. رضااااا هستممممم گفت:

    سلام. من خواب دیدم دوستدخترم که خیلی دوسش دارم و معلوم بود تو خواب زنو شوهریم از مادربزرگم نگهداری میکنه،گفتم چرا اینکارو میکنی گفت دوس دارم و دروبست و گف زود بیا خونه.
    وقتی نگاه کردم دیدم غیب شد و با دلهره رفتم خونه دیدم اونجاست.(البته قسمت مهم خابم نگهداری مادربزرگم توسط معشوقمه) لطفا تعبیرشو بگین ممنونم

  24. فاطمه گفت:

    سلام .من خواب دیدم که حامله م و باید اونو سقطش کنم ولی دلم نمیخواد و همش گریه میکنم و تو ذهنم میگم اون بچه ی منه
    البته این خواب صبح بود یعنی بعداز اذان صبح
    و اینکه یه سوال دیگم داشتم چند وقتیه من خواب یه شخص و میبنم با اون شخص چند سال پیش دوست بودم و بهم زدیم یعنی اون منو ول کرد و اونو دیگه ندیدم و الان که من عاشق یک نفر دیگه شدم دوباره بخاطر یه شرایطی همدیگه رو دیدیم یعنی هیچ حسی بهش ندارم و اصلا بهشم فکر نمیکنم ولی همش میاد تو خوابم .خوابمم تکراری نیست و همه ی خوابام اینجوریه که خیلی بهم علاقه نشون میده
    منتظر جوابتون هستم

  25. Sevda گفت:

    سلام من خواب دیدم یاشیل نظری که به دستم داشتم خود به خود بازشده تعبیرش چیه

  26. Sevda گفت:

    سلام من خواب دیدم دستم یاشیل بسته بودم خود به خود باز شده تعبیرش چیه

  27. احسان گفت:

    سلام
    من خواب دیدم مادر بزگم که ۳ ساله فوت کرده بچه دار شده از یک نفر دیگه
    انگار از پدر بزرگم چند وقت جدا شده بود توی اون مدت با کس دیگه بود و بعد با پدر بزرگم دوباره آشتی کردن ولی از اون طرف بچه دار شده

  28. ع گفت:

    سلام میشه خابه منم تعبیر کنین خیلی فکرم مشغوله.خاب دیدم خانه پدری همراه با پدر و مادر و خاهر بزرگم هستم.یهو کف خونه نشست کرد و خونه همون طور سالم به زیر زمین کشیده شد حدود چندیدن متر .ما همه هم تو خونه بودیم .که از ترس از خواب پریدم

  29. Night of Fury گفت:

    با سلام بنده خواب ديدم خواب اول مال سه هفته پيش هست و خواب دوم مال امروز

    خواب اول : خواب ديدم در زير زميني ام مثل غار به دنبال گنج بودم اما پيداش نميکردم تا اينکه به يه سلول رسيدم و فقط همين يکي بود ديدم اژدهايي در ان زنداني است ازش پرسيدم جاي گنج يا همان جواهرات رو ميدوني اونم با انگشت اشاره اش بهم گفت و ازش تشکر کردم تا اينکه گنج رو يافتم

    خواب دوم :بالاي کوهي بودم ناگهان ديدم شهاب سنگي به سمت زمين مياد از ما در شد و يه دفعه تعيير جهت داد به سمت ما و خورد پايين کوه و فرياد زدم دورشد الان منفجر ميشه اما خبري نشد رفتم بالا ديدم تبديل به اژدهاي سبز رنگي شد ” نمبدونم چي شد چه از ايجا به بعد توي خونه بوديم “يکي يکي خوانواده ام رو قايم کردم در خانه اون اژدها ادم دنبالمون و پيدامون کرد اما کاري با ما نداشت و ما رو نديده ميگرفت اژدها وقتي رفت بيرون انگار مثل سلول از يک اژ به دو اژدها تبديل ميشد و همين کار رو با فاصله ي ۲۰ متري دوبار انجام ميداد و سه يا چهار بار انجام داد

    لطفا تعبير کنيد هر دو خوابم رو منتظر جواب شما هستم با تشکر

  30. فاطمه گفت:

    سلام من دیشب خواب دیدم انگشت شصت دستم بلند شد یهو تعبیر چیه

  31. Shokofe گفت:

    سلام خسته نباشین دیشب خواب دیدم مراسم عقد من و اقایی هستن ک نمیشناختمشون و انگار از بستگان همسایه ما بودن و من و خانوادم میرفتیم به مکان عقد که یه مکان سرسبز و قشنگ بود انگار روستا بود و منطقه دور افتاده ای بود ولی من اصلا خوشحال نبودم و دو دل بودم و فک میکردم ک جواب منفی بدم سر عقد چون یه نفر دیگرو دوست داشتم که در واقعیت هم ایشون و دوست دارم و در خواب ب ایشون نگفته بودم که دارم ازدواج میکنم.لطفا جواب بدین خیلی دلشوره دارم ممنونم

  32. ل.ص گفت:

    سلام خواب مادرمو تعریف میکنم ؛ لطفا تعبیرشو بمن بگید
    مادرم خواب دیده خواهرشوهر من (که ۵۰سالشه و ۸ماهه قهرکرده وخونه پدرشه و ۳بچه داره )خودشو کشته و داشتن دنبال شناسنامش میگشتن سوراخش کنن و یه بره برا شام مراسم ختم سر بریدن و انگار که همه میپرسیدن چرا خودشو کشته مردمم گفتن از دست شوهرش خودشو کشته .انگار مامورا هم اومدن برا کالبدشکافی و ..
    تعبیر این خواب چیه
    ممنونم ازینکه وقت میزارین
    ببخشید البته به موضوع ادرار ربط نداشت

  33. پریسا گفت:

    سلام.بردارزادم ۹ سالشه.خواب دیده که با دختر من تو حیاط پدرم که ۸ ماهه فوت شدن داشتن بازی مسکردن که یکدفعه حیاط و ماشین پدر همه اتش میگیرند.ولی خونهوایوان خونه سالم هستش.و پدر میخواد بره تو اتیش که برادرام و همسرم دستشو گرفتن و نزاشتن بره تو اتیش.میشه تعبیر این خواب رو بفرمایید.ممنون میشم

  34. زهرا گفت:

    با سلام من دختر مجردی هستم با یک پسر از فامیلامون دوست هستم و قصد ازدواج داریم دیشب در خواب دیدم ک من با لباس عروسی تو جشن عروسی خیلی خوشحال بودم و منتظرش بودم ک بیاد ولی نیومد لطفا بگید تعبیرش چی هس.

  35. بیژن گفت:

    سلام وقت بخیر من در خواب دیدم با یکی از نزدکانم دعوام شد و سر اون را داخل گل و لای کردم

  36. زهرا گفت:

    یه خوابی دیدم یک ماری بزرگ بدون پوست که بعضی از قسمت بدنش انگار کسی اون زده هرروز میاد دور بدن مادرم میشه یعنی مادرم خیلی میچسبه که انگار نفسش میخاد قطع بشه ورهاش میکنه ومیره هرروز اون جوری ومن فقط باحسرت وگریه نگاه میکنم

  37. مطهره گفت:

    سلام من شب ۱۸ محرم بود که خواب دیدم ی اسب سفید و خیلی خوشگلی دم درمون ایستاده بعد بابام به مامانم میگه در باز کن بزار بیاد تو اگه بیاد تو خونه خوبه..ما اسب میاریمش تو خونمون..تعبیرش چیه؟؟؟

  38. نریمان گفت:

    سلام.خواب دیدم برای دخترام دو تا تک پوش طلا گرفتم که گذاشتم تو دستاشون بعد بهشون گفتم شما که گردنبند دارید بزترید گوشوارهاتون رو عوض کنم .ولی دختر بزرگم گفت که من گوشوارهامو دوس دارم وعوضشون نمیکنم .بعد از خواب بیدار شدم .تعبیرشو لطفا بگید

  39. مطهره گفت:

    سلام من در ۱۹ محرم قبل اذان صبح خواب دیدم پشت دروازه مون صدای پای اسب میاد بعد که میریم بیرون میبینیم که اسب سفید که خیلی خوشگل هم بود پشت در ماست که بابام به مامانم میگه در باز کن بیاد تو خونه .اگه اسب بیاد تو خونه خوبه.ما هم اسب نیاریم تو خونمون..در ضمن مجردم هستم میخواستم تعبیر خوابم بدونم

  40. علی گفت:

    با سلام من علی هستم از تهران به تازگی من خوابی دیدم که می خوام تعبیرش رو بفهمم. من خواب دیدم که دوستم حق پدرش که یه گوشی بود یه مغازه دار خورده بود.دوستم به من پیشنهاد داد که شب بریم دزدی از مغازه و گوشی که حق پدرش بود رو بگیریم و من هم قبول کردم.و شب که در حال دزدی از مغازه بزرگ و بسیار پیشرفته که بودیم صاحب مغازه ما رو دید. ما فرار کردیم اما اول دوستم و بعدا من رو در نزدیکی خونمون گرفتن. من رفتم پیش صاحب مغازه تا عذر خواهی کنم اما قبل از این که حرفی بزنم دستم رو گرفت و دم در خانه وایستاد و گفت برو تو. من رفتم پشت در دختری بود که هم من دوستش داشتم و هم اون منو از قبل میشناخت و هم عاشقم بود
    اون با حجاب بود و کمی منحرف ما عروسی خودمون رو هم میخواستیم در جنگلی بگیریم که از خواب بلند شدم. لطفا تعبیر این خواب رو حتما بهم بگیم ممنونم ازتون.

  41. Ylda گفت:

    سلام من خوابی دیدم که در ان گربه ای که نوازشش میکردم من را گاز گرفت ولی گاز گرفتن او هیچ دردی نداشت ولی مادرم که در کنار من قرار داشت وقتی با اون گربه با خشونت رفتار کرد گربه به سمتش امد میشه بکید تعبیر این خواب چیه؟

  42. علی گفت:

    با سلام من علی هستم از تهران به تازگی من خوابی دیدم که می خوام تعبیرش رو بفهمم. من خواب دیدم که دوستم حق پدرش که یه گوشی بود یه مغازه دار خورده بود.دوستم به من پیشنهاد داد که شب بریم دزدی از مغازه و گوشی که حق پدرش بود رو بگیریم و من هم قبول کردم.و شب که در حال دزدی از مغازه بزرگ و بسیار پیشرفته که بودیم صاحب مغازه ما رو دید. ما فرار کردیم اما اول دوستم و بعدا من رو در نزدیکی خونمون گرفتن. من رفتم پیش صاحب مغازه تا عذر خواهی کنم اما قبل از این که حرفی بزنم دستم رو گرفت و دم در خانه وایستاد و گفت برو تو. من رفتم پشت در دختری بود که هم من دوستش داشتم و هم اون منو از قبل میشناخت و هم عاشقم بود ما عروسی خودمون رو هم میخواستیم در جنگلی بگیریم که از خواب بلند شدم. لطفا تعبیر این خواب رو حتما بهم بگیم ممنونم ازتون.

  43. مجید گفت:

    سلام و خسته نباشید
    من تو خواب پاسدارهای زیادی شهید و یا در حال شهید شدن دیدم
    و اونا بهم اجازه نمیدادن تا بهشون کمک کنم.
    در خواب خون زیادی از اینا رو دیدم
    میشه تعبیرش و بهم بگین

  44. احسان گفت:

    سلام خسته نباشید.خاله ی من در خواب دیده بود که من انگشتری سبز رنگ در انگشت دارم.از شما میخواهم تعبیر آن را ب من بگویید

  45. Baran گفت:

    وقت بخیر،۳شب ک خواب های عجیبی میبینم،
    شب اول یک روباه کوچیک و بسیار لاغر و کثیف ب رنگ سفید با لکه های سیاه ب خونم اومد و بهش غذا دادم و نوازشش کردم.
    شب دوم یک بچه گربه زخمی ک کسی اون زده بود ب همراه گربه مادر ب سمتم اومدن تا کمکشون کنم و من ب شدت گریه میکردم بخاطر دیدن این حیوان ازاری و بیرحمی انسان،
    شب سوم قصابی گوسفندی را قربونی کرده بود درحال تمیز کردنش بود ک گربه ای اومد و شروع ب خوردن گوسفند کرد(گوسفند نذری امام حسین بود)من مانع خوردنش نشدم تا اینک گربه تبدیل ب گوسفندی شد ک پوستش کنده شده بود و گوشت اون کامل مشخص بود دندونهای مثل شیر داشت ک موقع خوردن روی گوشت گوسفند قربانی شده بود و شروع ب زجه زدن کرد بخاطر درد ،قصاب دندون اون کشید و بعد گوشت تن گوسفند افتاد و فقط اسکلت باقی موند و همچنان تکون میخورد،
    خواب عجیب و وحشتناکی بود خیلی ذهنم درگیر این سه خواب مخصوصا خواب اخر شده

  46. سینا گفت:

    سلام . ببخشید من خواب دیدم با عشق به مشکل خوردم و یه جا دارم با پدرش حرف میزنم . ولی اون شبیه پدرش نبود . همه حق رو تو صحبت ها به من میداد و میگفت من باهاش حرف میزنم

  47. الهام گفت:

    سلام دیشب خواب دیدم عروسیه برادرمه و من لباش ندارم یکم گریه کردم بعدش یادم افتاد که میتونم لباسی که دوستم قبلا بهم هدیه داده رو بپوشم و این کارو کردم و به مراسم رفتیم هم برادرم و هم عروس رو دیدم عروس زن عقدی برادرم بود و من خیلی قشنگ داشتم میرقصیدم. معنیش چیه؟

  48. احمد گفت:

    سلام،من درخواب در خیابان بودم که فردی که در واقعیت عاشق او هستم رو با مادر،خاله و دختر خاله که در خیابان گذر میکردن رو دیدم،معشوق خیلی خوشحال و خندادن بود و من با دیدن او ناراحت و غمگین شدم و سعی میکردم او را ببینم و هم خود را پنهان کنم از دید او،لطفا تعبیرخواب من رو هر چه سریعتر بدید که حالم خیلی بده

  49. محمدعلی شیربندی گفت:

    با سلام خدمت شما دوستان عزیز!
    من دو روز هست که خواب های مشابه ای میبینم ولی تعبیر دقیقی دست نیافتم… شب اول خواب دیدم که من خواهر کوچکم رو با ماشین خودمون توی ی جاده خاکی تاریک میبرم ی جایی تا اینکه به ی خونه ای ویلایی رسیدم ک ی خانوم اشنایی اونجا بود… من اون خانوم رو تو دنیای واقعی میشناسم اما با هم ملاقات نداشتیم اما اونطور که میدونم یک جای زخم زیر لبش وجود داره و توی خواب اون خانوم دقیقا همین مشخصات رو داشت تو خواب فهمیدم که اونه . ادن خانوم دختر خاله عشق منه. از اون خانوم راجب عشقم پرسیدم گفتش که او همین وقتا (دقیق نمیدونم چه وقتی) میاد کرج و همو میبینیم (ولی عشقم زنجان زندگی میکنه). خواستم برگردم خونه دیدم که ماشین من و اون ماشین شاسی بلند سیاه هم که پیش ماشین من پارک بود سرجاشون نیستن! گریه و داد و بیداد میکردم شدید تا اینکه ماشین من پیدا شد ولی باز هم گریه میکردم چون اون ماشین سیاه پیدا نشد تا اینکه با تماس مادرم از خواب پریدم….
    شب دومم رو خیلی خلاصه بگم بازم داشتم شدید گریه میکردم دلیلشو یادم نیست وقتی که بیرون پنجره رو نگاه کردم دیدم که یک رنگین کمان کوچیک توی خرابه ظاهر شد…

  50. زهرا گفت:

    سلام من چن وقت پیش ماه رمضون بود خواب دیدم با خونوادم بیرون از خونه ایم یهو ی دختر که بدنش شبیه شیشه بود بلوری بود از اسمون اومد پایین یه سگم همراش بود ما چادر زده بودیم اونم اومد زیرچادر نشست من بهش گفتم اسمت چیه اون اسمشو بهم گف(بعدبیداری اسمشو سرچ کردم دیدم واقعیه اسمی که گف واقعا اسم اجنه بوده) خلاصه باهاش حرف میزدم از آیندم پرسیدم گف تو آینده با یه شخصی ازدواج میکنی که ثروت نداره ولی خیلی داناس بخاطر اسمت که زهراس چون امام زمان به اسم زهرا خیلی علاقه داره حتی تاریخ ازدواجو گف البته ماهو روزشو ولی سالشو نگف،۲تا از خواهرام تو چادر بودن که زیرلب ی چیزی گفتن که جن ناراحت شد دستشو برد ب سمت آسمون که نفرینشون کنه اما من نذاشتم بعدم بلند شد که بره ی چیزی بمن داد بازش ک کردم دیدم ی بسته پوله بهم گف هرچی خواسی خرج کن ولی یه مقدارشو برام پس بیار بعدشم رف
    میخواستم بدونم تعبیرش چیه

  51. A... گفت:

    سلام دختر دایی من تو محرم خواب منو میبینه منم در واقعیت باردارم .خواب دیده وسط هیئت من گم میشم همه دارن دنبالم میگردن میره جلوتر یه نفر لباس سبز با ریشو سبیل میبینه دختر داییم عکس منو نشون میده میگه شما اینو ندیدید اون مردم میگه این دختر خیلی گناه داره ولی با این بچه ای که قراره بیاد همه گناهانش بخشیده میشه اسم بچشم ابوالفضل باید بزاره

  52. ازیتا گفت:

    سلام خواب درماه محرم تعبییردارد

  53. ازیتا گفت:

    سلام خواستم بدانم خواب درماه محرم تعبییردارد ممنون

  54. یگانه گفت:

    با سلام من چند وقتی هست که خواب سجده می بینم که جمعیت در حال نمازند و من فقط سجده آنها را می بینم که یا رو به من ست یا پشت به من

  55. Amir گفت:

    سلام من خواب دیدم داشتم دنبال در گوشه حیاطمون دنبال گنج میگشتم نیم متر کندم سیب زمینی پیدا کردم سیب زمینی ها خیلی تازه و تمیز بودن به داداشم گفتم بیا اینا رو جمع کن ببر خونه بعدش به زمین کندم ادامه دادم بعدش پدرم اومد گفت نکن زمینو یه دستگاه میارم هم برای اینجا هم برای این جا هم جای دیگه لطفا تفسیر کنید با تشکر..

  56. داود گفت:

    نزدیک صبح بعد از طلوع فجر در خواب دیدم خواهرم که یکماه پیش طلاق گرفته با فردی که نمیشناسم در شهر دیگری ازدواج میکنه من هم در مراسم عروسی هستم یک گوسفند قربانی مربوط به عروس هم اونجاست یک مرتبه یک خرس سفید حمله میکنه و گلوی گوسفند را میگیره و به اینور و اونور میزنه همه وحشت زده میشن داد و بیداد راه میافته . اونموقع از خواب بیدار شدم خواهش میکنم تعبیر این خواب را بفرمایید سپاسگزارم

  57. مهسا گفت:

    سلام
    من خواب دیدم یه عالمه زنبورعسل مرده روی سرم افتادن و من هی روی سرمو تمیز میکنم که زنبورای مرده بریزن…تعبیرش چیه؟

  58. ابوالفضل گفت:

    سلام،
    ببخشید من شب دوم ماه محرم(پریشب) حدود ساعت ۴:۱۰ صبح خواب دیدم یکی از زنهای همسایه اومده از من احوالپرسی کنه! بعد موقع رفتن تا سر کوچه ایشون رو بدرقه کردم، ایشون سوار بر ماشینش شد، داخل ماشین تعدادی زن نشسته بودن که فکر میکنم از یک خانواده بودن، آنها خیلی بد اخلاق بودن و با هم دعوا و جر و بحث داشتند! بعد که برمیگشتم سمت خونه دیدم فقط پیراهن به تن دارم و شلوار پام نیست، یک کاپشن کهنه ای تو خاکها افتاده بود اون رو از تو خاکها کشیدم بیرون و دور کمرم پیچیدم تا اندامم پوشیده باشد! بعد همانطور که میامدم سمت خونه دیدم یه مرد چوپانی دو تا گوسفند داره( یکی بز بود و یکی بره) اون داشت به بز نان خشک میداد که بخوره و به بره کاغذ و چوب میداد. من بهش گفتم به بره کاغذ نده گفت بز واجب تره! بعد روی نون های خشک(تافتون) ادار کرد تا ملایم بشه و بز بخوره !
    ممنون میشم اگه تعبیرش بفرمایید:

  59. محمد گفت:

    سلام
    پدرم خواب پدر مرحومشو دیده که داشته توی مزرعه برنج درو میکنه . پدرمو دکترا جواب کردن . این خوابش بدجور منو بهم ریخته . خواهش میکنم خیلی زود تعبیرشو بهم بگید

  60. محمد گفت:

    سلام
    من خواب دیدم که مائرم داره تو روز عید فطر نماز عید میخونه اونم تو خونه تعبیرش چیه؟
    ( من شبش دعا کردم و یه چیزیای از خدا خواستم)
    ممنون.

  61. سهیل قاسمی گفت:

    با سلام خدمت دوستان عزیز سایت
    بنده چند روز پیش خواب دیدم که دارم با دامادمون و خواهرم و بچه هاش میریم یه جای خوش آب و هوا رفتیم سمت یه جایی بنام دشت ارژن بعد از بچه ها من جدا شدم رفتم توی یک دره پر از درخت همه برگ هاش ریخته بود برگ های زرد رنگی داشتن و در خت های بزرگ و تنو مند جنگل بود بعد خواستم برم بالای یک کوه ، دیدم دو نفر نشسته بودن داشتن قلیون می کشیدن و چند متر بالا تر رفتم دیدم آتیش زدن توی دل خودم گفتم این دیونه ها چرا توی جنگل آتیش زدن نمیگن جنگل آتیش میگیره خلاسه رفتم بالای کوه رو دیدم حدوده ۶۰-۷۰ متر بود پایین نگاه کردم بعد برگشتم پایین همین طور رفتم توی دره و جنگل های انبوح یه جای رسیدم خیلی برگ و خاشاک ریخته بود گفتم از اینجا بخوام برم جکو جونور می زنم از بالای یک کوه رفتم مسیر کوتاهی بود رفتم نوک اون کوه خیلی ارتفاع زیادی داشت جنس کوه سنگ سفید مثل سنگ چخماخ یا مرمر بود خلاسه سفید بود دیدم خیلی بلنده خواستم برم پایین دیدم راهی برای پایین امدن ندارم و موندم اون بالا. می خواستم بدونم تعبیرش چیه ممنون میشم

  62. امیر گفت:

    سلام من خواب دیدم از کلانتری ب من دست بند زدن و منو بردن و مادر وعشقم هم برام گریه کردن و خدافظی کردن تعبیرش چیه؟

  63. یاسر گفت:

    سلام من دیشب در خواب دیدم به یه سید کمک می کنم ا۰ تومان پول دادم بهش در دست او چند برار شد تعبیر این خواب چیست

  64. فاطمه گفت:

    سلام خسته نباشبن من دیشب خواب دیدم یک مارمولکاز تختم افتاد ومن متوجه نشدم که امده سمته من زیر پام بود تا بلند شدم رفت پیشه میز و عشقم اونو با تفنگ زد میشه تعبیرشو بگین ممنون

  65. س گفت:

    سلام
    خواب دیدم همسرم روی صورتم ادرار میکرد و من لذت میبردم و مقداری از آن را خوردم این خوابم تعبیرش چیه

  66. مبینا گفت:

    سلام
    مادر من خواب دیده ک سرش پر از شپش شده و جلوش یه پارچه سفید گذاشته جلوش و سرشو شونه میکنه و شپش میاد داخل اون پارچه و چندتا از شپش هارو می کشه و منو صدا میزنه میگه ببین چقدر شپش لطفا تعبیرش رو بگین

  67. شاپرک گفت:

    سلام،
    خواب دیدم یکی از همکلاسی های کلاس زبانم که یک آقای جوانی هستند وارد کلاسمون شدن. پیراهن سبزی بر تن داشتند. یقه پیراهنشان تا بالای قفسه سینه باز بود. مثل جاهلا. در خواب مست بودند. و وقتی وارد کلاس شدند تلو تلو میخوردندو تعادل نداشتند از مستی. فکر کنم چیزی هم با خود میگفتند. لطفا تعبیرشو بگید.

  68. شکوفه گفت:

    با سلام
    دوست من خواب دیده که پدرشون که۶ماهه فوت شدن یه عصا دستش بوده.و گفته یه عصای دیگه نیاز دارم.
    ممنون میشم اگه تعبیرشو بگین.دوستم خیلی نگرانه که پدرشون با خواستن عصا چه درخواستی داشتن
    متشکرم

  69. علي گفت:

    سلام من قبل از اينكه از عشقم جدا بشم يه عروسك واسش خريدم و به زنه همسايمون دادم كه بهش بده ولي بهش گفته بود كه اين عروسكو من خريدم نه علي و سره همين قضيه عشقم فكر ميكرد كه بهش دروغ گفتم كه من عروسكو خريدم!
    چند شب پيش خواب ديدم ك فهميده اونو من واسش خريدم و اومد بغلم كردو باهم گريه كرديم و يكي از دلايل گريه كردنش واسه اين بود كه پشيمون بود از اينكه راجب من اشتباه فكر كرده و بعدش گريمون تبديل به اشك شوق شد كه ديگه مشكلاتمون تموم شدن
    در عالم واقعيت خواهرش با ازدواج ما مخالفه و ميخواستم اينو تو خواب بعد از گريه كردنمون ازش بپرسم كه ببينم خواهرش راضي ميشه يا نه ولي از خواب پريدم
    ممنون ميشم با جزييات تعبير كنين
    مرسي

  70. سیما گفت:

    خواب دیدم دخترم داشته می رفته کلاس سوار ماشین مدل بالا مثل فراری مشکی رنگ که جلوش گلکاری شده بود سوار شد رفت کلاس
    بعدش دیدم داشتم تو یکی از فرعی ها می خواستم وارد یوسف آباد بشم خانم ابراهیمی همراه من شد می خواست بره بیمارستان جراحی
    دور میدان کلانتری جمعیتی بود چه جمعیتی همه خانم های چادر مشکی و آقایان با لباس مشکی
    به یکسری ها دوغ دادن خوردن بعدش یک خانمی که بغل دست من بود یک پسری را صدا کرد تا دخترش را بهش معرفی کنه پسره دست دختره را بوسید یهو دیدم سرش را آورد کنار گردن من ، یک جورایی می خواست احساسش را بهم نشون بده بعدش دیدم تو یک اتاق خونه ای هستم و من نشستم همون پسر و مادرش نشسته بودن یکی خانمی هم بغل دست من نشسته بود انگاری از بستگان من بود بعد مادر پسره گفت پسره را به سه نفر نشون دادیم یهو نمی دونم چرا به سیما رسید انگاری به طنز گفت به پسره گفته بودم مجردم یهو دخترم آمد تو ، بعدش دوباره رفت دوباره آمد یهو آن کسی فامیل من بود گفت این دخترشه ، با خودم می گفتم من که دروغ نگفتم مجردم دیگه ، یهو دخترم یک آیه قرآن خوند آنقدر آن آیه را زیبا خوند آنقدر زیبا خوند خانمه پرسید دخترتون تو چه زمینه ای است گفتم چون من می خونم آن هم می خونه تو زمینه ای نیست بیشتر صوته ، بعدش دخترم با همون حالت بچگیش و شیطنتش رفت یک پسر بچه جلوم رو به شکم دراز کشیده بود و صورتش طرف من بود آن زن بهش گفت تو هم قرآن بخون انگاری مرده هم یک پسر داشت پسر بچه فوق العاده زیبا بود با چشم های سبز زیبا

  71. Fali گفت:

    سلام.همسرم خواب دیده که داخل ماشینه و ترمزش نمیگیره و ماشین های دیگه و ماشین خودش داخل آتیشی هستن که کل زمینو گرفته و فوران کرده و زمین در هرحال باز شده.از اونطرف دیده من افتادم داخل اتیش و دارم میسوزم و ازش کمک میخوام و میگم چیزی رو ببره بندازه و اون سخت دنبال اینه نجاتم بده و من برهنه بودم و میخواستم چیزی پیدا کنه رومو بپوشونه (انگار بی تفاوت به سوختنم بودیم اینطوری که از تعریف خوابش فهمیدم)و درنهایت هم هی ازم دور میشد که وحشت کرد و جیغ زد و از خواب پرید.حالا تعبیرش چیه؟

  72. سمیرا گفت:

    سلام مادربزرگم هادی دید دو انگشتر طلا یکی با نگین طلا و دیگری با نگین طلا برای مادرم دارد و هد دوی ان ها را به من داد

  73. مریم گفت:

    سلام. من خواب دیدم طوفان گرفته و وحشت کردم بلند میگم در و پنجره هارو ببندین, خواهرم سریع پنجره رو میبنده اما کمی گردوغبار میاد تو خونه اما بعد از چند لحظه هوا آروم میشه و بارون آرامی شروع به باریدن میکنه و من به مامانم میگم الان همه گرد و غبار رو میشوره و دقیقا تمام گرد و غبار رو میشوره و هوا صاف میشه آسمون خیلی صاف میشه و ابرها رو مثله نقاشی تو آسمون میبینم که همون ابرها هم میرن و آسمون کلا صاف میشه, و آخر خوابمم دیدم یک کرم کوچیک از سرم بین موهام درمیارم و میندازم بیرون

  74. امیر گفت:

    سلام خواب دیدم که ۴ نفر خلافکار ۴ تا برادر رو بخاطر اینکه مسلمان نیستن میکشن بعد میان که منو بکشن یه پیر زن براشون توضیح میده که من مسلمانم و اونا بیخیال من میشن…در حقیقتم من واقعا ی آدم نماز خونم…برا معلمی کنکورم در اومدم که نگران مصاحبش هستم…تعبیر خوابم چیه؟

  75. Mos گفت:

    سلام
    من خواب دیدم ک دو سگ بالغ با دو توله در حال حرکت بودن ک ی ماشین مدل بالا نمیدونم حالا چه قستی داشت ولی هی از روی انها رد میشد تا اینک من با ماشی رسیدم ی لحظه تو خواب دیدم ک سر سگ داخل پنجره ماشین بود منم هم با دستام دهنشرو گرفته بودم و بعد از اون ک ولش کردم چشمم خورد ب کفی جلو پای ماشین دیدم ک دوتا توله هایشان داخل ماشین بودن.
    تعبیرش چیست؟؟ خیلی نگران هستم لطفا کمکم کنید

  76. سمیرا گفت:

    سلام خسته نباشید
    من امروز صب بعد از نماز صب خواب دیدم که خالم برام خبر اورد که دین تو فلانی رو گرفت طلاهاش رو همه دزدیدن …این فلانی فامیل ماست با من هم مشکل داره میشه گفت دشمنمه…من از شنیدن این خبر خوشحال شدم تو خواب،طلاهاش النگو بودن بعد هم من هم اون مجردیم

  77. Sadaf گفت:

    سلام
    من چند وقت پیش خواب دیدم ک داخل یه خونم ک البته بیشتر ب خرابه شبیه بود و دو تا آقا اونجا بودن من از پنجره یه کوچیک ک میله داشت ب داخلش نگا کردم و یه اتاق شبیه یه اتاق شکنجه یا نمیدونم ب چی تشبیهش کنم بود و وقتی فکر کردم حس کردم ک من وقتی بچه بودم یه همچین جایی رفتم و دقیقا همین اتاق بود و یه مرد هم داخل این اتاق ک پنجره میله ای داشت بود و حس کردم ک این خواب نبود ولی من در بچگی همچین چیزیو تجربه نکردم خیلی دوست دارم بدونم جریان چیه کسی هست ک بتونه کمکم کنه؟ ممنون میشم

  78. آزادی گفت:

    مردی ۵۰ ساله هستم . خواب دیدم مادرم که مرده است، به من زنگ زد و گفت اینجا خیلی شلوغ است و صدا به صدا نمی رسد.پدرم هم که زنده هست، توی خواب پیش مادرم بود.لطفا برایم تعبیرش کنید.ممنون

  79. ﻣﻴﻼﺩ گفت:

    ﺳﻼﻡ
    ﺧﻮاﺏ ﺩﻳﺪﻡ ﻛﻪ ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩ ﺩﺧﺘﺮ ﺷﺨﺼﻲ ﺭا ﺑﺮاﻱ ﺧﻮاﺳﺘﮕﺎﺭﻱ ﻣﻦ ﻣﻲ ﻓﺮﺳﺘﺪ اﻣﺎ ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ اﻳﻦ ﻛﻪ ﺷﺨﺺ ﻣﺬﻛﻮﺭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺑﺪي ﺑﺎ ﺧﻮاﻫﺮﻡ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﺑﺎ ﻭﻱ ﮔﻔﺘﮕﻮ و ﺧﻮاﺳﺘﮕﺎﺭﻱ ﺭا ﺭﺩ ﻣﻴﻜﻨﻢ

  80. شهریار گفت:

    خواب دیدم دریک چمن زاریک ماروعقرب سیاه میخواستند انگشت مراگازبگیرندومن دستم راعقب می کشیدم ونمی توانستند گازبگیرند

  81. N گفت:

    من خواب دیدم توی یه جایی مثل مسجد با خانواده ام هستیم و مردها لباس های سفید بلند و زن ها هم چادر سفید داشتند و در حال عبادت بودند و من هم یک گوشه نشسته بودم و بهشون نگاه می کردم و زانوهام رو بغل گرفته بودم و برعکس اون ها من حجاب نداشتم و مو باز بودم عبادتشون که تموم شد بلند شدیم که بریم به خیابون که رسیدیم یه لیموزین کنارمون ایستاد و یه فرد مسن کت و شلواری پیاده شد و به طرفمون اومد و از ما خواست داخل ماشین بنشینیم ولی من راضی نبودم ولی خانواده خوشحال بودم و رفتن نشستن توی ماشین من هم به اجبار نشستم و و به باغ رفتیم همه جا سرسبز بود پیاده شدیم و رفتیم توی باغ اون آقا من را به جلو هدایت کرد رفتیم جلو انگار بقیه من را نمی دیدند یا حتی نمی تونستن بیان جلوتر که رفتیم یه مرد جوان قد بلند با کت و شلوار سورمه ایی پشت به ما ایستاده بود یکم رفتم دیدم آقا دیگه نمیاد حالا کنار مرد جوان وایساده بودم دستم را گرفت به صورت هم نگاه کردیم بوی بهار نارنج هم میومد وقتی به هم نگاه کردیم انگار که عاشق هم شدیم با هم جلو رفتیم یک کلید بهم داده شد گفتند که فقط من و مرد جوان که فکر می کنم الان دیگه همسرم بود می تونیم اون باغ بهار نارنج رو ببینیم و این بار ما خیلی خوشحال بودیم

    لطفا تعبیرش رو بگید ذهنم درگیر شه

  82. Z گفت:

    سلام
    من دوشنبه شب خواب دیدم . عشقم دست من رو گرفت و به بهانه ی قایم موشک که ما چشم بزاریم دست من رو گرفت و به اتاق برد بعد گفتم چیه کاری داری اونم گفت میخواستم این رو قبلا بهت بگم : خیلی دوست دارم بعد هم پیشونی ام رو بوسید و من هم گونه هاش رو بوسیدم
    تعبیرش چیه ?

  83. مائده گفت:

    سلام من خواب دیدم ک تعدادی ظرف کثیف در دست دارم و با عجله هنگام غروب افتاب ب سمت جایی میروم . ولی نمیتوانستم وارد ان مکان شوم از روی دیوار رفتم ولی وقتی از دیوار پایین امدم دستانم ب ظرفها نمیرسید ک یک زن قد بلند چادری ک چهره اش را کاملا بخاطر دارم دست بلند کرد و ظرفهارا ب من داد و من با عجله داشتم پله هایی را بالا میرفتم ک ناگهان یک شتر بزرگ با سر خود ب من حمله کرد و من در خواب ظرفها را رها کردم و فرار کردم

  84. علی گفت:

    سلام دیشب شب دوم ماه ذی الحجه خواب دیدم کسی به من گفت چرا رسول نمیشی؟
    نمیدونم منظورش از رسول چی هست؟

  85. شعیب سروری گفت:

    سلام من در این دو شب چند خاب دیدم لطفا تعبیر نمایید.
    ۱ : خاب دیدم در خانه ماری بزرگی است که داخل سنگها رفته و از کشتن ان خراس داریم یکی ما میگوید که تا ۵ تا کوچک اینهارا نکشیم این نمی میمرد دنبال پنجتا کوچک میگردیم دوتا را من میکشم دوتارو دگرا اما پنجمی پیدا نمیشود .
    ۲: خاب دیدم که به یک اطاق داخل میشوم یک زن و یک مرد نشسته میگن اندازه پاهات چنده برت شلوار و کفش بسازیم من میگم ۴۱ بعد میگن بیا پاهاتو اندازه کن میرم پاهامو اندازه میکنم با اندازه گیر که از پارچه لباس ساخته شده اندازه پاهام ۴۱ میایه.
    ۳ : خاب دیدم که رو دست راستم ایات قران نوشته شده.لطفا خوابم را تعبیر کنید

  86. sahar گفت:

    سلام …..خواب دیدم در حیاط خانه (که البته خانه را نمیشناختم )ایستاده ام ناگهان چندتا بچه گربه سیاه ؛دنبال موشهای کوچک که موشها هم سیاه بودند میدوند انهارا با دندان میگرفتند و داخل باغچه حیاط می انداختند.برگشتم که باغچه را ببینم یک بچه جغد به رنگ کرم قهوه ایی لب باغچه نشسته بود …. میشه لطفا تعبیرش رو بفرمایید

  87. شاپرک گفت:

    سلام،

    امروز صبح خواب دیدم که با مادرم به مسافرت رفتیم و در راه به یه کافی شاپ و قهوه خانه رفتیم. مادرم سفارش چای داد. وقتی گارسون چای را آورد از شدت حرارت میجوشید. طوری که مادرم نمیتونست استکان
    جوشیده شدرو تو دستاش نگه داره. و میگفت وای خیلیییی داغه سوختم. منم در خواب گفتم که داغ نیست جوشه، کمی که خنک تر شد گفتم منم میخوام از چای. همون استکانی که دست مادرم بود وقتی خنک شد دادن به من. استکان کف و انگشت دستمو نمیسوزوندو چای هم خوشگوار بود و خوش رنگ. بعد خودم سفارش قهوه ترک دادم. گارسون چند فنجان را نشانم داد در اندازه های مختلف. منم به گارسون گفتم من بزرگترین سایزو میخوام. گارسونم گفت پس اینو میارم. قهوه ترک غلیظ تیره رنگی که قهوهای سوخته و سیاه میزد ریخت که بسیار تلخ بود. مثل خامه غلیظ شده بود. کنارش یه ظرف خامه هم گذاشته بود که برای روشن شدن قهوه بریزم توش به جای شیر، شاید شیر غلیظ بود. هرچی میریختم زیاد رنگ قهوه روشن نمیشد. مقداری هم از همون قهوه ریخت داخل ظرف دیگه برای مادرم. ولی من گفتم خودم مینوشم و نوشیدم. لطفا تعبیرشو بگید.

  88. مهسا گفت:

    سلام من دیشب خواب دیدم که یک حفره داخل زمین هست و یه نفر از داخل حفره، طلا و سکه طلا و نقره برام به بیرون میفرسته و بهم میده، و کم کم اون حفره بزرگ تر شد و مقدار خیلی زیادی طلا و سکه بیرون اومد همچین که نمیشد جمع کرد، اون شخص اصلا مشخص نبود قیافه اش. و در آخر گونی خیلی بزرگی پر کردم و بردم خونه.
    دوباره ظهر که خوابیدم خواب دیدم یه خواب دیدم تقریبا مثل همون.
    خواب دیدم از داخل یه چاله داخل زمین دوتا دست آدم که فقط دستاش معاوم بود شش تا قفل طلا با کلید بهم داد که من چهارتاشو برداشتم و اون دوتا رو گفتم بعد میبرم، یه صدایی گفت به این قفل ها قفل مریم میگن، قفل ها رو بردم و داخل خونه قایم کردم یادمه وزنش هم زده بود روش هرکدوم از قفل ها پنج کیلو بود. بعد دوباره از همونجا رد میشدم که باز هم اون دوتا دست اومد بیرون و تعداد بیشتری قفل طلا بهم داد اما اینبار داخل اون چاله پر آب بود

  89. Arstsnya گفت:

    سلام من خوابی ترسناک دیدم خواب دیدم جایی پوست انسان هارا بدون بیهوش کردنشان ازبلای سینه به پایین میکنند و بعد زنده زنده تیکه تیکشون میکنن و من چند نفر می خواهیم که نجات بدیم کسی رو و من تو خواب حس میکردم که اونی که میخوان نجاتش بدن خودمم یعنی خودمو دو نفر باهم میدیدم یعنی من دونفر بودم .

  90. فاطمه گفت:

    سلام چندشب پیش مادرم خواب می بینهه که کارنامه کنکور خاهرم اومده و نصف کارنامش نیست و مادرم کلی گریه و زاری میکنه … باتوجه باینکه یه سری مشکل برای کنکور خاهرم پیش اومده ک مافک میکنیم کارنامش نیادد

  91. هانیه گفت:

    باسلام. دیشب خواب دیدم ک سوار اسانسوری شدم که هرچی ب طبقات بالا تر میره تنگ تر میشه فضا – و من حس خفگی دارم -همزمان ک فکر میکنم میمیرم صلوات میفرستم،بعدسریع در باز میشه و من می بینم داخل ی فضای بزرگیم.. ک فرش می فروشند. کلی گریه میکنم و دعوا میگیرم ک چرا اینطوری شده ….

  92. شهلا گفت:

    سلام‌ جوابم رو لطفا میدید، خواب دیدم دوستم بهم یه جانماز از سوریه هدیه داده، بعد یکی دیگه از دوستانم اون جانماز اتفاقی از دستش افتاد در چاه توالت، ومن خیلی ناراحت شدم بااینکه اتفاقی از دستش افتاد.میدونید تعبیرش چی میشه؟

  93. لیلا گفت:

    سلام من در واقعیت بخاطر بی احترامیاو فحشو .. دیگ خونه خانواده شوهرم نمیرم توی خواب دیدم با مامانم وچند نفر دیگ رفتیم خونه پدرشوهرم همه انگار به زور بامن سلام کردن و با مادرشوهرمم اصلن سلام نکردم بعد یهو خودمو جلو ی کافی شاپ دیدم ک شوهرم اونجابود با دوستاش یهو رفتم ب دوستش ک اسمش امیر بود(در واقعیت هم امیر هس) گفتم دست از سر شوهر من برداره کسی ک متاهله نباید تنها بیاد تو همچین جشنایی ک دخترو پسرقاطین نمیدونم امیر چ جوابی بهم داد ولی شوهرم بهم گف دیگ نمیخامت بیا بریم ک دلیلاشو جلو همه بهت بگم ک دیدم روی یک تخته نوشته بود ماباهم تفاهم نداریم و چنتا دلیل دیگ اما من به چشم خودم میدیدم نوشته من تو رو دوست ندارم یهو انگار یک قاضی دادگاه همونجا بلند شد ک بره گفت باید ب زندگیتون ادامه بدید
    بعد دیدم انگار تو یک بیمارستان بستریم و انگار جدا شده بودم از شوهرم این تعبیرداره؟

  94. ف.م گفت:

    من توی خواب دیدم یک دختر میاید که قبلا عاشق آون بودم و از جلوی چشمان من میگذرد و من به او نگاه میکنم و او هم با راه رفتن به من نگاه میکند و او به من یک نیش خند زد واز کنار هم رد شدیم من از خواب بیدار شدم

  95. آریان گفت:

    سلام وقت بخیر
    من خواب دیدم مقداری حدودا نیم کیلو هسته بادام با پوست داخل کیفم دارم که شروع به جوانه زدن کردن من هم به خواهرم نشون دادم می گم خوبه همشو می برم خونه می کارم که وقتی دوباره گذاشتم داخل کیفم مقداری از جوانه ها ریخت با خودم اینقدر زیاده که هر چقدر بریزه باز هم می مونه .
    لطف کنید تعبیرش رو بگید

  96. سیسی گفت:

    سلام ، دیشب خواب دیدم که خونمون رو داشتن رنگ میزدن رنگ سفید و برای من توی خواب اینکار عجیب بود

  97. فائزه موسوی گفت:

    سلام
    من خواب دیدم یدونه بچه دارم دارم برای اون لباس میبرم و تنش کردم بعد رفتم حیاط دیدم
    زمین حیاط یخ بسته میخواستم نمک بریزم باز بشه برنج ریختم دو مشت ریختم ولی حیاط پر شده بود زمینش از برنج خام.تو حیاطم دو تا درخت میوه بود اما میوشو ندیدم.

  98. عبدالواسع گفت:

    سلام
    من خواب دیدم کی میخواهم در اسب کرایی سوار شوم اما مرانمیگزارد و دست من نا گهان در دهان اسب میرسد و چک میزند و بعدا رهایش میکنم میشه تعبیریش کنید.

  99. شبنم گفت:

    سلام من چند شب پشت سر هم یک خواب دیدم و اونم این بود که سه نفر مرد که به صورت واضح صورتشون و میبینم و حتی اگر ببینمشون میشناسم منو تعقیب میکنن و توی خواب حس میکنم میخان منو بکشن، و یکسره خیره به من نگاه میکنن، لطفا بگید این چه معنی میده

  100. Zahra گفت:

    نمی‌دونم شاید چرت باشه خوابم خواب دیدم کسی که دوستش دارم ولی دیگه نیست به جیمیلم پیام داده منم هرچی حرف تو دلم بود رو براش پیام کردم حتی خواب‌هایی که در موردش دیدم و براش پیام کردم خدایی انگار خواب نمیبینم انگار تو واقعیت میبینمش

  101. میلاد گفت:

    سلام خسته نباشید ممنون میشم خوابمو تعبیر کنین خیلی نگرانم
    خواب دیدم بارون شدیدی اومد ی رعد و برق زد تو پنجره همسایه روبرومون بازتابش خورد ب اتاق خونه و یه گوشه ش ریخت همچنان بارون میومد عموم و مادربزرگم اینجا بودن زدن تو سرشون گفتن شیطانه ترسیدن ولی من رفتم دیوارو نگاه کردم زیاد نریخته بود فقط ی قسمت کمی از سقف و زیر ناودونی ریخته بود خیلی ناراحت نشدم بچه داییم گریه میکرد داشتم آرومش میکردم که مادرم از بیرون برگشت خونه
    ممنون میشم زودتر جواب بدین باتشکر از سایت خوبتون

  102. ندا گفت:

    سلام
    من چند شب پیش که تولد امام رضا بود خواب دیدم که به یه امام زاده. که نزدیک محل زندگیم هست رفتم و اونجا خیلی شلوغ بود و برای امام رضا جشن گرفته بودن بعد دیدم که پدرم تو قسمت مردونه داره ا مردم پذیرایی میکنه(اینو بگم که پدرم مدت زیادیه که یه مشکل بزرگ براش پیش اومده و من اون شب از امام رضا خواستم که کمکش کنه و همون شب این خوابو دیدم بعدم فهمیدم که این امامزاده خواهر امام زضا هستن)خواهش میکنم بگین تعبیرش چیه

  103. علیزاده گفت:

    سلام من برادرم ۳ است که فوت شده من هیچ وقت نتونستم فوت او را باور کنم یعنی فکر می کنم زنده است خواب دیدم برادرم ورزشکار شده خیلی بهش میاد اندامش و خیلی عادی داریم با هم حرف میزنیم برادرم تو کار ماشین بود خیلی راحت ازش میپرسم مهدی این آرم چه ماشینیه اونم راحت داشت جواب سوالمو می داد خوشحال بودیم و احساس خوبی داشتم صبح که بیدار شدم فکر می کردم او راحتی هست

  104. Nasim گفت:

    سلام . من پدر شوهرم ۲ هفتس فوت کرده . خواب دیدم داشتیم به بهشت رضوان میرفتیم و ترافیک زیادی بود . پدرشوهرم در ماشینو باز کرد با لباس های روشن و خنده رو به من گفت بیا ما زودتر بریم پیاده و بقیه بعدا میان . و من پیاده صدم و همراهش رفتم . من وصیت کردم تو بهشت رضوان خاکسپاری بشم . تعبیر خواب من چیه

  105. فاطمه گفت:

    سلام لطفا تعبیر خواب منو بگید خیلی مهمه. خواب دیدم سه بار نماز ظهر میخانم و هر دفعه در رکعت اخر بچه میاد مهر برمیداره و شلوغی میکنه و منم نمازمو قطع میکنم بار آخر هم ک بچه شلوغی کرد در رکعت اخر من نمازمو قطع کردم و بچه رو زدم

  106. mohamad hosein گفت:

    سلام من در ظهر خواب ديدم يكي از دوستانم همراه خواهرشون به ديدن من اومدن كه ناگهان يك صندوق خيلي بزرگ باز شد و كلي بچه همينطور ازش ميومد بيرون و وقتي هم ازش ميپرسيدم داستان اين بچه هارو بهم بگو فقط ميگفت ديگه وقتش بود بچه بيارم ديگه

  107. Nafas گفت:

    با سلام خواب دیدم گربه ای درون تنگ ماهی دایره ای شکل نشسته و کنار پنجره است و مرا صدا میزند لبخند زشتی داشت در خواب دردوخانه بودم که در هر دو خانه که آنهارا قبلا ندیده بودم این اتفاق افتاد

  108. عارف گفت:

    س وقت به خیر ،من خواب دیدم کسی که دوسش دارم از من حامله هست واز من میخواد جواب ازمایش حاملگیشو بگیرم بدون این که نه ازدواج کرده باشیم و نه …..

  109. زهرا گفت:

    سلام. من خواب دیدم با تفنگ حیونای وحشی رو دارم می کشم بعد تفنگو تمیز می کنم که اثری از انگشتام نباشه روش. بعد پنج آیه قرآن می خونم که یادم نیست چه آیه های بود البته اینو بگم که من هر روز پنج آیه از قرآن می خونم جدا از سوره های که می خونم یعنی با این کار قرآن با هر روز پنج آیه خوندن ختم می کنم. و ادامه خوابم اینکه دسته عزاداری امام حسین داره رد می شه منم روی عزادارها گل می مالم کاری که لرها قبل از عزاداری با لباسشون می کنن. خاکی کردن لباس.
    چند ماه پیش اول سال خواب دیدم همه جا سفید و روشنه و فردی لباس سفید به تن داره بهم نزدیک می شه آنقدر نزدیک که صورتش روبروی صورتمه بهم می گه عیدی من به تو اینکه بابات زنده است. وقتی بیدار شدم داشت اذان صبح می گفت.

  110. سهند گفت:

    سلام. پدر من ۲ ماه پیش فوت کرده و توی خواب دیدم که پدرم داره ازدواج میکنه و من و خواهرم داریم برنامه جشن ازدواجش رو تدارکاتش رو انجام میدیم ولی کار ها درست جلو نمیره همه چیز عقب مونده و عموی منم اومده به کمکمون و بابام هم ناراحت با یه حالت خواصی داره ما رو نگاه میکنه. من ساعتم رو نگاه میکنم و میبینم یه ربع مونده به مراسم و ما کارامون تموم نشده. پدرم رو بغل میکنم صورتش رو میبوسم و میگم بابا چرا ته ریش راری برو صورتت رو بزن و ناراحت نباش ما کارارو تموم میکنیم. و با خودم میگم آخه چطوری؟ تموم نمیشه که و حین اینکه بغلش کردم دارم گریه میکنم. با گریه خودم از خواب پاشدم و ساعت ۳٫۴۰ نصف شب بود. لطفا تعبیرش روبفرمایید ممنون میشم.

  111. امین گفت:

    سلام.
    چند ماه که با دختری آشنا شدم و هم دیگرو دوست داریم اما پدر ایشون مخالف هستن . دیشب خواب دیدم که من و خواهر بزرگو و مادرم توی خونمون نشستیم و داریم صحبت میکنی که یک دفعه دختره بایک کیک تولد وارد میشه . و از رفتار ما انگار در اون زمان ما ازدواج کرده بودیم .وبعد جشن گرفتیم . ممنونم تشکر

  112. Arezu گفت:

    سلام وقت بخیر ممنون میشم لطف کنین خوابموتعبیرکنین🙏
    توخواب مادربزرگمودیدم تازه فوت شدن دیدم دوباره زنده شده و اوردیمش خونشون میدونستم میمیره گفتم نرو بمون خونمون خیلی گفتم قبول نکردگفت بابابزرگم میمونه تنها اوردیمش خونه نرفت رفت باغچه پدرم گفت نه این انانیس اسلحه گرفت طرفش گفتم نزن جلوشوگرفتم زمین باغچه رو کلاکنده بودن کمی خاکو بادسش کند اومد طرف درروی خاکا درازکشید کنارش نشستم نوازشش کردم قوربون صدقش رفتم گفتم انا نمیذاشتم بیای چون قبلا اومدی اوردیمت خونتون فوت کردی حرفی نزد باهمون چادر روی خاکا دراز کشیده بود شدیدهم بارون میبارید اما اصلاخیس نمیشدیم گفتم انا فوت کردی بچه هات دنبال طلاهات میگردن گفت توکیفمه اماانگشترم گم شده گفتم توکیفتم نیس

  113. Hakimeh گفت:

    باسلام من یه دوماهی هست داداشم فوت شده یکی خواب دیده ک میگه این شیرینی های ک برامن خیرات میکنید همش گندیدست تعبیرش رو میخواستم بدونم

  114. رزا گفت:

    سلام
    من خواب دیدم در مجلس عروسی خودم هستم و داماد شخصی هست که میشناسم اما نسبتی ندارم ایشون به من یه سرویس جواهر که سنگ های قیمتی داشت هدیه میده و من اونو به دوستانم قرض میدم وقتی میرم پس بگیرم گردنبند و دستبندش نیس و سنگ های جواهر کف خیابون ریخته با کلی گریه و زاری تنها گردنبندو پیدا میکنم ولی دستبندش نیس وقتی اینو به داماد میگم کلی ناراحت میشن
    با تشکر

  115. نازنین گفت:

    سلام خواب دیدم تو ماشینم با همسرم یه گربه هم تو ماشین خیلی از گربه می ترسیدم تا تکون می خورد جیغ میزدم تعبیرش چیه

  116. رزا گفت:

    سلام
    من خواب دیدم در مجلس عروسی خودم هستم و داماد شخصی هست که میشناسم ولی نسبتی نداریم به من یک سرویس طلا گرانقیمت که سنگ های زینتی داره هدیه میده و دوستانم در منزل روبرو ای سرویس را از من میگیرن و وقتی میرم ازشون بگیرم اونو خراب کردن و دستبندو گردنبندش نیس من با کلی گریه میگردم و تنها گردنبندو پیدا میکنم و وقتی به داماد میگم از من ناراحت میش لطفا جواب منو بدید

  117. شادی گفت:

    سلام من خواب دیدم با یه خانمی محجبه که ازخیریه ای ازبنیادمستضعفان یا چیزی مثل این بود به هجراه من وشوهرم رفتیم دریک روستای کردنشینی که جنگ بوده ووارد خونه ای ازاون روستا شدیم حدودشاید ۷ یا ۸ بچه قد ونیمقد اونجا بودن که پدر ومادرشون درجنگ درهمون روز شهید شده بودن ومن ازدیدن اونهاخیلی ناراحت وگریه کردم اون زن محجبه چیزی ناچیز بهشون دادکه کافی نبودشوهرم بهم نگاه کردوبخاطرمن وارداون خونه شد وبه اون بچه ها کلی کمک مالی کرد (درواقعیت شوهرم مدتیه بیکارشده وازنظر پول درمضیقه هستیم ومدتیه بینمون هم شکراب شده وبخاطر مسائلی من خیلی ازش دلشکستم)

  118. مینا گفت:

    سلام
    نزدیک به دو ساله که برادرم را از دست داده ام دیشب خواب دیدم دوباره آن صحنه ی مرگ دلخراش او تکرار شده اما پدر و مادرم به جای اینکه ناراحت باشند دو رقاص دختر در مجلس ختم او آورده اند و مشغول رقصندگی بودند. تعبیر این خواب چیست

  119. زهرا گفت:

    ببخشید من چند وقت پیش خواب دیدم پدرم که به تازگی به رحمت خدا رفتن درشب دوم خاکسپاری در کنار قبر کنار من ایستادن و از داخل قبر آتش زبانه میکشد و از من در خواست کمک میکنند،،میخواستم تعبیرش رو بدونم لطفا اگر میدونید راهنمایی کنید تا بتونم کاری انجام بدم برای پدرم

  120. داود گفت:

    سلام
    خدا قوت و ممنون از زحمتاتون و سایت خوبتون .
    من دیشب خواب دیدم برای مادرم خانه قدیمی اجاره کردیم خیلی بزرگ و دلباز و ۱۰ ها اتاق دارد.
    و عید نوروز بود و هر کسی میشناختیم و ناآشنا بود میامدن خونه ما عید دیدنی (ضمنا مادر من در سرای سالمندان است و من هم در آستانه طلاق از زنم هستم)
    نهار برای ده نفر گفته بودم درست کنند و لی همین جور آدم می ریختن شاد برای عید دیدنی تو خانه مادرم (توی خواب اصلا مادرم را ندیدم) .
    ولی همینجور مردم و فامیل و دوست و آشنا میریختن خونه و همه شاد بودیم .
    ضمن اینکه خواهرهام داشتن همین جور نهار اضافه میکردن و کسی نق نمیزد و شاد بودن و یکسری دختر جوان خوشگل که احساس میکردم جزع خانواده مادریم هستن سرویس دهی می کردن و آنها هم کلی با من خوش و بش می کردن .
    یکی از دوستان بهم خبر داد دستشویی(توالت ) بالا زده که رفتم یه نگاهی انداختم و بی تفاوت برگشتم و گفتم صاحب خونه با همین مشکل بهمون اجاره داده .
    ضمن اینکه توی خواب همه دوستان و آشنایان فقط جوان را می دیدم .
    و زن برادر خانومم هم که توی فامیلشون سرتر از همس هم دیده شد و بهش خوش آمد گفتم .

    لطفا تعبیر کنید .

  121. محمدرضا گفت:

    سلام ضمن خسته نباشی
    من دیشب خوابیدم دارم زنده میبرن تو قبر
    وحتی هیچکس بالاسرم نیست خیلی میترسیدم
    دیدم هیچکس بالاسرم نیست وپرسیدم از یه
    نفر چرا کسی نیست برام گریه کنه.
    گفت الان میان بعد مادرمو دیدم گفت مادر
    تو چرا گریه نمیکنی برام؟گفت خداوند راضی
    نیست برات اشک بریزه م وبعدش رفت.
    شب شد دیدم ۲تا سیاه پوش دارن از دور
    میان خیلی میترسیدم میگفتم خدایا غلط
    کردم ببخش نمیدونم عرزائیل بود اومدن
    طرفم چهرشون ناراحت بودش گفت شیکات
    کردن ازت حسابی ترس ورم داشته بودش
    بهم گفت میخوای قبر تنگ کنم فشار بیشتر
    بشه من روی زمین دراز کشیده بودم بارترس
    دمه گوش فریاد میزد خداوند به هشدار داده
    گفت نباید بدنس ناموس کسی بهت بخوره
    پول مردم بهشون بده البته به عنوان قرض گرفتم
    من خدایا توبه میکنم غلط کردم ببخش منو
    دیگه از خواب بلند شدم.
    نمیدونم یعنی مرگم نزدیک؟ بنظرتون؟
    لطفا حقیقت بهم بگید

  122. فاطمه گفت:

    سلام من خواب دیدم شوهرم میخوادزن دوم بگیره خودم امادش کردم رفت خونشون ک باهاش ازدواج کنه وقتی رفت تافرداصبحش انقدرگریه کردم واشک ریختم صب برگشت گفت پشیمون شده وی شب فقط باهم بودن ولی دیگه نمیخادزن دوم داشته باشه اگه میشه تعبیرشوبگین ممنون

  123. سوگل گفت:

    سلام ‌.
    برادرم از همسرش داره جدا میشه.
    ولی الان چند باره تو خواب دارم میبینم برادرم داره باهاش عروسی میکنه.
    لطفا تعبیرش رو بگین

  124. زهرا سادات گفت:

    نمی دونم چطور بگم ..من هر ازگاهی خواب برزخی میبنم…ولی این دفعه خوابی که دیدم نزدیک بود تویه خواب سکته کنم بوالله قسم… خواب دیدم از روی قبرها دارم رد میشم و قبرها شیشه ایی هستند و داخلشون معلومه… خواب دیدم گوشت و پوست استخون ادما از هم جدا شده متلاشی شده… گفتم چیه اینا..گفتن اینا هیچکدوم تا یه دقیقه قبل مرگشون نمیدونستن قراره بمیرن و به این شکل دربیان…خیلی حالم بد بود گفتم خب من چیکار کنم ..گفتن فقط نماز بخون و استغفار زیاد بگو…من واقعاا نمیدونم این خواب اصن معنیش چیه..واقعاا خدا حاضره بندهاشو بترسونه؟

  125. مهدی گفت:

    من ساعت ۱۰ صبح خواب دیدم که دوتاسگ وحشی یکی سیاه ویکی سفید و کثیف وبزرگ ووحشی دارن به شدت به من پارس میکنن وسگ سیاه باشدت به من حمله کرد وباشدت پریدبهم ومن همون موقع نشستم واون ازروی سرم رد وجاخالی بهش دادم وفرارکردم تویه اتاقک که همونجابودودرهمون حال هم سگ سفید به من حمله ورشد ویهودیدم یک نفردیگه باهام داخل اتاقک هست که میخادکمکم کنه ودر اتاقک ازروی سگ ببنده که سگ بازوراومدتواتاقک که من باچاغویی که دردست داشتم سگ تیکه پاره کردم درحالی که هیچوقت چاغوتوجیبم نمیزارم واین خاب ساعت ده صبح روزچهاردهم ماه وسه شنبه ۲۸ خرداد درحالی که بعدش ازخاب پریدم دیدم

  126. عباس گفت:

    سلام خسته نباشید
    من امروز خواب دیدم که با یک اتوبوس با سرعت توی رودخونه ای که آب شفاف و زلال داره حرکت میکنم و از اتوبوس های دیگه جلو میزنم و از کنار رودخونه که چند تا پله هست با سرعت با اتوبوس بالا رفتم و دوباره از یه پله دیگه اومدم تو رودخونه و از کنار آبشار رد شدم و داخلش نرفتم .

  127. مبینا گفت:

    سلام. خواهرم خواب دیده من با خانواده ام مهمان او هستیم؛ طوله سگی بامزه دارم که آن را پوشک کرده ام؛ سیاه نیست ولی رنگش نا معلوم است. از برنج خواهرم می خورد و بعد روی برنجی که خواهرم خیس کرده تا بپزد نشسته، پوشکش هم باز شده اما پوشک خشک است یعنی ادرار و مدفوع نکرده
    تعبیرش چیست؟ سپاسگزارم

  128. کیا گفت:

    سلام خواب دیدیم که مادرمون که به رحمت خدارفتند گفتند میخوامدبرم حمام حوله ندارم و لباس هم ندارم تعبیرش چیه؟

  129. هیوا گفت:

    سلام
    من خواب دیدم یک سری خرگوش سفید وخاکستری رو تو طویله ای که قبلا خرگوش داشتیم (چندین سال پیش )پیدا کردم تو خواب می دونستم که دیگه نداریم و لی گفتم شاید از همون موقع مونده باشن تو سوراخ های اونجا بعدش خیلی راحت تونستم همشونو جمع کنم تو همون طویله بدون دردسر کلا هم توخوابم حس معمولی نزدیک به خوب داشتم

  130. شیوا گفت:

    سلام من خواب دیدم تو زیرزمین خونه مون که در واقعیت هم داریم و هم بزرگ هست هستم..دیدم یک طرفش کلا با کللی تشک به جای فرش پوشیده شده و من روی اونها خوابیده بودم یکدفعه از خواب بلند شدم دوس دم تمام اطراف این تشک ها پر از سوسک هست و من زود از جام بلندشم …خیلی نگران شدم من دختر مجرد هستم..میشه تعبیر کنین برام..ممنون

  131. یاهو گفت:

    سلام دختر عموی من چند ماه پیش نامزدیش بود دیشب خواب دیدم عموی بنده خیلی پشیمون بود که دخترشو داده به این پسر تعبیرش چیه این خواب

  132. elenaa گفت:

    سلام
    من یک سالی هست که به شخصی علاقه مند شدم اما فکر نمیکنم اون به من علاقه ای داشته باشه
    توی خواب دیدم که قایمکی دارم نگاهش میکنم اون هم داره در یک ماشین مدل بالا رو برای یه نفر باز میکنه(چهره ی اون نفر رو ندیدم) بعد شخصی که بهش علاقه مند هستم من رو دید لبخند زد من هم جلو رفتم و باهاش حرف زدم اما به من اخم کرد و بی محلی کرد منم با ناراحتی اومدم اینور
    لطفا بگین تعبیرش چیه

  133. مجتبی گفت:

    سلام
    من دو تا سگ توی خاب دیدم که یکیش سفید بود و یکی دگش سیاه. سیاهه بین انگشت شصت و اشاره رو گاز گرفت. من نازش کردم که ولم کنه. همونجا یه سگ سفیدم بود که وقتی سگ سیاهه گازم گرفت سفیده رفت. بعد از گاز گرفتگی وقتی رفتم دستم خون اومد بعد یه امپول زد همون قسمت گاز گرفتگی که از یه طرف دستم امپول زد بیرون بعد خوب شد.
    ممنون میشم زودتر تعبیر بفرمایید ممنون.

  134. Eshghemah گفت:

    سلام من متاهل هستم صبح خواب دیدم که یه جن به من نزدیک شد اولش ترسیدم ولی بعدش برای حل مشکلاتم بهش نزدیک شدم وباهاش همبستر شدم تا درقبالش مشکلاتم و حل کنه بعدش که باهاش همبستر میشدم دیگه ازش نمیترسیدم وانگار دوستش هم داشتم .میشه لطفا بگید تعبیرش چی میشه

  135. حسین گفت:

    پسر عموم خواب میبینه که تو خونه پدرمن بودن که دو سه تا سید میان خونشون که به پدرم میگن اومدیم براگرفتن خمس مالت وپدرم هم میگه آدرس خونه پسرم که من باشم بهتون میدم برین تا اون پول خمس رو بهتون بده،لطفا تعبیرش رو بهم بگین،تشکر

  136. فرزانه گفت:

    سلام . وقت بخیر . دیشب خواب دیدم با یکی از همکارام یه جایی مثل خوابگاه دانشجویی هستم . داشتم موهامو شانه میکردم که چندتا شپش ریز افتاد روی دامنم واون امد موهامو نگاه کنه چیزی ندید و من برای اینکه خجالت میکشیدم و نبینه زود موهامو جمع کردم . وقتی تو سرم دست کشیدم یه شپش بزرگ امد دستم و بین دو انگشتم لهش کردم و انگشتم هم خونی شد . ودر ادامه خواب انگار بایدمیرفتم امتحان ریاضی و من هیچی نخونده بودم . باتشکر

  137. علی گفت:

    سلام وقت بخیر
    این خواب بنده برام اهمیت خیلی زیادی داره چون احساس میکنم به نحوی در حال تعبیره خواهشمندم با حساسیت معوقلانه ای اون رو برام تعبیر کنید
    بنده چند شب پیش خواب دیدم دختری در نقش یک خواهر دوست بسیار قدیمیم در خوابم ظاهر شد در صورتی که دوستم خواهر نداشت…
    بنده کمی به اعتقاداتم پایبندم و اهل دوستی های نا هنجار دختر پسر نیستم
    اونشب خواب دیدم دختری که در نقش خواهر دوستم ظاهر شده بود و چهره خوبی هم داشت و مثل خودم معتقد بود با هم بصورت صمیمی صحبت میکردیم و خوشو بش میکردیم به طوری که جهت کاری به خانمان آمد در حال صحبت بودیم که مادرم که ظاهرن او را میشناخت وارد خانه شد و ما به دلیل اینکه مادرم فکر بد نکن کمی جا خوردیم ولی مادرم در کمال مهربانی با ما برخورد کرد برادر این دختر هم که همون دوست من تلقی میشد به صورت تعصبی وار بیرون خانه ایستاده بود خلاصه ما به خانه آن ها رفتیم به همراه پدرم که با پدرش رابطه صمیمی داشت در خانه آن ها که خانه نسبتا معمولی داشتن مادرش در حال آب پاشی حیاط ریگ دارشون بود و داخل حیاطشون که آجری قدیمی بود درخت انگور یا قوره بود که سر سبز بود بعد من جهت کاری از خانه اون ها خارج شدم توی کوچه بودم که اون دختره فکر کرد رفتم و ازین که باهاش خداحافظی نکردم ناراحت بود بطوری که متوجه شدم اون به بنده علاقه مند هست بعد که من متوجه شدم برای رفتن از پیشش رفتم داخل خانه و با او خداحافظی گرمی کردم در همین حین که نزدیک به ساعت ۶ بود از خواب بیدار شدم و این خیلی رویای شیرینی بود برام
    در ضمن در حال رفتن به خونشون بودیم با پدرم که در راه قوره های بزرگی (( انگور های نرسیده و کال که طعم بسیار ترش داره))وغیر معمولی که از خانه توی کوچه آویزون شده بود وجود داشت وسوسه شدم که بچینم بخورم ولی نچیدم

  138. عرففف گفت:

    سلام من در خواب دیدم با دختر مورد علاقه ام و داییه مرحومم داخل هواپیما هستم داییه من یه چیزی داد دستم دقیق نمیدونم چی بود ولی خوراکی بود و به من گفت بپر پایین همسرت را هم به دنبالت به پایین میفرستم. من زمانی که از هواپیما پریدم از خواب بیدار شدم وقتی بیدار شدم بلافاصله دیدم همان لحظه دختره مورد علاقه ام به من پیام داد (این در حالی بود که در واقعیت من با دختره مورد علاقه ام چند روزی بود قهر بودیم و رابطه ی ما به کلی در حال از هم پاشیدن بود و من برای ادامه ی رابطه به کلی سردرگم بودم) تعبیر این خواب چیست؟

  139. مریم گفت:

    سلام
    من دختری مجردم
    در خواب دیدم که معلم از من خواستگاری کرده اما پدرش مخالف ازدواج ماست من و معلمم در خواب مصمم به ازدواج هستیم و بهم علاقه مندیم (پدرش در واقعیت فوت کرده)

    لطفااااا جواب بدید ممنون

  140. فائزه موسوی گفت:

    سلام خواب دیدم با دوستم الهه و پسر عمم رفتیم پارک و پسر عمم و الهه باهم میگفتن و میخندیدن خیلی صمیمی بودن اصلا متوجه من نبودن که من یهو دست الهه رو کشیدم بهش گفتم چرا انقدر صمیمی شدی برای تو غریبس الهه هم گفت باشه پسر عمم گفت برو بابا و خندید.لطف کنید تعبیرشو هر چه سریعتر ممنون میشم. واینکه تعبیر خواب به رابطه این دونفر در آینده مربوط میشه یا نه

  141. یاس پ گفت:

    سلام ببخشید میشه لطفا این خواب رو برام تعبیر کنید

    یکی از بستگان خواب پدر تازه مرحوم شده م رو دیدن
    گفتن تپل و سرحال شده بود (چون بر اثر بیماری درگذشت، قبل از فوت خیلی لاغر شده بود) و گفتن یه خط قرمز وسط پیشونیش بود
    اون خط قرمز چی بوده یعنی؟

  142. پروین گفت:

    سلام .پدر بزرگم که چند ماهیه فوت کرده و خیلی هم به من علاقه داشت را تو خواب دیدم که رفتم بغلش کردم و رو پاش نشستم بعد یک دفعه شدیدا پام را نشگون کرفت که انقدر درد داشت که حتی از خواب هم که پریدم درد را حس میکردم من هم برای اینکه پام را ول کنه گردنش را کاز گرفتم و از خواب پریدم. میشه بگین چه تعبیری دارم خیلی اعصابم را به هم ریخته

  143. milad گفت:

    سلام
    خواب دیدم که پدر بزرگم که فوت کردن با یه بچه که مراقبت میکرد ازش سوال کردم چه خبر گفت روزی صد بار میمرم وزنده میشوم لطفا تعبیرش رو میگین سپاس

  144. بهروز گفت:

    سلام من دیروز(شب احیا) خواب دیدم اینه بزرگی در حمام خانه مان کناردیوارهست و من یک لنگه کفشم را میبرم جلو اینه گفش شروع به حرف زدن میکند هربار که گفش جلو اینه میبرم کفش حرف میزند من ترسیدم واز خواب بیدار شدم سوره های قدر و ناس راخواندم لطفا تعبیر ان را بفرمائید

  145. پری گفت:

    سلام
    یکی از اشناهامون خواب دیده که پدر خدا بیامرزم داره با مادرم حرف میزنه لابلای حرفاش گفته بوی بدی میاد.این تعبیرش چیه.ممنون میشم

  146. احمد گفت:

    سلام ببخشید بنده ۵ ماه قبل دوچرخه ام دزدیده شده است و دیروز یعنی دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۹۸ ساعت هشت و پانزده دقیقه صبح خواب دیدم که در اتوبوس دارم میرم که ناگهان در ترمینال یک دوچرخه کاملا مشابه دوچرخه خودم دیدم و از اتوبوس پیاده شدم و دیدم تمام نشانی های دوچرخه خودم را دارد و حتی شماره تنه اش هم چک کردم و مطمئن شدم دوچرخه خودم است و بلافاصله شروع کردم به تماس به پلیس که در همین حال از خواب بیدار شدم. ممنون میشوم بفرمایید چه تعبیری دارد.

  147. امین گفت:

    سلام من خواب دیدم یه چیزی شبیه سیل که میشه گفت سونامی بود اومد ، با موج بسیار بلند بعد همین طور که داشت منو میبرد بالا دستم رو انداختم و پسر کوچیکم رو بغلم کردم و سوار موج شدید دقیقا بالای موج بودیم بعد مدت کمی اروم اروم موج اومد پایین و من و پسر کوچکم اروم اومدیم روی زمین لطفا بگید تعبیرش چیه ممنون

  148. فاطمه گفت:

    سلام خواب دیدم سوار مینی بوس بودم که یک شخص مرده راننده ان بود و مادر فوت شده ام هم سوار بود در بین راه راننده پیاده شد برا پرسیدن ادرس که من پیاده شدم و از خواب بیدار شدم

  149. ث گفت:

    سلام من دیروزظهرخواب دیدم انگارخونه ای هستم که توخواب فکرمیکنم خونه مادرشوهرمه ومثل اینکه ظرف میشورم چشمم به بالای ظرفشویی میفته میبینم انگارکثیفه ودوتاعنکبوت متوسط هست وانگارتارهم هست تلاش میکنم بکشمشون میبینم ی عنکبوت ازسقف آویزون شده وتلاش میکنه بیادپایین من ی لیوان آب میگیرم زیرش که بره توش میره یکم ودرمیادشوهرم انگارمیترسه یکم فاصله میگیره پسرداییم میادمیگه من میگیرم توبکش وی نکشتم نتونستم تعبیرش چی هست مرسی

  150. لیلی گفت:

    سلام لطفا بفرمایید تعبیر خواب من چیه؟
    خواب دیدم نامزدم با هیجان و توجه خاصی در تعقیب کسی هستن از سر کوچه ما به پشت تیر برق و کوچه مدام حرکت میکرد و خودشو مخفی میکرد که آون شخص متوجه نشه بعد من که این شرایط را دیدم ناراحت شدم نگاه کردم دیدم ی خانم هست با لباس عروسی ومحجبه و خیلی زیبا که رو به قبله نه به پهلو قبله داره نماز میخونه من ناراحت به سمت عروس حرکت کردم که ببینم کیه چکارش داره عروس درحالت قنوت چشم و ابرو آمد به شوهر من بعد دیدم نماز نمیخونه و ادا ی نماز خوندن درمیاره، وقتی داشتم میرفتم سمت دختره شوهرم پشت سرم داشت میرفت سمت دختره و میگفت نخونی با این نماز خوندنت،واصلا انگار شوهرم منو نمیدید،لطفا بفرمایید چه تعبیری داره

  151. یاسمین گفت:

    سلام ببخشید میشه جواب منو بدین: من خواب دیدم به جشن عروسی یکی از اقوام عشقم ک تو خونه ی خودشون برگزار شده بود دعوت شدم ک با دختر عمه ی اون و داداش کوچیکم رفتم عروسی تقریبا شلوغ بود بعد دختر عمش بهم گفت ک من حسینو هرروز روزی دوبار میبینم کلی باهم شوخی میکنیم و… (حسین عشقمه)(دختر عمش هم دوستمه) و این دختر عمش از جایی ب جای دیگ پنهان میشد و زیاد باهام صحبت میکرد تا اینک از یکی از عمو های عشقم قایم شد بعد رفت پیش پدرش نشست و همون لحظه عموی عشقم رفت پیشش و نگاش کرد و با نگاهش ب اون فهموند ک نباید کاری کنه و سرجاش بشینه همون لحظه عشقم سمت عموش اومد و اونو بابت کاری صدا کرد و بهم اشاره کرد ک به اتاقش برم تو راه که میرفتم اونم اومد سه تا اتاق جفت هم بودن ک گفت وارد یکیشون بشم یه اتاق خیلی مجلل و شیکی بود کلا کل خونه خیلی سلطنتی و برام اعجاب آور بود وارد اتاق ک شدیم دیدم حسین با خودش خیار اورده بود و متوجه شدم ک دوتا دوتا خانوم دیگ هم تو اتاق بودن بعد بش گفتم ک با دختر عمش خیلی وقته ک به جشن اومدیم گفت اره شمارو دیدم بعد حسین رفت بیرون یه دیس برنج اورد ک کم بود بعد بهم گفت این برای منو تو و دختراس اما ندونستم کدوم دخترا بعد مشغول خوردن شدیم ک مادرش اومد دم در ایستاد و با خشم نگام میکرد ک حسین فقط نگاش کرد بعد منو حسین باهم بیرون رفتیم و بعد دیدم ک با خانوادم تو ماشین داریم برمیگردیم با پیکان باری (وانت) و من از اون ماشین خجالت میکشیدم و حس میکردم ک حسین داره نگام میکنه. ببخشید طولانی شد میشه بم بگید تعبیر داره این خواب یانه؟؟

  152. Hanyeh گفت:

    سلام پدر من ۵ سال پیش فوت شده دیشب نزدیکای صبح خواب دیدم که تازه پدرم فوت شده و من داخل کفن چهرش رو دیدم و بالای سرش گریه میکردم و دست روی سرو صورتش میکشیدم درحالی که چهرش تقریبا خراب شده بود و براش گریه میکردم و همون شب عروسی داییم بود و اونجا هم حضور داشتم.
    میشه تعبیرشو برام بگید

  153. آسا گفت:

    سلام خواب دیدم پدرشوهر دخترم که ۴ ساله فوت کرده تو کوچه جنازه اش گذاشتن و خاکش نمیکنن و وقتی مردم به بچه هاش گفتن چرا خاکش نمیکنید گفتن منتظریم مامانمون بیاد بعد همسایه ها داشتن کبا ب کوبیده خیرات میکردن براش میخواستم ببینم تعبیر خوابم چی میشه؟

  154. ساحل گفت:

    سلام.
    خواب دیدم توجمع خونوادگی نشستم.
    یهومانتویی که تنم بود دور خودم جمع کردم ک پیدا نباشم و جایی ک نشسته بودم دستشویی کردم و بعد با کاغذ جمعش کردم وانداختم سطل زباله و بعد یکی از پسرای فامیل اومد در گوشم زمزمه وار گفت دوستت دارم
    اما حرفش به نظر هیز میومد در صورتی که آشنایی ک از این پسر داشتم پسر مودب و سر به زیری هست

  155. aylin گفت:

    سلام خواب دیده ام دوست پسرم که الان سرباز هست بیخبری میاد اتاقم و برهنه هست و من نه و می خواد منو ببوسه که من کمی مقاومت میکنم. بعد ماذرم وارذ اتاق که میشه به همون حالت برهنه پشت در سر و ته وایمیسته جوری که سرش پایینه پاهاش بالا بعد مامانم میبینه فک میکنه داداشمه و میره .ولی بعد بابام میفهمه ولی به روش نمیاره ،این خواب رو حدودا پنج بعداز ظهر دیدم تعبیرش چی میتونه باشه؟

  156. عظیمی گفت:

    سلام. وقت بخیر. من امروز خواب دیدم در یک مجلس زنانه روضه خوانی هستم بعد یک ساداتی که در واقعیت شخص بزرگ و نیکوکار و که نظر روحانی مقام بلندی دارند در خواب بودند بعد رو به جمع گفتند شروع کنید به خواندن ولی هیچ کدام از زنان نخواندند من تو دلم یه حالت بی قراری بود انگار منتظر بودم اگه کسی نخونه من بخونم بعد دیدم سادات به هر طرف رو میکن تو این جمع هیچکی نمیخونه بعد من داد زدم من میخونم فقط نمیدونم قرآن بود یا کتاب دعا با استرس چادر سفید رو سرم انداختم و دنبال صفحه گشتم بعد شروع کردم با صوت خوندن در حال خواندن به خودم گفتم یعنی این منم دارم اینطوری میخونم هیچ کس در آن جمع فکر نمیکرد من قرآن خواندن یا دعا خواندن بلد باشم یعنی هیچ کس فکر نمیکرد من اهل نماز و قرآن و دعا باشم یه بچه ای پشت من بود که اذیتم میکرد ولی با این حال خوندم تا آخر.وقتی تموم شد یه خانمی از آشنایان به من گفت چرا بعد هر آیه مکث میکردی معلوم بود با بغض میخوانی من گفتم نه گلوم درد میکرد مکث میکردم. از خواب بیدار شدم در حالی که واقعا گلوم درد میکنه و واقعا هم هیچ کس فکر نمیکنه من اهل نماز و قرآن دعا باشم.

  157. فاطمه گفت:

    سلام من خواب دیدم آگهی ترحیم کسی که زندس و میخونم بعدشم رفتم مراسم ختمش اما اون آدم خودش مهمونارو بدرقه می‌کرد اما هیچکس نمیدیدش فقط من میدیدمش بهم لبخند میزد موقع رفتن تسلیت گفتم رفتم

  158. مژده گفت:

    سلام بنده شب جمعه ۲۹ فروردین ساعت چهار و بیست دقیقه صبح که بیدار شدم خواب دیده بودم پدرم که ۷ سال پیش از دنیا رفته است در کفن پوشیده و رویش باز است و مراسم خاکسپاری ایشان است جمعی از اقوام هم هستند دشت سبز و زیبایی است، خودم کمی رقصیدم بعد وقتی زمان دفن شد دیدم چندین جسد کفن شده است و همه پدرم هستند ولی فقط روی یکی باز است و همان پدرم است که با من حرف زد گفت زیر تابوتم علم امام حسین ع بگذارید و یا زیارت عاشورا بخوانید …. بعد مبهم شد قبل از دفن سعی داشتم روی کفن هارا الله اکبر و یا حسین بنویسم روی چند کفن نوشتم و روی چند کفن که سیاه رنگ بود، نشد … بعد پدرم را مثل ۷ سال پیش دامادمان داخل قبر گذاشت و خوابم تمام شد….

  159. علی گفت:

    سلام خواب دیدم سربازایی ک شبیه سربازای دفاع مقدس بودن بعضیاشون لباس غواصی داشتن دست بسته ب شکم خوابوندن دستاشو نو قطع میکنن پاهشونو قطع میکنن سرشونو میبرن سرنیزه تو کلیه هاشون میکنن تعبیرش چیه؟

  160. مینا گفت:

    وقت بخیر..من خواب دیدم ک ی پسر نوجوان ک دادوبیداد میکرد و برای اینکه مزاحمت برام درست نکنه رو نمیدونم چجور سرشو از بدنش جدا کردم..تا بخودم اومدم دیدم سرش تو دستمه و هنوز انگار زنده س..و پلک میزنه و چشاش قرمز شده..منم خیلی ترسیده بودم خودم زنگ زدم پلیس تا برسه سرشو نگه داشتم تا زنده بمونه ولی نمیدونم چرا انگار محو شد..و خانوادش اومدن و با من دعوا و…….میشه لطفا تعبیر خوابم روبگین؟ تاحالا همچین خوابی ندیده بودم

  161. نسیم گفت:

    با سلام
    خواب بنده این هست:
    خواب دیدم وارد یکی از امام.زادگان شهرمون شدم که منتسب به موسی بن.جعفر هست..از سمت راست که وارد حیاط شدم دیدم عده ای تیره پوست مشغول شستشوی خودشون هستن ترسیدم دیده یکی کنارم ایستاد که البته هم.نمیشناختم هم.قیافه ندیدم بهم گفت اینا مسلمان شدن…بعد وارد اتاق مربوط به امام زاده شدم جمعیتی نشسته بودن که هیج کدام رو نمیشناختم دوباره همون.شخص که کنارم بود گفت ما ازاموات هستیم که ازعالم برزخ اینجا اومدیم و الان هستیم بعد میریم دوباره ۱ نصف شب برمیگردیم..از اون شخص پرسیدم شما برای امام درزمان شهادت و ولادت دربرزخ هم.مراسم.میگیرین گفت اره..گفتم توی برزخ هم.شغل دنیایی هست گفت اره اما زیرمجموعه هست و متفاوت ازدنیا…گفتم.غذا چی به من یه بوته سبز نشون داد ووقتی بوش کزدم با بوی سبزه های این دنیا فرق داشت…بعد دیدم کلا این اموات عجله دارن ووقت رفتنشون به اون.شخص گفتم شما حضرت زینب هم.میبینی ؟سلام من رو بهش میرسونی؟جواب داد ولی توی رفتن و باعجله بودن که توی ذهنم جواب نموند..بعد پرسیدم درباره امام زمان(عج)بازم.جواب داد و من توی ذهنم نموند…که بیدار شدم دیدم دارن اذان صبح میگن و اشهد ان محمد رسوالله…..این خواب شب شهادت موسی بن.جعفردیدم..و ساعت ۱:۳۰نیمه شب خوابم برد

  162. م.ز گفت:

    سلام وقت بخیر و سال نو مبارک.
    بنده دیشب خواب دیدم ک با کسی ک دوسش دارم و خانواده من تا لحظه اخر راضی بودن و اخرش گفتن نه رابطمون علنی کنیم و برا دل خودمون یه جشن بگیریم
    ایشون برای من چنتا گردنبند اویز بلند و چنتا پا بند خرید و چند نفرو دور هم جمع کردو لباس عروس خیلی قشنگیم تن من کردخودمم یلق زیبا شده بودم
    من پدرم اطلاع نداشت و اومد منو پیدا کرد و من با گریه فرار کردم و وقتی منو گرفتن گفتن یه نفر هست ک باید فقط با اون ازدواج کنی و بحث شد ک دیگ از خواب پریدم.ولی دقیق یادمه خلخال و گردنبندا خیییلی زیبا بودن و نقره

    تو دور همیه هم هیچ بزن برقصی نبود
    S

  163. مهدی گفت:

    سلام من خواب دیدم من با خانواده سوار ماشین بودیم و یه همراه داشتیم که اون با چرخ میومد دنبال ما تو کوچه ای دور زدیم که یه دفعه یه سگ سیاه از زیر درخانه بیرون اومد و میخواست حمله کنه و سرو صدا میکرد دوقدم اومد جلو و ایستاد هیچی نگفتید منم جلوتر با ماشین ایستادم و همراهمون سر پیچ کوچه ایستاد جلو تر از سگ سیاه دو تا بز سفیدوقهوه ای بودن یه سگ خاکستری رنگ میخواست حمله کنه به بزها ولی بزها جلوش ایستادن و یکی از بزها دو قدم رفت جلو و سگ رو ترسوند منم از سگ ها ترسیدم از خواب پریدم قبل از اذان

  164. امیر گفت:

    سلام خسته نباشین. من امروز ۲۹ اسفند و ۱۳ رجب ساعت ۴ صبح خوابه عجیبی دیدم. خواب دیدم که مادربزرگ، دایی، خاله و… در خانه ما هستند و یهو یک صدای عجیبی می اید و ما به بیرون از خانه میرویم و به کوچه میرویم. همه همسایه ها و مردم بیرون هستند و به اسمان نگاه میکنند. در اسمان کلی کبوتر سفید است و اسمان افتابی است. یهو از بین هزاران کبوتر سفید و نور خورشید یک ادمی در هوا ظاهر میشه. با لباس های سفید و بال های سفید و به پایین نگاه میکنه. مردم همگی خوشحال بودند. یهو بعضی از مردم با سرعت کم به صورت ایستاده به سمت بالا حرکت پرواز میکننن یعنی یه چیزی اونارو به سمت بالا خیلی ارام میکشه و مردم هم خوسحالند و با خاسته خودشون به بالا میرند و من هم اولین نفر از خانواده و فامیل به سمت بالا پرواز میکنم خیلی هم اروم.اولش خواستم از جایی بگیرم ولی انگار مادرم بهم گفت برو امیر بلاخره کسی که منتظرش بودیم اومده و… منم به سمت بالا رفتم یکمی که با سمت بالا رفتم دیگه بالا نرفتم و به روی پشت بام خونمون به صورت خوابیده کج ارام فرود امدم و یهو از خواب پردیم. ببخشید که زیاد شد من تا حالا همچین خواب عجیبی ندیده بودم خیلی روم تاثیر گزاشته نمیتونم بخوابم. ممنون میشم تعبیرش کنین.

  165. دریاسالار گفت:

    سلام من خواب دیدم که تو خونه دااییم تو حیاطشون مارهای زیادی داشتند.سیاه.سبزو…..
    من تو خونشون بودم بعد یه مار سبز رنگ با اندازه متوسط دور پای چپم پیچید بعد رفت.بعد از رفتن مار پامو نگاه کردم دیدم آیه های قرآنی به رنگ سبز با خطی زیبا رو پام جایی که مار پیچیده کل پامو دربر گرفته بود
    بنظرتون تعبییرش چیه؟؟؟

  166. محمد گفت:

    سلام خواب دیدم در یک اناق کوچک بروی کتابهایی که به بزرگی یک میز هستند (کتابها را روی هم گذاشتیم) یک سفره پهن کردیم من و یک همکار خانم و یک پیر مرد و پیر زن نشستن سر سفره به همکار خانم میگم براشون چایی بریز میگه آخه قندانمون کهنه هست منم گفتم اشکالی نداره قندمون تازه هست قند ریخت تو قندان و پیر مرد گفت چقدر زیباست قندان کهنه و قند تازه و چایی خورد میشه لطفا تعبیرش را بفرمایید ممنون میشم

  167. فهیمه گفت:

    با سلام
    دیشب خواب دیدم یه مار خیلی بزرگ ( افعی) تو باغمون مامانمو نیش زده رفتم سمت مامانم دیدم خودش گرفته جای نیش مار و کنده خودشم بخیه زده من خیلی تو خواب ناراحت بودم چرا این کارو کرده اگه زهر تو بدنش بمونه و مامانم چیزیش بشه چیکار کنم تو خواب همش نگران بودم که یهو دیدم همون مارپای خواهرمم نیش زده تو خواب همش استرس داشتم از دستشون بدم چیکار کنم بخاطر نیش مار ،میشه گفت یه مار خیلی بزگ یا میشه گفت همون افعی که رنگش سیاه و توسی بود. کسی تعبیر میکنه اینجا؟

  168. نارینه گفت:

    با سلام خدمت شما لطفا خواب مرا تعبیر کنین..من امریکا زندگی میکنم با همسرم و دخترم خواب دیدم رفتم ایران پیش خانواده ام البته شوهر من بود همراهم با دخترم بعد من با خواهرم و دوستانش رفتیم بیرون موبایل نبردم با خودم بعد هرچی سعی میکردم با شوهرم تماس بگیرم با گوشی خواهرم یا دوستاش یه اتفاقی می افتاد که نمیتوانستم ارتباط بر قرار کنم..وقتی برگشتم خانه یه نظر هم خانه پدرم بود هم خانه مامان بزرگم که فوت کرده از تو کوچه که من بودم صدای گریه بچه ام میشنیدم دوان دوان رفتم سمت خانه مادرم از اون بالا میگفت ببین مامانت امد گریه نکن مامان بزرگم هم بود گفت میام در باز میکنم بیا تو رفتم تو خانه همه جا ریخت و پاش بود داشتن اسباب کشی میکردن دیدم صندلی ماشین بچه ام نیست گذاشتن بیرون خانه منم عصبانی شدم گفتم ۵۰۰ هزار قیمتش گذاشتین بیرون دزد میبره برداشتم اوردم تو خانه از خواب پریدم…متشکر میشوم تعبیر کنین

  169. dina گفت:

    همش خواب میبینم جن یا شیطان دنبالم کرده و میخواد منو ببره من ذکر میگم بهم که نزدیک میشه یه قدم که بهم مونده جیغ میزنه و فرار میکنه

  170. .. گفت:

    من خواب دیدم شب هست و تو اتاقم هستم و بارون میاد و از پشت پنجره اتاقم بارون رو میبینم که بصورت زیاد به حیات خونمون میباره و مقداری بارون روی فرش اتاقم اومد و کف پاهام خیس شد و نصف شب من میخواستم برم دانشگاه واسه کلاس درس!!
    تعبیرش چیه؟

  171. محمد گفت:

    سلام
    دیشب خواب دید دوبار در رودخانه ای با آب زلال افتادم و هر دوربار بیرون آمدم و سپس بالای سر قبر مادر بزرکم رفتم و کلی گریه کردم و در خواب شاد بودم

  172. یمیرا گفت:

    خواب دیدم یک نفر با لباس سیاه و شمشیر دنبالمه و می خواد من و بکشه که توی خواب احساس کردم اون شخص فرشته مرگ هست بعد من رسیدم به یک امام زاده که اتاقی کنارش بود پر از آدم های سفید پوشی که دست وپاهاشون زنجیرشده بود به اون شخص گفتم که این جا امام زاده است وتو حق نداری این جا من و بکشی بعد دیدم یه آدم سفید پوش کنارم وایساده و اون هم همین حرف و بهش زد و فرشته مرگ از تصمیمش منصرف شد و درعالم خواب احساس کردم که اون شخص سفید پوش اعمال من هستن که به شکل این مرد سفید پوش تبدیل شدن بعد سفید پوشه جلو اومد دستم و گرفت و دوتا انگشتر گذاشت توی دستم و گفت که اینا انگشترهای حضرت محمد هستن حواست باشه کسی ازت نگیرش بعد اون شخص ناپدیدشد و از هر طرف موجودات سیاه مثل انسان ولی با سر حیوون به طرفم حمله می کردن و می خواستن انگشتر هارو ازم بگیرن منم جلوشون وایساده بودم و از پوزشون سرشون و دو نصف می کردم انگشتر رارو دادم به مادر بزرگم و برام قایمشون کرد

  173. حدیث گفت:

    سلام من خواب دیدم خورشید گرفته و برادرم ومن ترسیدیم و قبلش توی خواب نامزدم ک ازش جدا شدم با لباس پدرم ک فوت شده نماز خوند تعبیر چیه

  174. امید گفت:

    سلام من خواب دیدم فرد با هاله نور زرد رنگ به من میگوید که اگر مشتاق یادیگری هستی از ته دل بخند تا من بیتیم وبه تو آموزش دهم در ضمن به نظر نمیامد خواب شیطانی باشد بلکه خیلی واقعی بود.
    ممنون

  175. پری گفت:

    سلام :من خواب دیدم روزه ی قرضی دارم هنگامه ظهر خواهرم انگورهای سبز و درشت رامیخوردم من یادم میرودکه روزه دارم وازادچندتا انگوربرای خودم میگیرم و میخورم انگورهای بسیار درشت و سبز وشیرین وخوشمزه بودند .به یکدفه هنگامه خوردن انگور یادم می اید که روزه ام راخوردهم میخندم و به خواهرم میگویم …..ویکدفعه ازخواب بیدارشدم …….خواهش میکنم تعبییرخوابم روبگید .ممنونم

  176. sh گفت:

    سلام وقتتون بخیرخواب دیدم دوستم به شکل شیطان داره به طرفم میادخیلی وحشتناک بودیهوازخواب پریدم میشه لطفاتعبیرشوبگین

    1. Mbr گفت:

      سلام من خواب ديدم در يك جمعي هستيم كه چنتا دختر و پسر با هم با يك خطبه به عقد هم در مي اومدن من در بك جا با بك فردي كه نمي ديدمش بدون انگشتر عقد كردم ( فقط حضورم رو حس مي كردم ) و از اون جا بلند شدم و ديدم با دوست پسرم در همون مجلس با انگشتر عقد كردم در واقع خودم رو ديدم خواهش مي كنم تعبير خوابم رو بهم بگين

  177. سارا گفت:

    سلام.مدتیست خاب كسی ك دوستش دارم رومیبینم.و دائم میبینم ك باهمیم و حتی سه بارخاب دیدم ك بااوهستم و یك پسرتپل ازش دارم.یكبارهم ٢نصف شب ماه ربیع اثانی خاب دیدم ك عكسهایم درالبوم خانوادگی انهاست و من و او باهمیم و صحبت میكنیم وقتی ازخاب پاشدم احساس خیلی خوب داشتم ونمازویس خوندم.یبارهم دوستم خاب دیدك نامه ای سمت خدا میرودك او اسم منو شخص موردعلاقه ام راگفته است.حتی چنبارهم دیدم ك خاستگارانی دارم وناراحتم ولی اوخودش میرساند و من ب اومیرسم و ب شادی میرسم…خاستم تعبیرش رابمن بگویید ك ایامن ب اوم میرسم؟؟ممنون

  178. غزل گفت:

    سلام. دیشب خواب دیدم با آقایی که الان باهاش قهرم اون آقا خیلی مریض هست توی بستر بیماری هست.صورتشم خیلی زرد هست. انگار یکی به من توی خواب میگفت بخاطر بدی هایی که به تو کرده از ناراحتی این مریضی رو گرفته اوضاعش هم خوب نیست باید بیمارستان بستری بشه ممکنه بمیره برو عیادتش.ولی من توی خواب به کارا و بدی هایی که به من کرد فکر میکردم و تصمیمم این بود نرم ببینمش با اینکه دلم میخواست اما نمیخواستم برم. تعبیرش چی هست؟؟؟چرا انقدر مریض و زرد و در بستر بود؟

  179. حامدی گفت:

    با سلام . من خواب دیدم یه خانمی تو خواب به من گفت برم کفن بخرم . حتی جنس کفن هم گف . تعبیرش چیه؟
    با تشکر

  180. Fati گفت:

    سلام
    ممنون میدم اگه پاسخ بدید.
    من چندماهه از عشقم جداشدم
    من دخترم
    عادت ندارم کسی بهم بی محلی کنه برم طرفش و یکم مغرورم
    ولی چندشبه خواب میبینم که اون بی محلم میکنه حتی تو رومم نگا نمیکنه و من بزور میگیرمش میخام واسش حرف بزنم و یه جورایی توضیح بدم ولی اون همش بی اعتنایی میکنه و میخواد فرار کنه اصلنم حتی یک ثانیه نیم نگاهیم به من نمیندازه
    ممنون میشم اگه کسز تعبیرشو میدونه واسم بفرسته به ایمیلم

  181. سپیده گفت:

    سلام وقت بخیر
    من شب گذشته دائماً در خواب بیداری یه صدایی بهم می گفتم هانا
    بیدار می شدم تو گوشم بود تو خواب بهم می گفت ، تا خود صبح

  182. علی اسماعیلی گفت:

    سلام .خوب دیدم عمویم که چند سال پیش فوت کرده اند به داخل مسجد محل رفتند ومن هم دنبالشان رفتم ایشان لباس روشنی پوشیده بودولبشان خندان بودمنهم خندان بودم مهری خیلی بزرگی دردست داشت که درمسجد گذاشت .همدیگررادراغوش گرفتیم که درعالم خواب ازسردلتنگی گریه مان گرفت.که من پیش خودگفتم ناراحتشان نکنم ودوباره خندیدم وایشان هم خندیدند.

  183. آرمینا اکبری گفت:

    سلام من خواب دیدم ک با نامزدم در کوه قدم میزدیم و یه عالمه کفتار دور ما بود ولی او اعتنایی نمیکرد من میترسیدم میگف توجه نکن اون کفتار ها هم از حدی جلوتر نمیتونستند بیان تو راه برگشت از کوه هیچ کدوم از اون کفتارها نبودند تعبیر این چیه

  184. سمیه گفت:

    سلام من خواب دیدم اول توی خیابون دراز کشیدم و رختخواب داشتم و به خودم میگفتم تهران خوبی که داره اینه توی خیابون هم میتونم بخوابم ولی شهرستان نمیشه اینکارو کرد آخه توی واقعیت قراره به شهرستان نقل مکان کنیم برای کار ولی من راضی نیستم خلاصه بعد یهو خودم رو توی بازار میبینم با خواهرم هستم که میخواستم برم برا دخترم که ۳سالشه کالسکه بخرم و نخریدم بعد ماشین به دخترم میزنه بدجوری به هوا پرت میشه ولی چیزیش نمیشه بعد به خودم میگم بزار برم کالسکه رو بخرم فقط حرفشو میزنم که یهو خودمو توی ماشین میبینم دخترم بغلم هست وداریم خوراکی میخوریم خیلی ذهنمو درگیر کرده لطفا بگین تعبیرش چیه

  185. سمیه گفت:

    سلام من خواب دیدم که دختر سه ساله ام گوشواره لنگ به لنگ توی گوشش بود بعد به خودم گفتم چرا گوشواره هاش اینجوریه برم لنگه گوشواره خودشو بندازم گوشش که بیدار شدم

  186. مهتاب گفت:

    با سلام وقت بخیر.بعد از نماز صبح از خدا خواستم خواب پسری که دوسش دارم ببینم و بهش قدرت بده از من خواستگاری کنه و بهم برسونه. دقیقا خواب دیدم تو یه محوطه سرسبز بودم شلنگ بلندی تو دستم بودبه سبزه و گلا اب دادم خیلی جای قشنگی بود بعد وارد یه جایی شدم فقط انواع شیرینی بود از همه برداشتم اومدم جایی پسره اونجا بود منو میدید ولی خودش سرگرم میکرد که ندیدتم. یکباره اومد گفت هنوز نرفتی گفتم نه خیلی بیشتر احترام میذاشت مادر پسره از راه رسید لباس سفید پوشیده بود اومد منو صدا کرد گرفتم تو بغلش گفت من نذر دارم تو عروسیت یه چیزی بدم اجازه دارم منم گفتم با کمال میل منو محکم بغل کرد بوسید و گفت چقدر تو خوبی بعد گفت این موضوع یه راز بین خودمون باشه منم گفتم چشم.پسرش همش منو نگاه میکرد اومد جلو گفت فردا هم فلان ساعت بیا. گفتم باشه.بعد اومدم خونه با شلنگ اب همه جا رو شستم وتمیز کرم طوریکه همه جا میدرخشید. یکباره بیدار شدم تعبیرش چیه؟ازم خواستگاری میکنه؟

  187. مهدی گفت:

    سلام خواب دیدم رفتم داخل یه قلعه مانند که قبرستون اجنه بود جهل تا ازشون رو به صورت دایره ای اونجا مثل حالت مومیایی مانند گذاشته بودن من سنگ بلند میکردم میزدم تو سرشون نابود میشدن هر چهل تاشون رو نابود کردم میخواستم بدونم تعبیرش چیه ممنون میشم اگه جواب بدین

  188. محمد گفت:

    سلام وقتتون بخیر
    بنده دیشب خواب یه مار کبری رودیدم. این مار خوش رنگ بود(قهوه ای مشکی) درعالم خواب میدونستم که این مارخطری نداره ونیش نمیزنه مدام بااین مار بازی میکردم واون هم دست منوکرده بود تودهنش ولی نمیتونست به من آسیبی بروسونه .آخرکارهم چندنفراطرافم بودن که بهم گفتن باید اونو حبسش کنی ومن به زور اونو داخل یه بطری شیشه ای حبسش کردم
    ممنون میشم اگه تعبیرش رو بهم بگین

  189. Narsis گفت:

    خواب می دیدم همراه با دو تا از دوستانم(با ماشین یکیشون)راهی شدیم و یکهو سر از ی جایی درآوردیم ک نمیدونستم کجاست و بعد ی زمین پر از گل های بنفش دیدم ک با خودم می گفتم این زمین سراغ یه و بعد یکی ازاین گل هارو چیدم وجلوتر رفتم دیدم نزدیک ی پلی سنگ هایی هست ک طرح روشدن مثل کندوی عسل و بعد واردزیر اون پله شدیم و جلوتر ک رفتیم بهمون حمله کردند و میخواستند سرمون رو با شمشیر های بلندی از پشت بزنند چون فکر میکردند ما ایرانی نیستیم و بعد اینکه فهمیدند ما ایرانی هستیم ب ما گفتند ک اگ از این جا پاتون رو بزارید اون طرف مرز افغانی ها میزننتون و اونجا فهمیدیم ک تو سیستان و بلوچستانیم البته دوستم می دونست من نمیدونستم اون طرف مرز هم کوه سرسبزی بود.

  190. Razieh گفت:

    سلام من خواب دیدم که توی خونه من یه جوجه کبوتر سفید که تازه پرهاش در امده بود دراطاق امده من وقتی دیدمش گفتم ازش مواظبت میکنم تا بزرگ بشه بعد اون جوجه انگار یه نوزاد پسر بود که خیلی هم به من میخندید من حتی,گفتم باید ببرم ختنش کنم بعد گفتم بهتر براش اسم بذارم وبعد اسم محمد وبعد امیر محمد را براش انتخاب کردم وبعد از ان پیش خودم گفتم مت همیشه اسم محممد مهدی را دوست دارم بهتر این را بذارم پسر بچه همش میخندید وپوستش نرم بود ولی بعضی جاها زبری پرهای کبوتر مشخص میشد,چشم های سیاه قشنگی داشت ویک هاله ی نقره ایی توی چشماش بود,نگاه کردم دندون داشت ولی دندوناش کمی زرد بود,لطفا تعبیر خواب من را بگید

  191. طناز گفت:

    سلام من خواب دیدم توی یه ساختمون درحال بنایی ک نوساز بود وبیرون ساختمون بنایی بود به همراه چندتا ازدوستان دوران مدرسه یسری گردبند طلا اوردند بمن ودوستانم هدیه دادن که باید به انتخاب خودمون ازاون زنجیروپلاک ها انتخاب میکردیم که من یه زنجیروپلاک خیلی ریبا انتخاب کردم که تودستم گرفتم که بقیه مدل هاروهم نگاه کنم که ببینم قشنگترهستن یانه که یکی ازدوستانم دقیقا همون زنجیروپلاکی که که من انتخاب کرده بودم انتخاب کرد که من بهش گفتم من این مدل رابرداشتم ولی دوستم چشمش پیش همون مدلی بود که من انتخاب کرده بودم همون لحظه مشغول صحبت بابقیه دوستانم شدم که یکدفعه دستم را بازکردم دیدم که پلاک به زنجیرطلا تغیرکرده است ویه پلاک دیگه شده من پلاک قبلی رو دوس داشتم واراین مدل جدید خوشم نمیومد پلاک اولی نگین داربود ونگین های مشکی وسفید داشت ولی پلاک جدید اصلا نگین نداشت به یکی ازدوستانم گفتم پلاک قبلی من رو ندیدی اون دوستم گف زیر فرش و موکت رو بگرد شاید جایی افتاده متوجه نشدی ولی هرچه گشتم پیدانکردم درهمون زمان نوه خالم ک دختر مجرد مث خودم هست وباهم دریک مدرسه بودیم درخوابم هم اومد کنارم بهش گفتم توچرا ازاین زنجیروپلاک ها انتخاب نمیکنی گفت نه دوست ندارم بعد همینطوریکه دنبال پلاک قبلی بودم یکی ازدوستام بهم گفت شاید همون دوستمون که چشمش پیش پلاک تو بود انرا برداشته که من گفتم من مطمين نیستم بعد خیلی دنبال پلاک قبلی گشتم ولی پیدانکردم که اخرش به همان دوستم گفتم توپلاک من رو برنداشتی گفت نه گفتم چون تو ارمدلش خوشت اومده بود بالبخندی که حالت مسخره کردن داشت گفت نه من برنداشتم ولی من باورنداشتم همون موقع دخترخالم که مادر همون نوه خالم میشد یه پلاک دستش بود که ان را بمن نشان داد گفت پلاکی که گم کردی این نیست من ان پلاک رو تودستم گرفتم به زنجیروصل کردم یه پلاک به شکل قطره اب که وسط پلاک یه نگین درشت سفید داشت که قشنگ بود که من به دختر خالم گفتم این پلاک جدیدم قشنگ ولی این پلاک قبلی من نیست شبیه اون قبلی هستش ولی پلاک قبلیم قشنگتربود که همینطوری داشتم حرف میزدم پسرخاله مجردم کخ برادر همین دخترخالم بود با مامانم داشت حرف میزد که یکدفعه ازخواب پریدم

  192. متولیان گفت:

    سلام من خواب دیدم دخترم با یک مرد کچل نامزد کرده است که من ان مرد را ندیده ام تعبیر این خواب چیست

  193. عصمت ابویی گفت:

    سلام من مادر سه فرزند هستم شوهر که سید بوده چندین سال پیش فوت شده در روز آخر ماه صفر به خوابم اومد و محل پنهان گنج را به من نشان داد ساعت خوابم هم بین ۱۱ شب تا ۲ نصف شب بود که بیدار شدم لطفا تعبیر کنید ببینم این خواب واقعیت هست یا پیغامی دارد ممنون

  194. ناشناس گفت:

    سلام دختری هستم خواب دیدم “پیراهن” مادربزرگم که نو نبود را پوشیده ام پیراهن فکر کنمدقق نمیدانم تنگ بود بعد لباس نوی که خریده بودم را روی همان پوشیدم وقسمت پایین تنه یعنی دامن لباس مادربزرگم را باز کردم ولی بالا تنه لباس مادربزرگم زیر لباس نو خودم ماند لباس خودم خیلی شیک بود

  195. ناشناس گفت:

    سلام دختری هستم خواب دیدم جوی آب روانی از کنار من میگذشت بالاتر از آن جوی خانم هایی مو مشکی که موهای بلندی داشتند و موهای خود را آراسته بودند حضور داشتند که اتفاقا چند تن از فامیل من هم بودند، از اینکه حجاب نداشتند تعجب کردم آنها به مسیری رفتند خوش و خرم ناگهان از همان مسیر عده ای با روی سیاه و موی ژولیده بر می گشتند که در همین عالم خواب با خود گفتم بدبختی میرود و خوشبختی می آید چون خانم های خوش رو وارد مسیر شدند و زشت روها از مسیر بیرون آمدند در آن جوی آب فروی در آب بود و من و فردی دیگر فقط نظاره گر بودیم بعد از آن پیش مادرم آمدم من محجب بودم و سمت راست صورتم کمی رنگی شده بود رنگ سیاه به مادرم گفتم چرا نگفتید صورتم کثیف شده مادرم گفتن اشکال ندارد این طور زیاد جلوه نمیکنی و چشمت نمیزنند من با دست رنگ ها را کمی پاک کردم که از خواب بیدارم کردند

  196. مریم گفت:

    سلام. من خواب دیدم از جایی رد میشدم که یه گودالی بود داخل گوداله یه چیزی شبیه قیر سیاه بود و صدای یه مرد از اون گودال میومد کمک میخواست. کمکش کردم بیرون اوردمش از داخل گوداله بدنش سوخته بود و سیاه شده بود بهش گفتم میبرمت دکتر میتونی راه بیای گفت آره
    بعد رسیدیم سر کوچه ی خودمون برف میومد برف میخورد به صورتش میگفت چقدر خنک شدم. یکم که راه رفتیم گفت دیگه نمیتونم راه بیام منم بغلش کردم گذاشتمش رو دستام
    بعد از خواب بیدار شدم ۶ و نیم صبح بود

  197. If in گفت:

    سلام من خواب دیدم باران شگوفه های درختان است چنان زیبا و سفيد بنظر میرسند که گویا برف میبارد زمانی که دستم را زیرش میگیرم در دستانم شگوفه درخت میاید و همچنان شگوفه انگور میبارد

  198. Zohreh گفت:

    من و یه اقایی قرار ازدواج داریم ولی خانوادش راضی نیستن و چندماه پیش با خواهرش بحث داشتم و پدرش به شدت مخالف هستن.دیشب خواب دیدم رفتم خونشون خواهرش خونه نیس و میخام با پدرشصحبت کنم اما اصلا به حرفام گوش نمیده بعد که اصرار میکنم گوش میده و میبینه که حق با منه راضی میشه به ازدواجمون.تعبیرش چیه؟

  199. sssss گفت:

    سلام…خواب دیدم انگار از خونمو بعنوان مجرم اومدمه زندان ولی شبیه اتاق خوابگاهم بود که هستم دخترا عادی بودن ولی من احساس میکردم بزودی کارم تموم میشه احوالم خیلی بد بود حتی دیدم دارم ازناراحتی گریه میکنم یهو دیدم دو نفر ایسادنه متوجه شدم یکیشو سر زنانه و کچلی داره لباسشو که در اورد کاملامث مردا بود سینش بعد دیدم یجای سرسبزم که حیاتش بنظرم میومد گفتم بیخیال غم یکم خوشحال شدم که فعلا حداقل اینو دارم و یهو هموجا متوجه مدفوع مرغ یاخروس روی برگ سبزه های اونجا بود خیلی تازه بنظر میومدبعد همیطورکه شروع کرده بودم به تسبیح خداکه انگار با همین وضع از خواب بیدار شدم…بنده خودم یه مدته فکرم درگیره تقویت ایمانمه که کاسته شده بود بخاطر خانوادم آخه من یهو این اتفاق با خدای خودم برام پیش اومد…اونا هیچ نمیدونن از رازای من و براشو غیرعادی بودمه و منو وضعیتمو درک نمیکنن… آیا چه تعبیرخاصی میتونه داشته باشه? تشکر

  200. علی عبدی گفت:

    سلام من خواب دیدم که تل ماسه بزرگی که بچه بهمراه بچه من روش بازی میکردن ازبالا فروریخت وبرروی بچه هاازجمله بچه من سقوط کردوفروریخت وبچه هازیرشدن.توروخداتعبیرش روبه من بگیدممنونم

  201. ارزو كيهاني گفت:

    پدرم ٢٥ سال پيش فوت كردن امروز عصري خواب ديدم ايستاده داره نماز ميخونه و يك دفعه پاهاش شل شد و داشت ميفتاد زمين .گرفتمش و روي زمين خوابوندمش و وقتي صداش زدم گفت من دارم ميرم اون دنيا و فوت كرد.ميشه بگين تعبيرش چيه؟؟

  202. ندا رضایی گفت:

    من خواب دیدم دارم برای مراسم ازدواج آماده میشم با پسرخالم که سالهاست ازدواج کرده خودم تو آیینه دیدم خیلی واضح بالباس سفید عروس عجله داشتیم و کفشم پام کردم لگه دیگه کفشم پسر خالم داد پام کردم ..کفشام سیاه بود این خواب ۶ ماه صفر دیدم و تقریبا چند وقته این خواب میبینم …تعبیرش چی میشه

  203. ح ج ق گفت:

    با سلام .خواب زن اول شوهرم رادیدم که البته فقط باهمسرم عقد کرده بود وجدا شدند که پیش اون رفتم وشناسنامه شوهرم دستم بود به اون گفتم باید اسمت از شناسنامه پاک بشه در جوابم گفت برو به باباش بگو لطفا این خواب را برایم تعبیر کنید .متشکرم

  204. فاطمه گفت:

    سلام من ۲۴سالمه مجردم خواب دیدم دختر دبیرستانی هستم و با یه پسر جوان و قدبلند و ناشناسی دوست هستم ک من بلیط هواپیما گرفته بودم برا ۳نفر یکی برا اون پسر و یکی برا خودم و یکی برا دوستم ک همراهم بود که ساعت پروازمون متفاوت بود مقصدمون هم المان بود من تو مدرسه بودم ک پسره اومده بود منو ببینه تو سالن بودیم اومد ازم خدافظی کنه و هی بمن میگفت زنگ بزن بهم گوشی من انتن نمیده منم تو خواب احساس میکردم ازش خوشم نمیاد ساعت پرواز پسره ۲نصف شب بود باخودم میگفتم این بره المان از دستش راحت میشم و من تصمیم گرفته بودم نرم المان ،فردا پسره اومد پیشم گفت نرفتم المان ممنون میشم تعبیر کنید

  205. اکبر گفت:

    با سلام و خسته نباشید
    دختری ۸ ساله دارم امروز صبح حوالی ساعت ۶ از خواب بیدار شده بود واسه مدرسه رفتن میگفت بابا خواب دیدم با خانواده و مامان بزرگم یه جایی رفتیم که من یعنی (بابا) حجامت کنم خواستم برم داخل که برگشتم به دخترم گفته ام دخترم منو حلالم کن با عرض شرمندگی میخواستم تعبیرش را بدونم با تشکر اکبر

  206. فهیم گفت:

    خواهرم جدیدا دختر۸ سالشو از دست داده .چند شب خواب میبینه بچش در حال بازی با بچه های دیگس وقتی میخواد نزدیک دخترش بشه یه اقای قد بلندی که موهاش از قسمت جلو طاس هستش و از پشت بلنده جلوش میاد و نمیزاره .میگه خودمو نمیبینم اما حضورمو حس میکنم.ممنون میشم پاسخ بدید

  207. فریبا گفت:

    و در خواب خیلی گریه کردم اینکه چطور بادار شدم

  208. فریبا گفت:

    سلام ممنون میشم تعبیر خواب منو بگید. خواب دیدم با اینکه مجرد هستم دارم سونوگرافی انجام میدم و دکتر زن بهم گفت نمیتونه سونوگرافی کنم و رفتم پیش دومین دکتر که مرد بود اون هم نتونست رفتم پیش سومین دکتر که اونم مرد بود و سومین دکتر بهم گفت ۴ قلو باردارم و جنین ها خیلی ریز بودن به اندازه نخود انگار تازه باردار شده بودم. در حالیکه یادمه در خوابم مطمئن بودم باکره هستم و ازدواج نکردم

  209. یاسر گفت:

    سلام وقت بخیر
    شب ۲۳ محرم خواب دیدم چند نفر اومدن پیش من و بهم گفتن تو انتخاب شدی و باید با ما بیای هر چقدر ازشون دلیل پرسیدم جوابم رو ندادن ومن رو با خودشون بردن
    لطفا راهنمایی کنید

  210. سمیه گفت:

    سلام من سرکاری بودم الان نیستم بدلایلی ولی همش خواب میبینم برگشتم سرکارم همشم یه چادر که پیچوندم دور کمرم بعضی وقتا یه چادر مشکی بعضی وقتا گلدار نمازی تعبیرش چی میشه ؟بعد زن ریسم یه سری لباس دارم اونجا میگه بیاببرشون لباسام اونجا جاموندن تعبیرش چیه فکرمو مشغول کرده

  211. Pari گفت:

    سلام خواب ديدم زن عموم به خونه ي ما اومد ولي خونمون تو خوابم يه جوره ديگه بود ورودي خونه كلي پله داشت خونمون در واقعيت ويلاييه ولي تو خواب پله داشت و يه جور ديگه بود أصلاً مثل خونه ي خودمون نبود خيلي مبهم بود ( فكر كنم يه خونه ي در حال تعمير بود بهم ريخته بدون وسائل منزل يا اگه وسيله داشت خيلي كم بودن حتي فرش يا موكت هم نبود) زن عموم با غذا اومده بود دو ظرف يبار مصرف كه توش مرغ بود البته نديدم ولي ميدونستم و يه ظرف گوشت گوسفند كه خيلي پخته شده بود نخوردم ولي لذيذ بنظر ميرسيد يه پلاستيك پر از خيار كه سبز بودن و يه پلاستيك كه دقيقاً يادم نيست ولي فكر كنم سيب زميني بودن … زن عموم خيلي غمگين بود كسل و ناراحت … من دو تا مرغ رو گذاشتم كنارواسه خودم فكر ميكردم واسه من اورده و ميخواستم گوشت گوسفند رو بخورم با چنگال ازش بر داشتم خيلي دوست داشتم بخورم ولي يادم نيست كه خوردم يا نه بعد حس كردم زن عموم (كه خيلي ناراحت و ساكت بود و اخم گرفته بود) ميخواد غذاها رو ببره منم مرغا رو بهش دادم اونم بردشون بعد ديدم يادش رفت اون دو تا پلاستيكو ببره….
    بعد از اين خودمو با مانتو و شلوار و روسري تو يه مكاني مثل اداره يا بيمارستان دقيقاً يادم نيست كجا بود ديدم كه چند نَفَر نشسته بودن كف زمين كثيف بود يكم گلي بود منم يهو مثل حالتي كه تو توالت ميشينن نشستم و بدون اينكه لباسمو در بيارم شروع كردم به ادرار كردن تو خواب حس نكردم لباسم كثيف شد ولي همش حواسم بود كسي متوجه نشه كه آخرش متوجه شدن ولي من به روي خودم نيوردم حس راحتي ميكردم موقع ادرار كردن ولي با ترس …. خواب عجيبي بود خيلي دلم ميخواد تعبيرشو بدونم ممنون ميشم اگه تعبيرشو بگيد

  212. مریم م م گفت:

    در خواب دیدم که درون شناسنامه ام در قسمت ازدواج نام مردی که قبلا خواستگارم بوده ثبت شده ،در حالی که من قسم میخوردم و مطمئن بودم که محضر نرفته ام و عقد نکرده ام

  213. Sp گفت:

    سلام خواب دیدم به خواهرم گفتم چرا این پسره که این همه اذیتت می کنه ولش نمی کنی، خواهرم گفت مجبورم باهاش ازدواج کنم( البته تو واقعیت این پسره خواستگار خواهرم بوده), می خواستم ببینم تعبیرش چیه؟

  214. ندا گفت:

    سلام.من همش خواب مار میبینم.چند وقت پیش دیدم ماری بزرگ و رنگین تو خونمونه.ولی بعدش رفت داخل و چاه و ناپدید شد…چند وقت پیش هم خواب دیدم که یه مار روی سینه ام و یه مار دیگه اونطرف من به من نگاه میکنه و سریع پاشدم و مار رو انداختم پایین.اما همون لحظه از اتاق سگی گربه ای رو دنبال کرد و رفتن چندتا موش هم داخل اتاق بود..تعبیر داره؟؟

    1. مریم م م گفت:

      در خواب دیدم که درون شناسنامه ام در قسمت ازدواج نام مردی که قبلا خواستگارم بوده ثبت شده ،در حالی که من قسم میخوردم و مطمئن بودم که محضر نرفته ام و عقد نکرده ام

    2. وحید گفت:

      سعی کن قبل خواب حتما سوره ناس و سوره مومنون رو بخونی ..روحت رو سبک میکنه

  215. نسترن گفت:

    سلام من در مورد خواب هایی که در (مدت زمان های مختلف) دیده ام واقعا کنجکاوم و چند خوابی که در زمان های مختلف دیده ام رو مینویسم اگر کسی اطلاعاتی داشت بهم بگه خیلی ممنونش میشم
    .
    -من یک بار خواب دیدم توی یک خونه خیلی بزرگ هستم و سراسر خونه سفره پهن شده و انگار مجلسی برای یکی از امامای معصوم بوده و بعد افراد فامیل من هم سر سفره بودند و من به عنوان میزبان از همه پذیرایی میکردم یک دفعه دیدم روی زمین یک دختر بچه نوزاد هست که انگار کسی رو نداشت و خیلی با دیدن من ذوق کرد من هم بغلش کردم و گفتم عزیزم مامانت کجاست ؟ یک دفعه گفتن صاحب خونه اومد . همه از جاشون بلند شدن . یک مرد جوون اومد داخل و من رفتم جلو . تا بچه رو بغل من دید با ذوق بچه رو گرفت و بهش گفت : جانم بابا بیا پیشم
    و بعد رفت و اون دختر نوزاد همچنان به من نگاه میکرد و میخندید
    .
    مدت ها از این خواب من گذشت تا زمانی که یکی از آشنایان خیلی دور ما به من اشاره زد برای ازدواج با پسرش . من تا قبل از اون اصلا شناختی نسبت به این آشنامون نداشتم و پسرش رو حتی یک بار هم ندیده بودم . و وقتی که پسرش رو دیدم . مشخصات اون پسر دقیقا شبیه همون کسی بود که من توی خواب دیدم
    .
    اونها مدت زمان یک سال از خودشون اشتیاق نشون دادن نسبت به من هم اون پسر و هم خانواده اش
    .
    -بعدش من خواب دیدم که دو نفر ناشناس توی خواب به من گفتن که این پسر مناسبت نیست انتخابش نکن
    .
    -یک مدت دیگه گذشت که خواب دیدم تو خونه ما مهمونی بوده و این پسر و خانواده اش اومدن و پسره همش با لبخند به من نگاه میکرد و من از نگاهاش تو خواب حالم بد میشد ( در حالی که تو بیداری بدم نمی اومد )
    .
    -یک بار خواب دیدم که تو تعقیب یک دزد هستم و دزده رفت توی یک مسجد . من هم رفتم دنبالش . دزد رو پیدا نکردم و وقتی که برگشتم دیدم که تعداد بسیار زیادی کفش جلو پای منه اما کفشی که پای خودم بود نیست هر چی دنبالش گشتم پیداش نکردم و با وجودی که کلی کفش بود و میتونستم یکی رو بردارم نشستم زمین و زدم زیر گریه و زاری که کفش منو دزدیدن (فکر میکنم این خوابم بی ربط به این ماجرا نباشه )

    .

    (تاکید میکنم که این خواب هام مال مدت زمان های مختلفه )(تاکید میکنم که این خواب هام مال مدت زمان های مختلفه )

    .

    .
    من همچنان بین این خوابهام گیج بودم
    .
    -تازگی ها همش خواب مادر اون پسر رو میدیدم که در مورد یک چیزی به من خواهش و التماس میکرد و من متوجه نمیشدم چی میگه

    .

    که یک دفعه خبر ازدواج اون پسر به من رسید

    خیلی ناراحت بودم که اونها یک سال تموم خودشون رو میکشتن که نظر من رو جلب کنن و بعد بدون هیچ تماس و خواستگاری و یا اینکه نظرم رو بدونن رفتن سمت یک نفر دیگه اونم تو مدت زمان خیلی کوتاه یکی دیگه رو انتخاب کردن
    .
    شاید بخندید و فکر کنید که من آدم خواب نما و توهمی هستم اما اینطور نیست
    من همیشه خواب های درست میدیدم و خواب هام که همش رو تعریف کردم مال زمان های متفاوته
    و همش شب رخ داده و اینطور نبوده که ظهر رخ بده که فاقد تعبیر باشه
    اگر اطلاعاتی دارید به من بدید خیلی ازتون ممنون میشم

  216. Ariyana گفت:

    سلام خواب دیدم تو حیاط منزلمون یه دختر بچه دیدم که جن بود هی با خودم میگفتم این تماممدت با ما زندگی میکرده و…اولش ترسیدم اما بعد رفتم کنارش گفتم کمکم کن گفت قبلا کمکت کردم و خیلی مهربون و زیبا بود میشه تعبیر کنید

  217. محمد گفت:

    سلام من دوخواب دیده ام اگر امکان دارد بگوییید تعبیرش چیست‌ ۱خواب دیدم پدربزرگم که مرده است به دیدار کل خانوادهمان امده و در خواب میدانستیم که مرده است ابتدا موقع امدن یک پلاستیک بزرگ انگور برایمان اورد سپس باهم به باغی رفتیم و او از یک درخت هلوی بسیار شیرینی برای من چید و من خوردم.سپس مهلت بودنش پیش ما تمام شد و رفت…………..۲ در خواب مار بزرگی دیدم که قهوای بود و دنبال ان میرفتم که دیدم به دور سگ نا اشنایی پیچیده و میخواهد بخورد من هم به نجات سگ پرداختم و با سنگ به مار میزدم…..

    1. Pari گفت:

      تو فرهنگ ما خواب ببيني از يه مرده چيزي بگيري بيش از حد خوبه👌🏻

  218. مهدی محقق گفت:

    سلام. من این سوال را از هر کی پرسیدم نتونست جواب بده. توی اینترنتم نبود. (ببخشید ولی حقیقت را باید گفت. من ی چند وقتی توی عرفان عملی بودم. یعنی چند سال. خیلی هم سخت بود. من یک شب جنب و غسل نکرده خوابیدم. توی خواب یا رویا بودم، بعد از اذان صبح دیدم. خدا به من ی دستور داد تا ۴۰روز انجام بدم. البته اثر اون کارم گفت.میخوام بدونم تعبیر داره یا نه؟؟؟ به خاطر جنب بودنم میگم. ممنون میشم جواب بدید یا کسی اگه واقعا اطلاعاتش کامله منطقی، نه احساسی، جواب بده)

  219. یاس گفت:

    درختها از ریشه در آمده و حرکت می کنند

  220. Mehri گفت:

    سلام, من کسیو که خیلی دوس دارم و منتظرم که اون سمتم بیاد دیشب خوابشو دیدم که بهم زنگ زده خیلی خوشحال شدم ولی وقتی تلفن جواب دادم راجع به موضوعی شروع کرد با من بحث کردن جوری که دعوامون شد
    تعبیرش چیه؟

  221. Mehri گفت:

    سلام, من کسیو که خیلی دوسش دارم و همش منتظر حرکتی از سمت اون هستم که بیاد سمتم, دیشب خواب دیدم که بهم زنگ زده خیلی خوشحال شدم ولی تلفنو که جواب دادم باهام شروع کرد به بحث کردن و باهم کلی بحث کردیم مثل دعوا
    تعبیرش چیه؟

  222. علی گفت:

    سلام
    حدود ساعت ۴ صبح در خواب می دیدم که به منزل دایی ام میرویم . چند گامی مانده به منزلش ، مرحوم دایی ام را دیدم که از آن سمت کوچه پیش آمد بسیار مرتب و شیک پوشیده و بسیار سر حال و قبراق . پیش آمد و مرا بغل گرفت و می گفت خیلی دلم برایت تنگ شده است
    از خواب بیدار شدم و از این جمله او هنوز متحیر م
    ممنون

  223. Reza گفت:

    ممنون میشم اگر چیزی از خواب بنده دستگیرتون شد بگید به من .
    خواب دیدم یه روز با خانواده خیلی خوش و خرم تو خونه نشسته بودیم که یه صداهای از بیرون میومد من اومدم دم در بیرونو نگاه کردم که ببینم صدا از کجاس که دیدم تو بلوار جلو خونه تهداد زیادی از خام خام های یهودی در حال رژه رفتن وه برگزای مراسمات خودشون بودن وه کلا حجاب آزاد بود انگار همه آزادن
    در همین حال به سمت بالاتر نگاه کردم دیدم باز یه عده دیه از آدما یه حلقه تشکیل دادن و به صورت نمادین با کشیدن ملحفه به روی صورتو قد خودشون ادای جن هارو در میارن وه یه انسانو که توی حلقه بودو به صورت نمادین میترسوندن..همین

  224. Rexa گفت:

    ممنون میشم اگر چیزی از خواب بنده دستگیرتون شد بگید به من .
    خواب دیدم یه روز با خانواده خیلی خوش و خرم تو خونه نشسته بودیم که یه صداهای از بیرون میومد من اومدم دم در بیرونو نگاه کردم که ببینم صدا از کجاس که دیدم تو بلوار جلو خونه تهداد زیادی از خام خام های یهودی در حال رژه رفتن وه برگزای مراسمات خودشون بودن وه کلا حجاب آزاد بود انگار همه آزادن
    در همین حال به سمت بالاتر نگاه کردم دیدم باز یه عده دیه از آدما یه حلقه تشکیل دادن و به صورت نمادین با کشیدن ملحفه به روی صورتو قد خودشون ادای جن هارو در میارن وه یه انسانو که توی حلقه بودو به صورت نمادین میترسوندن..همین

  225. chenoor گفت:

    سلام خواهش میکنم خواب منو تعبیر کنید دارم دیونه میشم ..خواب دیدم دارم میرم دانشگاه چادرم نو هستش اما تا کردم فقط ولی تو اتوبوس میبینم که بالای سرش یکم لکه روشه و چروک شده من متاهلم چادرنویی که لکه داره بدنیست چادرم مشکی بود

  226. نگین گفت:

    درخواب دیدم خواهرم ازنامزدم حامله شده ومنونامزدم میخایم نگهش داریم چون قلبش تشکیل شده بود

  227. لیلا گفت:

    سلام
    در خواب دیدم که یکی از سینه هایم بزرگتر از دیگری است
    و سینه ی دیگرم خیلی اویزان و پایینتر
    میشه لطفاً تابیرشو بگین

  228. شیرین گفت:

    با سلام
    دوشب پیش خواب دیدم من ویک مرد تابوتی را بلند کردیم من سرتابوت را گرفتم و مرد پشت تاپوت را گرفته بود .میگفتند این تابوت حضرت رقیه س و روی آن پرچم مشکی انداخته بودند که روی آن اسم امام حسین ع بود.ناگهان به پله ایی رسیدم که فاصله ی هرپایه با پایه ی بعدی زیاد بود و زیر آن را نگاه که میکردم وحشت میکردم.خانواده ام را میدیدم که از پله بالا رفتند وبه یک پشت بامی رسیدند.من تابوت را به تنهایی از پله ها بالا بردم ولی در پایه ی آخری آویزون موندم.تابوت را رد کردم و خودم هرچه از بقیه طلب کمک میکردم کسی کمکم نکرد.وحسابی درخواب خفه شده بودم. وقتی از خواب پریدم ساعت ۷صبح بود.تعبیرش چیه؟

  229. شیرین فرهادی گفت:

    با سلام
    دوشب پیش خواب دیدم من ویک مرد تابوتی را بلند کردیم من سرتابوت را گرفتم و مرد پشت تاپوت را گرفته بود .میگفتند این تابوت حضرت رقیه س و روی آن پرچم مشکی انداخته بودند که روی آن اسم امام حسین ع بود.ناگهان به پله ایی رسیدم که فاصله ی هرپایه با پایه ی بعدی زیاد بود و زیر آن را نگاه که میکردم وحشت میکردم.خانواده ام را میدیدم که از پله بالا رفتند وبه یک پشت بامی رسیدند.من تابوت را به تنهایی از پله ها بالا بردم ولی در پایه ی آخری آویزون موندم.تابوت را رد کردم و خودم هرچه از بقیه طلب کمک میکردم کسی کمکم نکرد.وحسابی درخواب خفه شده بودم. وقتی از خواب پریدم ساعت ۷صبح بود.تعبیرش چیه؟

  230. مرضیه گفت:

    من خگاب دیدم عزراییل اومده بود که جونمو بگیر گه من مقاوت میکردم و باهاش میجنگیدم بعد پدرم اومد اونو انداخت و دستشو گذاشت روش و یه ایه ای خوند و عزراییل مرد بغد فرداش دوباره خواب دیدم دارم غرق میشم تو آب و دارم اشهدمو میگم توروخدا تعبیرشو بهم بگین دیونه دارم میشم

    1. آیناز گفت:

      سلام خسته نباشید پدرم چند سالیه فوت شده دم صبح خواب میدیدم که تو خواب پدرم بهم حمله کرد و میخواست هر دو پامو از ساق پا قطع کنه با چاقو هر دو پامو برید و میخواست قطعش کنه و هیچ خونی هم نیومد وحشت زده بیدار شدم همین اندازه یادمه خیلی نگرانم تعبیرشو میخواستم ممنون

  231. مهدی گفت:

    خواب دیدم که توی یه هوای مه آلود حلقه ای از افراد دور دو ردیف جنازه که با چهره بی روح به آسمان نگاه می کنند ایستاده اند و من نظاره کنان از کنارشان رد شدم.

  232. تینا گفت:

    یکی از عزیزانم ک تازه فوت کرده اومد بخوابم با لباس سفید ک خیس هم بود با ناراحتی گفت جام خیسه عوضش کنید

    1. حمید گفت:

      در خواب دیدم پل خواجو را بر روی یک تریلی برای تماشا به مکانی برده بودند و در حال برگرداندن آن بودند و من با نگرانی از این کار به آن نگاه می کردم و با خودم می گفتم این چه کار یه نکنه این پل تاریخی آسیب ببینه که نا گهان پل با تاب خوردن با قدرت وحشتناکی جلوی پای من بر زمین می افتد و فردی قسمت کوچکی از آن را به یادگار به من میدهد . تعبیر این خواب چیست

  233. تینا گفت:

    خواب دیدم یکی از عزیزانم ک تازه مرده اومد با لباس سفید بهم گفت که جاش خیسه و عوضش کنیم با ناراحتی هم گفتش

  234. تینا گفت:

    یکی از عزیزانم رو تازه از دست دادم،تو خواب با لباس سفید اومد گفت که جام خیسه و عوض کنیدش به حالت ناراحت گفتش

  235. goly گفت:

    خواب دیدم یک خانم ازحضرت علی نان میاوردبرای من سرراهش یک تکیه نان دادبه یه دختردیگردیدمن ناراحتم که به من نداده نصفش رااوردوبه من داد

  236. عارف گفت:

    سلام من بیشتر مواقع خوابی میبینم که داخلش جابه جا میشم خوابهام متفاوته فقط جا به جا شدن تو همه خواب هام هست همیشه از یه جایی به یه جای دیگه تو خوابم میرم مثلا تو یه مکانی هستم یهو سر از یه جای دیگه در میارم به نظر عجیب میاد ولی داخل خواب اصلا هیچ تعجبی از این موضوع نمیکنم…خیلی وقته که از این جور خوابا میبینم که فکرم رو خیلی مشغول کرده اگه ممکنه تعبیرش رو بگین…
    اگه امکان داره به ایمیلم پاسخ بدین لطفا
    ممنون…🙏

  237. متانت گفت:

    توو خواب دیدم از دانشگاه الزهرا تهران قبول شدم😁 تعبیرش چیه

  238. alishonam گفت:

    سلام . من حواب دیدم شوهر خالم و خالم و مامانم پیشم نشستن و دارن ازم تعریف میکنن. در این بین مامانم گفت یکی از کارای من حرف زدن با شخص مورد علاقمه. خب اسم اون شخصو کامل گفت منم تعجب کردم که مامانم از کجا میدونه . تعبیرش چیه ؟

  239. علی اکبر گفت:

    سلام …خواب دیدم یکباره همه جمع شدن وشهیدی را پس ازچاله زدن از وسط حیاط خانه ما بیرون اوردن بعضی از اشنایان گریه میکردن …ومن هم چون از مرده میترسیدم نگاه نمیکردم ولی حس میکردم شهید در جعبه ای پراز خون پیدا شده وهنوز هم خون میدهد ….تعبیرش چیست

  240. بهار گفت:

    پدر بزرگ من سال ها پیش وقتی پدر بنده کوچک بودن فوت کردند. دیشب خواب دیدم که زنده اند و ما عروسی دعوتیم .و ایشان هم می آیند و در طبقه ی پایین ما هستند. شوهر خاله من که زنده هستند با ایشان در آن طبقه اند .

  241. حانیه گفت:

    سلام خواب دیدم که با شوهرم از دادگاه بیرون اومدیم و اشتی کرده بودیم. سوار ماشینی شدیم و همه اقوام نزدیک داخل اون ماشین بودن به طرف خونه یکی از انها رفتیم که جای امنی به نظر میومد. موقع پیاده شدن دیدم که توی اسمون تعداد خیلی زیادی ماه کامل به رنگ طلایی هست که به صورت دسته های ۵ تایی گرد شدن و دور هم میچرخن و به طرف جلو حرکت میکنن صداهای عجیب غریب و گردو خاک زیادی هم بود.
    میشه تعبیرشو برام بگید خیلی به هم ریخته شدم و ترسیدم.

  242. M گفت:

    یه خانوم خواب خواهرش را که ب تازگی فوت شده رادید که راجع به پدرشان که فوت شده میگوید میخواهند راجع به پدرمان بیایند تحقیق حواست باشد حتی درون جیب های پدر هرچ داردو ندارد هم میپرسند فقط تو گریه نکن وحواست جمع باشذ

    1. مرتضی ش گفت:

      سلام من خواب دیدم که دارم پرواز میکنم از یه خیابان با شیب تند میپرم و بعد اوج میگیرم . این خیابون خیلی شیب تندی داره ولی خیلی راحت دوباره اوج میگیرم میام بالا بعضی وقتها هم که از این شیب تند میپرم پایین تا یه مسیری که میرم پایین با باد میام بالا و از پروازم هم خیلی لذت میبرم . یه جایی هم تو حالت پرواز میرقصم و آواز میخونم . یه دفعه تمام خونه ها و ماشینها از این شیب تند دیدم داشتن سر میخوردن میرفتن پایین ومن با قدرتی که داستم سعی میکردم که جلوی این حرکتو بگیرم و مردم. نجات پیدا کنند این خیابان شیب دار هم پوشیده از یخ بود . یه جاهایی هم موفق شدم جلوی این حرکتو بگیرم

  243. رویا گفت:

    با سلام من شب اول خواب اهل بیت امام حسین رودیدم سوار برشتر که آن اهل بیت عبارت بودند از حضرت زینب حضرا رقیه امام سجاد و حضرت سکینه وشغال هایی که فکر کن همان لشکریان یذید بودن سرگروه ما داشت با یکی از شغال ها صحبت میکرد و من دیدمش و به طرف شون سنگ پرتاب کردم و گفتم وای برشما که امام حسین رو کشتید وای برشما که دادید اهل بیت حسین نوه یه پیامبر را به اسیری میگیر ید و اشک میرختم بعد وارد پناه گاهی با در طلایی شدم و در را بستم شب دوم نیز خواب دیدم درمدینه هستم و دونفر بامنن بعد از چند قدم آن دونفر را دیگر ندیدم میدویدم ولی گم شده بودم تا ابنکه چشمم به حضدت محمد ص افتاد به طرف ایشان دویدم خم شدم تا پایه ایشان را ببوسم که پایشان را کنار کشبدند و مرا بلند کرددن من لباس هایه عربی نیز تنم بود دست راست ایشان را بوسیدم و رو به ایشان گفتم حضرت محمد کممک کنید گم شد حضرت محمد چهره ای نورا نی داشت و من فقط ریش هایشان را میدیدم همچنین اهل بیتاشان که عبارت بودند از حضرت خدیجه و فاطمه و امام حسن و حسین حضرت محمد دست هایشان بر رویه اصایی چوبی بود با دست چپشان به مسجدی اشاره کرد که گفت جوان از آن راه برو وقتی وارد مسجد شدم دو راه رو دیدم که به سمت راست رفتم وبه آنجا وارد شدم دیدم که حضرت مریم و چند زن دیگر در حال گفت و گو هستند تا حضرت مریم را دیدم گلم شکفت آمدم تا دستانشان را ببوسم که دستانشان را عقب کشیدند و من لپ ایشان را بوسیدم بعد من نیز با آنها مشغول صحبت شدم و درحالی که می خندیدم از خواب پریدم لطفا تعبیرخوابم را به من بگویید

  244. ياس گفت:

    سلام
    سه ماهه نامزد كردم
    خواب ديدم كه با مادر من و مادر ايشون رفتيم سرپرستيه يه نوزاد پسر و قبول كرديم بند نافشم نيوفتاده بود تا گرفتم بغلم بچه رو ديدم مدفوع كرده بردم شستمش و شستنش كلي طول كشيد تو خواب بعدش بردم دادم بغل مادر شوهرم كه يهو ديدم گيره بند نافش افتاده و نافشم خشك شده اما خود نافش نيوفتاده بود ميخواستم ببينم تعبيرش چيه ذهنمو خيلي مشغول كرده اخه چند روز پيشم خواب نوزاد ديده بودم

  245. مجتبی گفت:

    سلام
    مادر من خوابی دیده که من تا کمر در زمین چال شدم به طوری که پاهایم از پایین آویزان است و سعی در بیرون کشیدن من دارد که از جایی که من دا آن چال شده ام به پایین می افتد میشه تعبیرشو بگین

نظرات